انتـشار يك كتاب جامعهشناسي كه در قالب متني به ظاهرعلمي، تهمتهاي فراواني را به جامعه و نظام حكومتي كشور وارد كرده است، موجي از انتقادات را به همراه داشته است. اين در حالي است كه رسانههاي اصلاحطلب درباره اين كتاب و مطالب آن سكوت اختيار كردهاند.
مميزي يك كتاب جامعهشناسانه!
كتاب «جامعهشناسي ايران، جامعه كژ مدرن»، نوشته «حميدرضا جلايي پور» چندي است كه توسط نشر علم راهي بازار نشر شده است. اين كتاب ابتدا در سال 90 و در زمان دولت دهم براي دريافت مجوز نشر به ارشاد سپرده شد اما اداره كتاب از دادن مجوز به اين كتاب خودداري كرد، اما هيچگاه نيز آن را غير قابل انتشار اعلام ننمود به طوري كه هر بار ناشر براي مشخص شدن وضعيت كتاب مراجعه ميكرده است، تنها پاسخي كه دريافت ميكرده، «در دست بررسي» بودن كتاب بوده است. با اين شرايط عمر دولت دهم به پايان ميرسد و پرونده «جامعهشناسي ايران، جامعه كژمدرن»به دولت يازدهم ميرسد. دولت جديد نيز مجوز انتشار كتاب را صادر ميكند؛ كتابي كه در مقدمه آن آمده است: « انقلاب مشروطه به ظهور ديكتاتوري رضاشاه منجر شد، نهضت ملي نفت ايران به كودتاي 28 مرداد و سلطه همهجانبه ساواك منتهي شد، انقلاب عظيم اسلامي به قدرت گرفتن طرفداران تئوكراسي[حاكميت ديني] راه داد و جنبش اصلاحي و مدني دوم خرداد با ممانعت دولت پنهان و تحريم و تخلفات آشكار انتخاباتي روبه رو شد. اعتراضات جمعي پس از انتخابات خرداد 88 با برخورد شديد مأموران حكومتي مواجه شد.»
از انتشار اين كتاب حدود دو ماه ميگذرد و ميتوان نتيجه گرفت كه كتاب جلاييپور درست زماني وارد بازار نشر شده بود كه رسانهها به وزارت ارشاد درباره محتواي غير اخلاقي برخي از كتاب هاي« نشر چشمه» اعتراض ميكردند و از آن سو عدهاي نيز معتقد بودند كه مميز اصلي بايد خوانندگان كتاب باشند و چيزي به نام مميزي در ارشاد نبايد وجود داشته باشد. حجت الاسلام پژمانفر، عضو كميسيون فرهنگي مجلس درباره «جامعهشناسي ايران، جامعه كژ مدرن» ميگويد: طي تماس با ارشاد آنها اعلام كردند درباره اين كتاب مميزي صورت گرفته و كتاب و وضعيت فعلي بهرغم داشتن برخي اشكالات مورد تأييد براي چاپ قرار گرفته است.
با آنكه متن اوليه كتاب در دسترس همگان نيست تا آن را با كتاب فعلي مورد مقايسه قرار دهند، اما اين سؤال از مميزان محترم اداره كتاب مطرح است كه چرا به طور مثال اين جمله از كتاب: «ولي راه تقويت جامعه مدني را نه در راهبرد اصلاحطلبي سياسي، بلكه در راهبرد انقلاب آرام از طريق بخش مياني و پايين جامعه ميدانند» را كه به طور مستقيم جامعه را تشويق به ناآرامي و شورش ميكند، ديده و خواندهاند اما نسبت به آن اعتراضي نداشتهاند؟ انقلاب آرام تقريباً همان چيزي است كه جينشارپ در آموزههاي انقلاب مخملي به آن پرداخته است و تا به حال در چندين كشور مخالف غرب به طور كامل اجرا شده و تلاش براي تكرار آن در كشورمان با شكست سختي روبهرو شد.
چرا وزارت ارشاد در برابر دعوت به براندازي نرم كه در اين كتاب به آن توصيه شده است، واكنشي نداشته است؟ معاونت فرهنگي و اداره كتاب، به قوانين مميزي واقف نيستند يا بايد مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي را دوباره مورد بازبيني قرار دهند كه در ماده 4 حدود قانوني، بند ب- سياست و اجتماع، به صراحت «برانگيختن جامعه به قيام عليه نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي» جزو موارد مميزي عنوان شده است. آيا مميزي كه قرار بوده كتاب جلاييپور را مورد بررسي قرار دهد خود را ملزم به داشتن اطلاعات جامعهشناسي نميدانسته؟ يا از نوع تفكر جلاييپور و سابقه فعاليتهاي سياسي وي بيخبر بوده است؟
وقتي يك اصلاحطلب كتاب جامعهشناسي مينويسد
حميدرضا جلاييپور، استاد دانشگاه و جامعه شناس است. وي از دهه 70 مديريت چند روزنامه اصلاحطلب زنجيرهاي را برعهده داشته است. جلاييپور به شدت سعي دارد مباني اصلاحات را در قالب گفتمان علمي تبيين كند و در اين ميان همزمان با علمي جلوه دادن اصلاحطلبي در ايران خود را به عنوان تئوريسين اصلاحات مطرح كند كه البته با وجود همه تلاشهاي انجام شده است تا به حال در راه رسيدن به اين اهداف موفق نبوده است و نامهاي زيادي قبل از وي به عنوان پدرخواندههاي فكري جريان اصلاحات در ايران شناخته ميشوند. نگارش كتاب «جامعه شناسي ايران، جامعه كژ مدرن» را ميتوان ادامه مقالهاي دانست كه از اين نويسنده در بهار 1389نشريه انجمن جامعه شناسي ايران منتشر شده است.
جلاييپور كه سابقه حضور ناكامش در جريان اصلاحات و شكست سنگين و اضمحلال اصلاحطلبي را مشاهده كرده است، در اين كتاب سعي كرده تا حد ممكن روايتهاي شخصي خود را در قالب متني علمي منتشر كند. براي نمونه اين بخش از كتاب«يكي از مشكلات جامعه ايران، چالش با همين مردم سواري قلابي است. در جامعه در حال نوسازي ايران، همواره ناراضي توليد ميشود. البته، عقل جمعي اقتضا ميكند كه به جاي ناراضي سواري، با تقويت مردم سالاري، مشكلات ناراضيان شناسايي و با همكاري و مشاركت خودشان، آنها را حل و فصل كنيم» به خوبي نشاندهنده ناراحتيهاي دروني نويسنده از سرشكستگي اصلاحطلبان است به طوري كه جلاييپور دست به خودزني زده و جريان مردم سالاري را كه دولت اصلاحات خود را پرچمدار آن ميدانست «قلابي»! ميداند كه اين خود توهين آشكار ديگري به جامعه ايراني است.
اين نويسنده اصلاحطلب كه در زمان فتنه 88 سابقه بازداشت نيز دارد، در بخش ديگري از كتابش بدون ذكر دليل و منبع تنها بر اثر چيزي كه آن را ابراز عقيده شخصي ميتوان دانست، عنوان ميكند: « در 2 خرداد 1376 با شروع كار دولت خاتمي، اقشار متوسط جديد پيكره اصلي شهرهاي ايران را تشكيل ميدادند. به همين دليل دموكراسيخواهي ايرانيان اوج بيشتري گرفت و خود را در قالب جنبشي اجتماعي به نمايش گذاشت. اين خواست، خود را در حركت اجتماعي پس از انتخابات 1388، در قالب «رأي من كو؟» نشان داد.» جالب اينجاست كه اين جملات هم از ديد مميزان ارشاد دور مانده است!
جلاييپور مدعي هم هست!
زماني كه جلاييپور در قامت يك استاد دانشگاه فكر ميكند كتابي علمي نوشته است، در برابر اعتراضات به اين كتاب كه با لطف مميزي ارشاد به طبع رسيده است، جبههگيري كرده است. جلاييپور كه در كتابش انواع تهمتها را به جامعه ايراني وارد نموده است، مخالفان خود را « افراطي» ميخواند و ميگويد: «يك جامعهشناس كارش اين نيست كه حرفي بزند كه افراطيها را خوش بيايد بلكه بايد با ضوابطي كه در رشته تحصيلياش خوانده به بررسي معضلات جامعه بپردازد.»
وي حتي در فرار به جلو براي اينكه ايرادات كتابش را بپوشاند، ميگويد:«متأسفانه در كشور ما عدهاي كارشان فقط تخطئه كارهاي علمي ديگران شده، در صورتي كه نيكو اين است كه علمشان را بهكار ببرند و درباره جامعه ايران حرف روشني بزنند تا مشخص شود حرفشان چيست.» اين نويسنده حامي فتنه كه در مواجهه با انتقادات بهحق از كتابش عنان خود را از دست داده است، ميافزايد: «رسالت جامعهشناسي تملقگويي از تندروان در جامعه نيست.» اما جلاييپور كه بعد از انتشار كتابش مدعي علم و دانش شده است، هيچ وقت به اين موضوع اشاره نميكند كه چرا با وجود همه ديدگاههاي علمياش نتوانسته است اصلاحات را از اغما خارج كند! چرا از نظر يك فرد دانشگاهي همه منتقدان تندرو و افراطي هستند؟ و چرا يك جامعهشناس نميتواند فرق انتقاد و افراط را متوجه شود؟ در نهايت اينكه چرا مميزان ارشاد بايد به اين كتاب اينقدر لطف نشان بدهند كه نويسندهاش دچار توهم خود عالمپنداري شود؟
عمل به قانون مميزي از جمله وظايف وزارت ارشاد است و تا زماني كه اين وظيفه از سوي شوراي عالي انقلاب فرهنگي بر عهده اين وزارتخانه است، انتظار آن ميرود كه در انجام وظايف به خوبي عمل شود. موارد متعددي كه ميتوانست مميزي ارشاد آنها را در كتاب جلاييپور مورد توجه قرار دهد و متأسفانه اين كار صورت نگرفته، نشاندهنده يك نوع تساهل تعمدي از سوي ارشاد است. مسلماً امنيت كشور و حفظ ثبات سياسي و اجتماعي آن بالاتر از اعمال نظرهاي شخصي در مورد عدم برخورد با مطالبي چون كتاب جامعهشناسي ايراني است كه در آن به راحتي به اصل جمهوريت نظام، مردم سالاري و انتخابات آزاد اتهام وارد شده است.