هر سال وقت برداشت پرتقال و مركبات و پيش از آن در تابستان هنگام برداشت ميوههاي ديگر و صيفيجات كه ميرسد، رسانههاي ما گزارشهاي محيرالعقولي پخش ميكنند و بعد همه چيز فراموش ميشود تا سال بعد. خبرنگار به باغات شمال ميرود، از باغداران قيمت خريد ميوهها توسط دلالان را ميپرسد و آنها ميگويند؛ چارهاي ندارند! هر قيمتي كه دلال تعيين ميكند آنها بايد فروشنده باشند، چرا كه بايد ميوههاي رسيده فوراً چيده و تخليه شوند، اگر نه بر شاخهها ميپوسند. با كمال تأسف اما اين قيمتهاي خريد از توليدكنندگان، گاه چنان نازل است كه حتي هزينههاي اوليه توليد آنها را نميپوشاند. تا جايي كه بسيار شده باغدار از خير فروش محصول ميگذرد، ميگذارد نعمت خداوندي بر شاخهها بپوسد، اما آن را به دلال نميدهد چرا كه قيمت پيشنهادي دلالان گاه حتي به قدر پرداخت دستمزد كارگران براي ميوهچيني هم نميشود.
اين در حالي است كه همزمان در بازار تهران و شهرهاي بزرگ، مركباتي كه دلال به زور از باغدار به كيلويي 600 تا 700 تومان ميخرد تا شش برابر قيمت عرضه ميشود و همه اين وسط ميخورند و پول به جيب ميزنند، جز توليد كننده و زحمتكش اصلي كه يك سال خون جگر ميخورد تا باغش به ثمر بنشيند. گاه محصول تا پنج دست ميان دلالها ميچرخد و هر كدام سهم خود را بر قيمت عرضه نهايي آن ميافزايند. در تابستان و محصولات باغي و جاليزي اين فصل نيز همين قصه پرغصه تكرار ميشود. چه بسيار سالهايي كه كشاورزان جنوبي محصولات پياز و سيبزميني و ... خود را حتي برداشت نميكنند و ميگذارند در همان خاك بپوسد. چرا كه قيمت خريد دلالان چنان ناجوانمردانه است كه هزينههاي برداشت را هم كفاف نميدهد در حالي كه همان زمان قيمت اين محصولات در بازار تهران سر به فلك ميزند. به نظر شما حل اين معضل خيلي طرح و برنامه پيچيدهاي ميخواهد؟ آيا تأسيس چند تعاوني و كمك گرفتن از آنها براي ارتباط مستقيم ميان توليدكننده و مصرف كننده در شهرهاي بزرگ كار پيچيدهاي است؟
تصور كنيد اگر اين تعاونيها با يك سيستم حمل و نقل منظم محصول را از كشاورز و باغدار تحويل گرفته و پس از كسر هزينه حمل، مستقيم آن را به همين ميدانهاي تربار شهرداري در شهرهاي بزرگ رسانده و به دست مشتري آن برسانند تا چه حد قيمتها پايين ميآيد. آن وقت مثلاً پرتقال 7 هزار توماني حداكثر با 2 هزار تومان به دست مصرفكننده ميرسد. حالا متوجه ميشويد، وقتي ميگويند بخش اعظم اين گرانيها نتيجه سوء مديريت مخرب و فشل ما در حوزههاي مختلف است و نه تحريمها، يعني چه؟ حالا ملاحظه ميفرماييد برخي مسئولان ما كه در فكر مديريت جهان بودند و از عهد مادها، برنامهريزترين دولت تاريخ بودند، از انجام سادهترين امور ناتوان بوده و به واسطه اين مديريت درخشان چه بر سر معاش مردم آورده و چه سيستم معيوبي را بنيان نهادهاند. كاش دولتمردان جديد هم غرق در مذاكرات بيروني نشوند و اين مسائل ساده را با مديريتي دلسوز و مدبر حل كنند. جلوگيري از سيل ميوههاي وارداتي كه جز آتش زدن ارز مملكت در اين اوضاع ثمري ندارد، يكي ديگر از راهكارهاي پيشگيري از اين گرانيهاست. كاش گوش شنوايي باشد.