روز گذشته خبري در خصوص ديدار پنج كارگردان شناخته شده سينماي ايران با رئيس سازمان سينمايي منتشر شد. عباس كيارستمي، خسرو سينايي، بهمن فرمان آرا، ناصر تقوايي و رخشان بنياعتماد در ديدارهاي جداگانه با حجتالله ايوبي گفتوگو كرده و دلايل عدم ساخت فيلم توسط آنها بررسي شده و قول مساعد سازمان سينمايي براي كمك به ساخت فيلم به اين كارگردانها داده شده است.
البته كيارستمي در گفتوگويي ديدار خود با ايوبي را براي ساخت فيلم ندانست و عنوان كرد كه فعلاً در ايران فيلم نخواهد ساخت.
تركيب اشخاصي كه در اين چند روز با رئيس سازمان سينمايي ديدار داشتهاند و دستوراتي را كه ايوبي براي رفع توقيف برخي از فيلم داده است، ميتوان در يك كليت نگاه كرد و آن ايجاد خط تساهل و نگاه ويژه به برخي از خواص است.
حجتالله ايوبي رئيس گشادهرو و خوش برخورد سازمان سينمايي، سياست جذب حداكثري را براي ساماندهي آن چيزي كه از آن به عنوان «سينماي اميد» ياد ميكند، به كار گرفته است؛ روشي كه در آن قرار است آينده سينماي ايران روشن شود.
رئيس سازمان سينمايي روش خود را بر اين اصل قرار داده است كه در دورههاي قبلي مديريت سينما به سينماگران ظلم شده است؛ چه كساني كه فيلم نساختهاند، چه آنهايي كه فيلمشان اكران نشد و حتي آنهايي كه كار ميكردند و به هر دليلي از شرايط ميناليدند. ايوبي در برنامه خود راههاي زيادي را براي به دست آوردن دل اين گروه به اصطلاح مظلوم و محروم در نظر گرفته است.
علفهاي هرز فرهنگي
جذبي كه سازمان سينمايي در پي آن است و تصميمهايي كه در اين باره گرفته شده، اين نگراني را افزايش ميدهد كه فضاي سينما به جاي كمك به رشد گلها به سمتي برود كه امكاناتش در راهي خرج شود كه باغ فرهنگ را به علفزار تبديل كند.
سازمان سينمايي دستور رفع توقيف فيلمهاي «پريناز» و «قصهها» را داده است. پريناز داستان دختربچهاي است كه مجبور است با تنها خويشاوندش زندگي كند و آن خويشاوند، زني است با شخصيت دگم و خشكه مذهب كه پوشش و حجاب عجيبش باعث آزرده شدن بيننده از رفتارهاي يك شخصيت مذهبي ميشود. معاونت وقت ارزشيابي سينما، در دوران مديريت شمقدري بر سازمان سينمايي دلايل توقيف اين فيلم را نياز به اصلاحات فراوان در آن عنوان كرده بود اما اكنون شنيدهها حكايت از رفع توقيف نسخه كامل اين فيلم دارد.
هواي بهمن قبل از 57 است
نگاهي به ليست كارگردانهايي كه رئيس سازمان سينمايي با آنها ديدار داشته و قول مساعد همكاري به آنها داده است، ميتواند جالب توجه باشد.
بهمن فرمان آرا، كارگردان شازده احتجاب همكاري تنگاتنگي با حكومت پهلوي داشت و اگر انقلاب اسلامي چند سال با تأخير به ثمر مينشست، امكان ارتقاي فرمان آرا به عنوان يكي از مديران اصلي دستگاه فرهنگ و هنر آن دوران وجود داشت. اين كارگردان كه مدتها از كشور مهاجرت كرده بود با ساخت «بوي كافور عطر ياس» بازگشت دوبارهاي به سينماي ايران داشت و بعد از آن هم «خانهاي روي آب»، آخرين فيلم وي «خاك آشنا» بود كه در دولت اول احمدينژاد كليد خورد و در همان دولت به مدت دو سال توقيف و سرانجام در سال 88 اكران شد. اين كارگردان در ميان سينماگران به داشتن ديدگاههاي افراطي و روشنفكري انزواگرايي كه نمونهاش را در شازده احتجاب نيز ميبينيم، معروف است. فرمان آرا هيچ وقت آثارش را در دايره سينماي انقلاب اسلامي تعريف نكرده است و همين چند فيلمي كه بعد از انقلاب ساخته است، نشاندهنده نگاه تاريكي است كه وي نسبت به انقلاب دارد.
