اين روزها دوستداران محيطزيست و طرفداران طبيعت و زندگي پاك، بدترين روزها را پشت سر ميگذارند.
به جرئت ميتوان ادعا كرد كه اخبار حوزه محيطزيست بعد از اخبار مذاكرات ژنو و اخبار اقتصادي، در رأس اخبار خبرگزاريها و ساير رسانهها قرار دارد.
آنگاه حوزه محيطزيست هر روز بايد حمله و هجوم نابسامانيها و آشفتگيها را در قالبهاي مختلفي چون تخريب عوامل زيستمحيطي، شكار، قطع بيرويه درختان جنگل، زمينخواري در حواشي جنگلها، اسيدپاشي و آتشسوزي درختان و كشتن و از پا درآوردن حيوانات نادري مانند پلنگ و يوزپلنگ، تجاوز به زيستگاهها و قرقگاههاي حيوانات، قاچاق و زندهگيري پرندگان، زباله و ريزگردها و سرب و آلودگي هوا و... تجربه كند. حالا هيچ حرفي نيست. چرا كه ديوار محيطزيست و حيات بيدر و پيكر «وحش» كوتاهتر از هميشه شده است. روز گذشته خبر دهشتبار و غمانگيز يخزدگي پرندگان تالاب بينالمللي ميقان در استان مركزي سهم دوستداران محيطزيست بود. روز قبلترش (روز يكشنبه) خبر قطع 18 ميليون اصله درخت بلوط در غرب كشور به واسطه بيماري «ذغالي بلوط» و هجوم سوسك چوبخوار بند دل همياران محيطزيست را پاره كرد و از روزهاي قبلتر از آنها هم هر روز حكايتي تلخ به كام مردم و دوستداران محيطزيست بود. در اينكه نميگويم در كار مسئولان يا متوليان حفاظت محيطزيست تعمدي است، چون قاطبه مسئولان بايد شعارهاي زيبا و دلفريب و مردمفريب سر دهند تا اموراتشان بگذرد. يعني ميخواهم بگويم غصه خوردن و جوش زدن اگر ابزار و برنامه پيش برنده اقدامات و گزارش عملكرد يك مسئول باشد، منتي بر گردن هيچكس نيست. كارشان و نوع انجام وظيفه (!) آنها اين گونه ايجاب ميكند. گرچه نبايد چند مسئول انگشتشمار و دلسوزي را كه از جنس همياران طبيعت هستند، در اهمالكاري و تعلل، (شايد هم تعمد) ساير مسئولان بيدرد سهيم كرد. واقع امر اين است، انگيزهاي كه باعث شده به جاي شهد، زهر از قلمها تراوش كند و به جاي «نوش»، «نيش» دريافت شود، دقيقاً رويكرد عقيم و عليالسويه همين مسئولان است. چرا كه در اين مقطع حساس هر مسئول و اداره و سازمان و وزارتخانهاي سعي دارد با تعصبي كور و تخريبگر توپ را به زمين ديگري بيندازد و به تمامي خود را تبرئه كند.
درد ما در اين بازه زماني قحطالرجال در حوزه محيطزيست است و مسئولي كه زبان طبيعت را بداند و جانش به جان درخت و رود و جنگل گره خورده باشد، بسيار كم است. حجت موجه اين مدعا، ناكارآمدي و عدم تدوين و تعريف برنامهاي جامع براي مقابله با عناصر مخرب محيطزيست از سوي مسئولان مربوط است. جالب اينجاست كه روز گذشته، نايبرئيس فراكسيون محيطزيست در گفتوگويي با «فارس» از عملكرد و سهلانگاري سازمان حفاظت از محيطزيست انتقاد و اين سازمان را متهم به عدم برنامهريزي كرده بود. اين نماينده محترم گناه سهلانگاري در مورد تلف شدن حيواناتي چون پلنگ را غير قابل قبول دانسته و تصريح كرده است كه سازمان محيطزيست موظف است از گونههاي جانوري حمايت كند!
نميدانم چرا با خواندن اين انتقاد (احتمالاً) دلسوزانه تمثيل «واي از روزي كه كوري عصاكش كور دگر شود» به ذهنم متبادر شد. حال بايد بگوييم جناب نماينده محترم، شما محيطزيست طبيعي و مرگ به قول خودتان جانوران را رها كنيد و بفرماييد شما براي ساماندهي به اين اوضاع نابسامان چه كردهايد؟ نگارنده چند دهبار با هدف گفتوگو و پيگيري برنامهها با جنابتان تماس گرفتهام و تنها يك بار سعادت يافتهام. اصلاً مشخص است كه رئيس فراكسيون محيطزيست شخصاً چه وظيفهاي دارد؟ چرا بايد تلفن همراه ايشان هميشه خاموش باشد؟ و اصلاً فراكسيون محيطزيست درباره آشفتگي، نابساماني سازمان محيطزيست چه كرده و چرا اين آشفتگي و عدم برنامهريزي به هيئت رئيسه مجلس و كميسيونهاي همسويي چون كميسيون اصل نود گزارش نشده است؟ اگر اوضاع تا اين حد بغرنج است (كه هست) چرا فراكسيون محيطزيست از مجلس شوراي اسلامي تقاضاي تحقيق و تفحص و پيگيري موضوع را نكرده؟
با اين وجود همه ميدانيم كه مهمترين مشكل و معضل بازدارنده محيط زيست كشورمان در عرصههاي مختلف، كمبود بودجه و اعتبار است. با اين اوصاف استاد گرامي چرا در انتقاداتتان از ضعف بودجه و عدم استطاعت مالي اين سازمان حرفي به ميان نياورده و در واقع صورت مسئله را پاك كردهايد؟
در پايان از خداي بزرگ ميخواهم، سختكوشي، همدلي، دلسوزي و اتحاد را به قلوب تمامي مسئولان و متوليان و همچنين همياران محيطزيست هديه كند. آمين.