پرداختن به زندگي اسيران عراقي ميتواند نقاط مبهم حضور آنها در كشور ما را برطرف كند و حاوي نكات باارزشي براي آشنايي و شناخت بيشتر دشمني باشد كه هشت سال به قصد دستاندازي به خاك ايران مقابلمان جنگيد. چندي پيش مرتضي سرهنگي مدير دفتر ادبيات پايداري حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي از تأسيس دفتر اسيران جنگي ايران و عراق در آينده نزديك از سوي دفتر متبوعش خبر داد و گفت: «حدود شش ميليون نامه بين اسرا و خانوادههايشان مبادله شده و من تا الان نزديك 12 هزار نامه را جمع آوري كردهام كه اينها منابع بسيار ارزشمندي است و ميتوان از آنها براي پژوهش استفاده كرد.»
تلاش بسياري كرديم تا براي جويا شدن از جزئيات اين طرح با مدير دفتر ادبيات پايداري حوزه هنري گفتوگويي انجام دهيم ولي متأسفانه به رغم تماسهاي مكرري كه گرفته شد موفق به انجام مصاحبه با مرتضي سرهنگي نشديم و در جواب كارمندان شنيديم كه او به هيچ عنوان حاضر به مصاحبه با هيچ رسانهاي در اين خصوص نميشود. هر چند پاسخگو نبودن در برابر رسانهها براي مسئول يك سازمان عمومي امري پسنديده محسوب نميشود اما ايجاد اين دفتر ميتواند نسلهاي بعد از جنگ را با واقعيتهاي بسياري از جنگ تحميلي آشنا كند كه در مجال پيش آمده به گوشههايي از آن ميپردازيم.
بديهي است وجود شش ميليون نامه به جامانده از اسيران عراقي ميتواند در حكم يك سند باارزش براي پرداختن به بخش مغفول مانده جنگ تحميلي باشد. تركيب فضاي جنگي با يك فضاي اردوگاهي شرايط متفاوت و خاصي را براي اسيران رقم زده است. از آنجا كه در زمان جنگ ما از كشورهاي متعددي اسير گرفتيم پيادهسازي خاطرات و جمعآوري نامههاي آنان گنجينهاي از ناگفتههاي جنگ را پيش رويمان قرار خواهد داد. در تمام جنگهايي كه در ديگر نقاط جهان اتفاق افتاده جمعآوري و پيادهسازي اسناد و مدارك مربوط به اسيران بخشي مهم از تاريخ جنگشان را شامل ميشود. قطعاً خوانده و ديده شدن حرفهاي اسيران عراقي در ايران جذابيتهاي خاص خود را خواهد داشت.
يكي از وجوه مهم در پرداختن به وضعيت اسراي عراقي مقايسه آنان با وضعيت اسيران ايراني است. آن طور كه از نوشتههاي كتاب «جنگ را ما شروع كرديم» برميآيد، رفتار سربازان و رزمندگان ايراني با اسراي عراقي در اردوگاههاي كشور به هيچ عنوان قابل مقايسه با وضعيت آزادگان در عراق نيست. زماني كه كتاب ناصر صارمي را ورق ميزنيم، متوجه رفتار انساني و خوب ايرانيان با اسيران عراقي ميشويم. چنانچه در بخشهايي از كتاب ميخوانيم كه حتي سربازان ايراني با اسيران عراقي فوتبال هم بازي ميكردند و هيچ خبري از اذيت و آزار و شكنجه نيست.
اما در مقابل وقتي خاطرات آزادگان كشورمان را مرور ميكنيم ميبينيم وضعيت كاملاً متفاوت با ايران بودهاست. هنوز آثار و عوارض شكنجههاي بعثيها بر جسم و روح و روان آزادگان مانده و مرور خاطرات تلخ آن روزها اين عزيزان را مكدر ميكند.
به هر روي پرداختن به وضعيت اردوگاههاي اسيران عراقي ميتواند به خوبي جنبههاي انساني جنگ ايران و عراق را به تمام جهان نشان دهد. بديهي است در اين خصوص بررسي نامههاي اين اسرا كه در آن بيهيچ دغدغهاي داشتههاي ذهني خود در شرايط اسارت را بيان ميكردند، سندي واضح برچگونگي رفتار ايرانيان با اسراي متجاوز خواهد بود كه بايد به انتظار بنشينيم تا ببينيم دفتر پايداري حوزه هنري در اين خصوص چه خواهد كرد.