حقيقت جشنواره سينمايي مستند «سينما حقيقت» در حالي كه هنوز عمر دولت يازدهم به چهارماه هم نرسيده از يك نگراني عميق خبر ميدهد. ريزش سازمان ارزشها از تخريب همين پايهها و ستونها آغاز ميشود. وقتي كسي به عنوان مستندساز، فيلم عروسي برادرش را با بخشهاي ديگري كه بازيگر براي دوستدخترش لباس زير ميخرد، در هم تلفيق ميكند و در سينما حقيقت دولت يازدهم به نمايش درميآورد.
مستند «پير پسر» به كارگرداني «مهدي باقري»، اثري است كه عصر روز يكشنبه در جريان هفتمين دوره جشنواره فيلمهاي مستند «سينما حقيقت» به نمايش درآمد. محتواي كلي اين مستند به اتفاقات و حواشي و اختلاف يك پسر جوان 30 ساله با پدرش ميپردازد كه به واسطه شرايط جامعه و ورشكستگي پدرش از زندگي خسته شده است. «مهدي» پسري 30 ساله كه دوسال است با پدرش قهر است، به دنبال دلايل ناكاميهاي زندگياش ميگردد. به نظر او مهمترين مقصر عدم ازدواج و نداشتن كار و زندگي مستقل، پدرش است كه با اشتباهاتش سرمايه زندگيشان را نابود كرده است.
فيلم سراسر سياه، تاريك و نااميدكننده است. دائم جملاتي كه زندگي را پوچ و جامعه را خسته و نااميد نشان ميدهد، در ميان سؤالها و جوابهاي فيلم گنجانده شده است. «هفت، هشت ساله ما زندگيمون گنده» - دقيقاً به اندازه بازه زماني دولتهاي نهم و دهم- «انقلاب كه شد، همه كارا تعطيل شد، تا پيروزي كه انقلاب تموم شد[!]...»؛ «نه من قراره به جايي برسم نه دنيا!» و... مكمل همه اين جملات سكانس انتهايي است كه مهدي با دوست دختر جديدش! روي سكوي« بانجي» ميرود و به پايين ميپرد. پريدن از سكو تداعي نوعي انتحار و جستن از وضعيت بدي است كه در آن گرفتار شده است. ضمن اينكه تصوير معلق ماندن و نشان دادن مهدي بيهويتي، سرگرداني و گرفتار شدن بين آسمان و زمين را براي مخاطب و بيننده تداعي ميكند. مستند! «پير پسر» سرشار از پردهدري، بيحيايي، حريم شكني، دختر بازي، رقص و آواز، اباحي گري، روابط آزاد نامحرم، بيغيرتي، ترويج حرمت شكني در خانواده و... ميباشد.
ابتداي فيلم دوربين طوري كادربندي ميكند كه يكي، دو نفر از خانمهاي قسمت زنانه تالار عروسي بدون حجاب ديده ميشوند. چند لحظه بعد مادر مهدي با موهاي پيرايش شده و آرايش غليظ و درحالي كه پارچهاي روي سرش انداخته جلوي دوربين قرار ميگيرد و شروع به مصاحبه ميكند. در سكانسهاي بعدي، نه تنها عكسهاي خانوادگي نشان داده ميشوند بلكه مخاطب با تصاويري مواجه ميشود كه بيشتر زنان حاضر در آن عكسها، بدون حجاب هستند. در جايي ديگر بدون رعايت حريم محرم و نامحرم، فيلم عروسي براي همه افراد (زن و مرد) نمايش داده ميشود و ضمن عاديسازي و بدون اشكال نشان دادن اين اقدام قبيح، مخاطب و بيننده مستند نيز به تماشاگران آن اضافه ميشوند. در قطعهاي از اين فيلم مستند! عروس خانم با لباس دكلته عروسي(بدون حجاب و كاملاً باز) و در حال گرفتن ژست و فيگور(به صورت درازكش) براي گرفتن عكس ديده ميشود.
در سكانسي كه مربوط به خريد لباس از فروشگاه است، خانمي نمايش داده ميشود كه يك لباس زير زنانه را بالا گرفته و درحال نگاه كردن و ورانداز آن است. بيرون رفتن و حرف زدنهاي «مهدي» با دوست دخترهاي متعددش نيز بخشي از اين مستند را تشكيل ميدهد. از جمله ديگر بخشهاي تأمل و تأسف برانگيز اين مستند ميتوان به تكريم از محمدرضاشاه به دليل اصلاحات ارضي، نشان دادن صحبتهاي دايي راوي (مهدي) مبني بر اينكه ما مجسمه شاه را در انقلاب به زير كشيديم و بعداً فهميديم اشتباه كرديم، نشان دادن مكرر رقص مردان و البته زنان در عروسي، رقصيدن عروس خانم در خيابان، روايت كاملاً نااميدانه از زندگي و نشان دادن اينكه اميدي به آينده در اين جامعه وجود ندارد، تكهپراني سياسي درباره فتنه 88 و تأكيد غيرمستقيم بر اينكه «مهدي» هم جزو اغتشاشگران فتنه 88 بوده، اشاره كرد.
