جوانآنلاين: سيد عليرضا حجتي به سال 1332 در خانوادهاي متوسط و متدين در رودبار تهران چشم به جهان گشود. عليرضا سومين فرزند خانواده بود. او روزهاي بيغل و غش دنياي كودكانه را آرام آرام پشت سر گذاشت و وقتي فصل رفتن به مدرسه آغاز شد عليرضا در همان دبستان محل تولدش تحصيل را آغاز كرد و در سال 1344 موفق به اخذ مدرك ششم ابتدايي شد.
شهيد حجتي در دوره ابتدايي و بيشتر در تابستانها براي اينكه كمك خرجي براي خانواده باشد دو الي سه سال در يك دندانپزشكي و دندانسازي كار كرد. او در سال 1347 در دبيرستان ابوريحان بيروني به تحصيلاتش ادامه داد و بعد از مدتي به دبيرستان بهرام منتقل و سيد عليرضا در همان مدرسه موفق اخذ ديپلم رياضي شد. از جمله معلمان، مربيان و اساتيد اين شهيد ميتوان مرحوم فخرالدين حجازي و آقاي قابل رحمت را نام برد كه در فرهنگ و بينش آن شهيد نقش بسزايي داشتهاند.
عليرضا از همان دوران نوجواني با قرآن بسيار مانوس بود و هميشه بخشي از وقت خود را در روز صرف قرائت قیآن ميكرد اين در حالي بود كه صداي بسيار زيبايي داشت و هنگام خواندن قرآن همه اهل خانه سكوت ميكردند و به صوت او گوش فرا ميدادند. انس با قرآن روح او را جلا داده بود و از اين رو رفتاري بسيار مهربان داشت و با همه از كودك تا بزرگسال با احترام رفتار ميكرد. هميشه لبخند به لب داشت و با همه با گشادهرويي رفتار ميكرد و همين موضوع باعث شده بود دوستانش هر گاه مشكلي داشتند نزد عليرضا بروند. در كنار همه اين مسائل عليرضا بسيار اهل مطالعه بود و سعي ميكرد نسبت به مسائل سياسي و اجتماعي جامعه آن روز بصيرت داشته باشد.
سيد عليرضا در كنار تحصيل به حسينيه ارشاد هم مراجعه ميكرد و از بحثها و سخنرانيها بهره ميبرد. علاوه بر آن، در لويزان هيئت قرائت قرآني توسط پدر شهيد مرحوم حاج علي اربابي برگزار ميشد كه او هم در آن هيئت حضور فعال داشت. وي يكي از قاريان خوب قرآن و اولين شهيد هيئت بود كه بعد از شهادت هيئت به نام شهيد سيد عليرضا حجتي نام گرفته است. اين هيئت در اوايل زمان تشكيل در منازل و چندين سال است كه در امامزاده پنج تن لويزان برگزار ميشود.
سيد در سال 55 تا 57 خدمت سربازي را انجام داد و پس از پايان خدمت در يك دكه ساندويچ فروشي مشغول كار شد كه درآمد قابل توجهي هم داشت. همزمان با انقلاب شهيد سيد عليرضا در تظاهرات و راهپيماييهاي پيروزي انقلاب اسلامي حضور بسيار فعال داشت و شهامت و شجاعت او براي دوستانش مثال زدني بود و در آن ايام از انجام هيچ كاري باك نداشت. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي و تشكيل سپاه پاسداران، در سال 1359 به عضويت سپاه درآمد. اولين ماموريت اين شهيد در جمع پاسداران گردان 8 سپاه تهران حفاظت از بيت شريف حضرت امام خميني(ره) در جماران بود. شهيد سيد عليرضا حجتي در چهارم تير ماه سال 60 براي به جا آوردن سنت پيغمبر با دختري از سلاله حضرت زهرا(س)ازدواج كرد.
زندگي مشترك او بسيار كوتاه بود و در واقعكمتر از 70 روز يعني در تاريخ دوازدهم شهريور ماه سال 60 در عمليات آزادسازي ارتفاعات بازي دراز سرپل ذهاب پس از يك هفته حضور در جبهه به شهادت رسيد. بيشتر از ده ماه پيكر مطهر شهيد در منطقه خط مقدم و زير آتش بعثيون متجاوز قرار داشت و در چهاردهم تير ماه در قطعه 26 شهدا در بهشت زهرا به خاك سپرده شد.
وصيتنامه شهيد
سلامتي و پيروزي والدين، خانوادهها،فاميلها و كليه دوستان و آشنايان و مسلمين جهان در راس امام عزيز و بت شكنمان را از پيشگاه خداوند متعال خواستارم و منتظر لقاءالله و فتح و پيروزي نهايي و ظهور امام عصر و زمان حضرت حجتبنالحسن هستيم. اينجا جبهه حق و باطل بوده و هر آن امكان رسيدن به فيض عظماي شهادت ميباشد و من موفق نشدم در تهران طبق دستور شرع مقدس وصيتي كرده باشم، لذا مستدعيست طبق مطالب زير كه همان وصيت بنده است در صورت كشته شدن در راه خدا شما عمل نماييد. هر گاه خبر شهادت يكي از ما دو نفر را شنيديد راضي نيستيم كه به سپاه جهت فراخواندن ديگري از جنگ كوشش كنيد چرا كه از صدر اسلام تاكنون خانوادههاي زيادي بودند كه در اين راه قرباني خيلي بيشتر از دو تا هم دادند. دوم طبق علاقهاي كه به اسلام و امام داريد خود و تمامي افراد خانوادهمان را مكلف سازيد تا آخرين دم حيات دست از ياري اسلام و انقلاب و امام برندارند كه در غير اينصورت خسرالدنيا والاخره خواهيد بود. در ثالث هر چه زودتر در صورت عدم برگشت من وضعيت خانه و زندگي ما را مشخص كنيد. البته در حضور علما كه طبق حكم شرع بتوان از آنها استفاده نمود و اگر فرزندي خداوند عطا نمود بر شماست كه مثل اجداد پاكت و به سرپرستي خودت او را تربيت اسلامي نموده و اگر پسر بود به حوزه علميه و عكس آن هم به صلاح اسلام هر چه بهتر اقتضاء نمود. در مورد مخارج كفن و دفن از ثلث مال آن هم تا حدي كه در خور انقلاب و به نفع اسلام و خارج از هر گونه ريا باشد.
محل دفن، همه جا خاك خداست و بهشت زهرا بهتر است. ساير مواردي كه به عقل من نرسيد هر طور كه خود بهتر صلاح ميدانيد.
همگي موظفيد كه در تمام مراسم و منبعد با لباس شادي و خوشحال همچون كوهي از ايمان، محكم و استوار و پا بر جا باشيد. از همگي فاميل و آشنايان برايم حلالي بطلبيد و همگي با هم متحد و منسجم باشيد كه خدا ميداند اجر آن چيست؛ طبق گفته مولا علي(ع) در نهجالبلاغه: و بايد سر را به خدا عاريه داد كه جز او كسي ارزشي ندارد مگر بخواست او. در پايان همه شما را به خدا ميسپارم و اميد آن دارم كه در راه رضاي خدا و رسالتي كه در قبال مسلمين، قرآن و اسلام داريد كوتاهي نكرده و روز به روز استوارتر و متعهدتر و متدينتر گرديد.