پويان شريعت
از سوي ديگر وجود اسرايي از حدود 18 كشور جهان در ميان اسراي عراقي ما را بر آن ميدارد تا گذري كوتاه برنقش و دخالت نظام بينالملل در دفاع مقدس داشته باشيم. از اين رو نظام بينالملل را به سه دسته الف) كشورهاي منطقه، ب) كشورهاي فرامنطقهاي، ج) سازمانهاي بينالمللي تقسيم ميكنيم تا بتوانيم هرچند محدود سيري گذرا به اين دخالتها داشته باشيم.
الف) كشورهاي منطقه
چند ماه قبل از آغاز جنگ در 14/3/1359 صدامحسين رئيسجمهور عراق در شهر طائف عربستان با بعضي از سران كشورهاي عربي ملاقات و اطلاعاتي از اوضاع اقتصادي، اجتماعي و نظامي ايران از آنها دريافت كرد. با آغاز جنگ، عراق بلافاصله از پشتيباني تقريباً همه كشورهاي عربي خليجفارس و نيز اردن و مصر برخوردار شد. عربستان سعودي و كويت توافق كردند تا توليد نفت خود را افزايش دهند و اين اضافه توليد را براي عراق و رژيم بعث به فروش برسانند. از سوي ديگر كويت با به اجرا گذاشتن مقررات جديدي سعي كرد تا ايرانيان و شيعيان طرفدار انقلاب اسلامي را در آن كشور تحت فشار قرار دهد. اردن بندر عقبه را به منظور تدارك ارتش بعثي عراق در اختيار آن كشور قرار داده و جاده ارتباطي اردن به عراق، مهمترين مسير تداركاتي ارتش عراق و نيز صادرات نفت عراق از طريق تانكرهاي نفتكش شد. با ادامه جنگ روابط كشورهاي عربي خليج فارس با دولت عراق گستردهتر شد و اين كشورها كمكهاي مالي فراواني به دولت عراق كردند و برخي از كشورهاي عربي مانند الجزاير در طرف جنگ بيطرف بودند. براي مثال مصر كه كشور فقيري بود با اعزام صدها كارگر به عراق امكان بسيج نيروي انساني را براي عراق فراهم آورد. از سوي ديگر حافظاسد رئيسجمهور سوريه طي مصاحبهاي با روزنامه السفير در 17/8/1359 جنگ عراق با ايران را محكوم و آن را براي انحراف افكار عمومي اعراب از مبارزه با اسرائيل و به نفع امريكا ارزيابي كرد. اين اقدام سوريه باعث شد كه عراق بلافاصله روابط سياسي خود را با سوريه قطع كند. ليبي يكي ديگر از كشورهاي عربي و آفريقايي بود كه از ابتداي جنگ در طرف ايران قرار گرفت و معتقد بود جنگ بايد تا سقوط صدام ادامه يابد.
ب) كشورهاي فرامنطقهاي
1- ايالات متحده امريكا: برخي از صاحبنظران معتقدند كه تصميم قطعي به آغاز جنگ از تيرماه 1359 كه برژينسكي مشاور امنيتي رئيسجمهور امريكا در مرز اردن با صدام ملاقات كرد، اتخاذ گرديد. بعضي از سياستمداران ميگويند قدرتهاي جهاني با اين جنگ و تجاوز موافق بودند، چون در جهت منافع آنها بود. امريكا اعتقاد داشت كه درگير كردن ايران با جنگ باعث ميشود، تا مسئولان كشور در سياستهاي خود تجديد نظر كنند. البته خود امريكا معتقد بود كه قبل از اشغال لانه جاسوسي، مقامات ايران را از حمله احتمالي عراق مطلع كرده است و حتي كشور عمان را از همكاري با عراق در استفاده از پايگاههاي آن كشور بر حذر داشته است ولي آنچه مشخص است اينكه هيچ يك از قدرتهاي بزرگ جهاني از جمله امريكا و شوروي مانع حمله و تجاوز ارتش بعث عراق به ايران نشدند و از ابزار شوراي امنيت نيز براي توقف جنگ استفاده نكردند و كمكهاي بزرگي نيز به آنها (رژيم بعث) كردند. امريكا، عراق را به عنوان آغازگر جنگ محكوم نكرد و در برابر اقدامات غيرقانوني عراق در نقض معاهده الجزاير سكوت اختيار كرد. هنگامي كه جنگ اتفاق افتاد، نه تنها ايران از سوي امريكا در وضعيت تحريم تسليحاتي به سر ميبرد، بلكه به دليل گروگانگيري جاسوسان امريكايي، روابط سياسي امريكا با تهران قطع گرديد و حمله نظامي امريكا به ايران كه در طبس توسط خدا متوقف و منهدم شد وضعيت بحراني بر دو كشور حاكم كرد. امريكا جنگ را فرصت مناسبي براي برگرداندن ايران به دامان ايالات متحده ميدانست و به همين جهت از عراق حمايت ميكرد. امريكا در تلاش بود تا دو طرف به اصطلاح درگير جنگ را در كنترل خود داشته باشد و ميخواست عراق پيروز ميدان جنگ باشد اما نميخواست عراق بر منطقه خليج فارس مسلط شود.
2- اتحاد جماهير شوروي: در آغاز جنگ شوروي گستردهترين روابط سياسي را با عراق داشت و عراق را يكي از كشورهاي بلوك شرق محسوب ميكرد. گرچه روابط سياسي شوروي با ايران برقرار بود و سفارتخانههاي دو كشور فعال بودند ولي روابط با ايران در شرايط شكنندهاي قرار داشت. با آغاز جنگ شوروي، وقفهاي هشت ماهه را در ارسال سلاح خود به عراق صورت داد، زيرا حزب بعث قبل از تجاوز به ايران به سركوب حزب كمونيست عراق پرداخته بود و گرايش زيادي به تأمين تجهيزات نظامي از اروپا نشان ميداد. همزمان با قطع ارسال سلاح از شوروي به عراق اين كشور به دولتهاي اروپاي شرقي دستور داد تا سلاح ساخت شوروي خود را به عراق ارسال كنند. بدين وسيله تسليحات، مهمات و قطعات يدكي مورد نياز ارتش عراق از كشورهاي اروپاي شرقي تأمين ميشد و از طريق بندر عقبه در اردن دراختيار ارتش عراق قرار ميگرفت. عمدهترين تأمينكنندگان سلاح براي ارتش عراق در دوران جنگ كشورهاي شوروي و فرانسه بودند. از سوي ديگر به دليل اشغال افغانستان به دست ارتش سرخ، شوروي انتظار سكوت ايران نسبت به اين واقعه را داشت ولي ايران به صورت جدي به حمله با افغانستان مخالفت كرد و اين موضوع باعث شد تا شوروي به حمايت خود از عراق ادامه دهد تا به اين وسيله بتواند به ايران فشار وارد كند.
ادامه دارد