رفاقت با ناصر
ناصر تقوايي، كارگردان «دايي جان ناپلئون» از شاخصترين كارهاي تلويزيون پيش از انقلاب است كه شاخصترين كارش بعد از پيروزي انقلاب نيز «ناخدا خورشيد» است. تقوايي مدتهاست كه رابطهاش با سينما را كجدار و مريز ادامه ميدهد. وي در دولت اصلاحات كليد توليد چند فيلم را زد كه همه آنها را نيمهكاره رها كرد. كارگردان جنوبي هيچ وقت مشخص نكرد چرا با دولت اصلاحطلب كنار نيامد. در دولت احمدينژاد هم تقوايي بيشتر از اينكه در سينما حضور داشته باشد، وقت خود را براي گفتوگوهاي بلند روزنامههاي اصلاحطلب ميگذاشت كه معمولاً در آنها از ساختار سينما و مديريت قبلي آن گلايه ميكرد. تقوايي در نقل قولي گفته است: «در نشريات از قول من نوشتهاند، تا زماني كه براي فيلمساختن بايد اجازه گرفت، من فيلم نميسازم. صحيحتر اين بود كه بنويسند من اجازه نميدهم كسي فيلمنامه مرا بخواند.»
با اين وضعيت آيا رئيس سازمان سينما در روند ساخت فيلم اجازه خواهد داد كه بر خلاف ميل تقوايي عمل شود؟ يا اينكه اين بار نيز ايوبي رفاقت را در حق كارگردان «آرامش در حضور ديگران» تكميل خواهد كرد و براي اينكه تقوايي را به دنياي كارگرداني باز گرداند، تشريفاتي چون بازبيني فيلمنامه را لغو ميكند!
جايي براي«قصهها»ي بنياعتماد
ديگر كارگرداني كه به ديدار ايوبي رفته است، رخشان بنياعتماد است. براي آنهايي كه به دنبال عنوانسازي و نمادسازي هستند با ساخت «بانوي ارديبهشت» كه به شدت فضاي سياسي بر آن حاكم بود، بهترين بهانه بود تا به اين كارگردان زن سينماي ايران لقب بانوي ارديبهشت سينماي ايران بدهند. بني اعتماد سال گذشته فيلم «قصهها» را براي جشنواره فجر آماده كرد.
فيلمي كه بدون پروانه ساخته شده بود و داستان اپيزودكيش برداشتي متفاوت از وقايع بعد از انتخابات سال 88 بود. اين فيلم كه به صورت غيرقانوني ساخته شده بود، نتوانست با لابيگري نيز راهي به فجر پيدا كند. «قصهها» توانست در پروسه جذب حجتالله ايوبي قرار بگيرد و پروانه نمايش آن صادر شود! دولت در مورد فيلم رخشان بني اعتماد در اصل قوانين را دور زد و به فيلمي كه شعارهاي تند سياسي در آن ممكن است حساسيتهاي اجتماعي را برانگيزد، مجوز اكران داد.
مجوز نمايش به اين فيلم و حضور آن در جشنواره ميتواند همان التهابهايي كه بر اثر ساخت فيلم«پل چوبي» ايجاد شده بود، دوباره تكرار شود. گويا در زير چتر حمايتي سينماي دولتي، ايران تنها كشوري در جهان است كه سينماگرانش با پول دولت عليه آن فيلم ميسازند و به كسي نيز برنميخورد.