رئيس هيئت مديره خانه موسيقي معتقد است هزينه كفن و دفن خوانندگان گروه سگ كه از سوي ارشاد انجام شده است، در راستاي منافع نظام بوده است. محمد سرير ميگويد: حمايت از اين دو مرحوم به نفع و كار فرهنگي براي نظام بوده است كه دوباره به دامن كشور بازگردانده شدهاند، خلاف تبليغات خارجيها به اين برادران هيچ فشاري از طرف دولت جمهوري اسلامي وارد نبوده و آنها مختار بودند. اين صحبتها بعد از آن انجام شد كه روز گذشته خبر تدفين دو تن از اعضاي گروه موسيقي «سگهاي زرد» در قطعه هنرمندان بهشت زهرا، انتقادات فراواني را به دنبال داشت.
محمد سرير براي دريافت اجازه دفن خوانندگان زير زميني به علي مراد خاني معاون هنري وزير ارشاد زنگ ميزند. مراد خاني كه نامه دفن برادران فرازمند را در قطعه هنرمندان بهشت زهرا صادر كرده است، زماني كه با انتقادات مواجه شد، تمامي تقصيرات را به گردن خانه موسيقي، شخص محمد سرير، حجتالله ايوبي رئيس سازمان سينمايي و خانه سينما مياندازد، در صورتي كه خانه سينما اعلام ميكند هيچ درخواستي براي اينكار از مرادخاني نداشته است.
جو زدگي اوليه و دفن بيجهت فرزندان مقتول خانواده فرازمند در قطعه هنرمندان، باعث شد تا مديراني كه هر يك به نحوي در اين كار دخالت داشتهاند، سعي در فرافكني و تبرئه خود از اهمال صورت گرفته داشته باشند.
تراژدي برادران فرازمند در امريكا و قتل چند هموطن مهاجر داستاني غم انگيز است اما چرا بايد سازمان سينمايي 100 ميليون تومان براي انتقال اجساد به ايران هزينه كند؟ در شرح وظايف سازمان سينمايي بند يا تبصرهاي در مورد انتقال اجساد وجود ندارد! پس اين هزينه چندين ميليوني از كدام محل پرداخت شده است؟ اگر قرار است سازمان سينمايي در كنار وظيفه مديريت سينما اقدام به ايجاد مركز خدمات كفن و دفن كند، بهتر است آن را طي اعلاميه به آگاهي شهروندان ايراني برساند تا اگر اقوامشان در خارج از كشور مرحوم شدند، خيالشان از بازگشت جسد و برگزاري مراسم آبرومند و پيدا كردن قبر در بهشت زهرا راحت باشد. از طرف ديگر پيشنهاد ميكنيم محمد سرير در اوقات فراغت خود نسبت به تدوين و انتشار نظريه تاثير دفن اعضاي گروه سگهاي زرد بر منافع ملي اهتمام كند تا كارشناسان علوم بينالملل و پژوهشگران علوم سياسي از آن بهره بگيرند و ديپلماتهاي ايراني آن را مورد استفاده قرار دهند.
در انتها نيز رفتار مراد خاني را در اجراي سريع درخواستهاي وارده بايد به عنوان الگوي ساير مديران قرار بگيرد. شخصي كه نگذاشته است درخواستهاي محمد سرير بدون نتيجه بماند و شخصا تا رسيدن به نتيجه قضيه كفن و دفن را پيگيري كرده است بايد به عنوان يك مدير نمونه مورد تقدير واقع شود. اميد است كه اين رفتار انساندوستانه در مورد ساير هنرمندان نيز تكرار شود همان طور كه مرحوم ابراويز از بيسرپناهي و با كمك شهرداري سالهاي پاياني عمر خود را گذراند و درميان بيمهري مديران فرهنگي به خاك سپرده شد يا پيش از اين مرشد ترابي و مرحوم سعدي افشار بدون اينكه چتر حمايتي ارشاد بر سرشان باشد بدون بيمه درماني و مستمري سالها درد و رنج بيماري را تحمل كردند و در آخر نيز سهمشان از همه الطاف ارشاد يك مراسم ختم و چند ابراز تأسف بود.