«محمد طباطبايي نژاد» دبير اين جشنواره در پاسخ به سؤال خبرنگار «جوان» مبني بر دلايل و چگونگي اجازه دادن جهت شركت در جشنواره و صدور مجوز نمايش و اكران چنين اثر غيرقابل دفاعي ميگويد: اين اثر هيچ مشكلي ندارد، چراكه بخشي از واقعيتهاي جامعه را نشان ميدهد. البته يكي، دو سكانس از اين مستند را كه مربوط به انقلاب و موضوع ديگري ميشد، به خاطر مسئله و مشكل داشتن، از آن حذف كرديم!
طباطبايينژاد در ادامه ضمن دفاع كامل و تمام قد از محتوا و كارگردان اين اثر درباره بخشهاي مشكل دار اين مستند از جمله نمايش لباس زير زنانه در آن، ميگويد: چون اين بخش مورد اشاره به صورت شات بسته (نماي درشت) نمايش داده نميشود و همچنين به خاطر بازه زماني چند ثانيهاي نمايش آن، بنابراين نشان دادن لباس زير زنانه هيچ اشكالي ندارد! ضمن اينكه اين مسئله يكي از واقعيتهاي جامعه ماست و هر كس كه براي خريد لباس و... به بازار برود ميتواند شاهد چنين اتفاقات و صحنههايي باشد!
رئيس مركز گسترش سينماي مستند و تجربي در مواجهه با اين سؤال كه «آيا به اسم واقعيت ميتوان هر چيزي را به نمايش گذاشت و اينكه صرف داشتن ما به ازاي بيروني (صرف نظر از كميت يا كيفيت آن) مجوزي براي ساختن فيلم و مستند و نمايش عمومي آن ميشود؟» ميگويد: هر چيزي را كه واقعيت داشته باشد و در سطوح، موقعيت و مكانهاي مختلف جامعه حضور داشته باشد، ميتوان با نام «مستند»در اين جشنواره نمايش داد!
طباطبايينژاد در پاسخ به اين سؤال كه نظر شما درباره سخن مقام معظم رهبري در مورد «چيدن علفهاي هرز در عرصه فرهنگي» چيست و مصداق آن علفهاي هرز را چه ميدانيد، ميگويد: سخن ايشان حرف بسيار درست و دقيقي است اما من مهمان دارم و بايد بروم به آنها برسم!
نمايش چنين آثار مسئلهدار و مشكلداري كه در اين دوره از جشنواره تعداد آنها كم هم نبوده است در حالي صورت ميگيرد كه براساس شرايط عمومي شركت در جشنواره داشتن و احراز مؤلفه مهم «فيلم ارسالي بايد با قوانين وزارت فرهنگ و ارشاد [اسلامي] هماهنگي داشته(خالي از سياهنمايي اجتماعي، سياسي و...)... » جزو شروط اوليه آثاري است كه ميخواهند در اين جشنواره شركت نمايند! ضمناً با رخ دادن اينگونه مسائل معلوم نيست چه موقع و چه كسي بايد براي تحقق انتظارات رهبر معظم انقلاب و آحاد مردم جامعه در حوزه استراتژيك فرهنگي اقدام و حركتي انجام بدهد. تاكي بايد شاهد ساختهشدن و نمايش آثار سخيف، نازل و موهني باشيم كه به اسم «واقعيتهاي جامعه» در حال تاختوتاز بر گرده فرهنگ و ارزشهاي مظلوم جامعه اسلاميمان است؟!
طباطبايينژاد در ادامه ضمن دفاع كامل و تمام قد از محتوا و كارگردان اين اثر درباره بخشهاي مشكل دار اين مستند از جمله نمايش لباس زير رنانه در آن، ميگويد: چون اين بخش مورد اشاره به صورت شات بسته (نماي درشت) نمايش داده نميشود و همچنين به خاطر بازه زماني چند ثانيهاي نمايش آن، بنابراين نشان دادن لباس ... هيچ اشكالي ندارد! ضمن اينكه اين مسئله يكي از واقعيتهاي جامعه ماست و هر كس كه براي خريد لباس زير زنانه به بازار برود ميتواند شاهد چنين اتفاقات و صحنههايي باشد!
اینم از کرامات شیخ ماست از ماست که برماست