کد خبر: 623796
تاریخ انتشار: ۰۸ آذر ۱۳۹۲ - ۲۰:۳۲
محمد حسين جعفريان
هفته گذشته رفته بودم كرمانشاه. رفتم عيادت احمد عزيزي. لابد مي‌دانيد او هفت سال است كه بر اثر سكته مغزي به كما رفته. او حق بيشماري بر گردن فرهنگ انقلاب دارد. طي سال‌هاي جنگ، او و دوستان توانمندش از جمله شاعر خردمند روزگار ما «يوسفعلي ميرشكاك» در روزنامه جمهوري، به معناي كامل كلمه عقبه فرهنگي نبرد را فرماندهي مي‌كردند و در اين جبهه جانفشاني‌ها كردند. اين بزرگان علاوه بر آنكه شاعراني مؤثر در ادب فارسي شدند، نقش فرهنگي- اجتماعي غيرقابل انكاري در حفظ آرمان‌ها و شعائر انقلاب اسلامي طي آن سال‌ها و پس از آن داشتند. همه بزرگان انقلاب و خاصه رهبر فرزانه ايران اسلامي از آن بر و بچه‌ها با احترام ياد كرده و خيلي دوستشان دارند. اين علاقه به احمد عزيزي ويژه است.
 
 چنانكه ايشان بيماري احمد را غمي بر دل خود خواندند. در سفر كرمانشاه نيز به عيادت احمد رفتند، بديهي است هفت سال در كما بودن و زندگي در اتاق سي‌سي‌يو، هزينه‌هاي كمرشكني دارد. خاصه آنكه اين بچه‌ها به واسطه روحياتشان اغلب خوي كارمندي نداشتند و در پي حقوق خود نبودند. خواهر احمد مي‌گفت تنها دريافتي او پس از آنكه به كما رفت، ماهانه 350 هزار تومان از اداره‌اي فرهنگي بود.
هفت سال است خواهر احمد عزيزي چون پروانه گرد برادر مي‌گردد. در اين سال‌ها پسر 24 ساله و مهندس او به رحمت خدا رفت و به گفته خودش اين ماجراي تلخ هم باعث شد احمد را رها كند و با غمي آشكار مي‌گويد، درد احمد بيش از مرگ فرزندم مرا رنج مي‌دهد. با كمال تأسف از سوي مسئولان مربوطه شيوه منظم و فعالي براي پشتيباني از اين خانواده در پرستاري و درمان احمد انديشيده نشده. هر‌از‌گاهي كمك‌هايي شده، اما با پايان يافتن آنها باز اين خانواده ناچار به گرفتن قرض، وام و... براي تأمين هزينه‌هاي سنگين درمان او شده‌اند. مشكل بزرگ الان تمديد نكردن دفترچه بيمه احمد از بيست‌و‌هفتم ارديبهشت است. او بايد هر سه ماه، دو عدد آمپول خاصي را بگيرد كه مانع نرمي استخوان مي‌شود. هر جفت اين آمپول‌ها 3 ميليون‌تومان هم اكنون در بازار فروخته مي‌شود. اين جداي از صدها هزينه ريز و درشت روزانه‌اي است كه يك بيمار با سابقه هفت ساله در سي‌سي‌يو دارد.
 
 هشت ماه است خانواده نتوانسته‌اند داروي مذكور را به احمد برسانند. لذا انگشتش بر اثر اصابت به تخت، شكسته است؛ همان انگشتي كه مثنوي حضرت زهرا (س)‌را نوشت:«ياس بوي مهرباني مي‌دهد...» نوشت:«حضرت زهرا دلش از ياس بود...». باري همان انگشتي كه صدها سرمقاله آتشين روزنامه جمهوري را در دفاع از انقلاب و امام(ره) نوشت، همان انگشتي كه «بسيج كلمات» را نوشت، همان انگشتي كه در اين سرزمين به خاطر نرسيدن آمپول و بهتر بگويم شندرغاز پول كه در بودجه‌هاي ما به پشيزي حساب نمي‌آيند، شكست. چه كسي باور مي‌كرد روزي براي تأمين هزينه‌هاي درمان شاعري با اين ويژگي‌ها مجبور باشيم به مسئولان اين سرزمين التماس كنيم؟ ما به كجا رسيده‌ايم؟ نمي‌دانم چرا احمد نبايد براي درمان به هر جاي جهان كه لازم است اعزام شود. اما مي‌دانم وضع جسمي او از «استيون‌ هاپكينز» كه چون تكه گوشتي بر ويلچر افتاده اما چنان كرده‌اند كه با امواج مغزي خود فيزيك جهان را هدايت مي‌كند،‌بدتر نيست. آنچه بدتر است، وضع غيرت ما نسبت به نخبگان انقلاب و سرزمينمان است، آن هم اعجوبه‌اي چون احمد عزيزي!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار