در هفته كتاب دو تن از نويسندگان كشورمان در يادداشتهاي جداگانهاي به اهميت پرداختن مطالعه و جايگاه كتاب پرداختهاند.
علي معلم دامغاني؛ شاعر و محقق ادبي
غزالي رسالهاي با محتواي نور دارد كه شايد بيشتر مقصودش تفسير آيه «الله نور السموات و الارض» باشد. در آن از انواع نور سخن ميگويد، انواري كه در جهان ما؛ انوار مادي يا معنوي ناميده ميشوند. يكي از اين انوار موجود در جهان، كتاب است كه مايه روشنايي دلها و آخرين هديه آسماني خداوند است و يكي از نامهاي مشهورش كتاب است و اين كتاب عَلََمي براي قرآن است. بنابراين اگر چنين تسميهاي در پيام يكي از روزهاي هفته كتاب صورت ميگيرد، تسميه مباركي است و از ذوق استفاده كنندگان آن نشأت ميگيرد. در اين روزگار كه رسانهها، رايانهها و ابزار خبر رساني بيشتر از آنچه كه بايد در اختيار انسانها است، شايد قلمرو كتاب كمي خاصتر ميشود. كتاب صرفاً رساننده اخبار روزانه نيست، بلكه اگر خبري مورد علاقه كتاب است، خبري است كه پيرامون آن تفسير، تبيين، شرح و چيزي بيشتر از آنچه كه روزنامهها و رسانههاي همگاني متصدي آن هستند، به كتاب واگذار شده است. كتاب جايگاه بلندتري را در روزگار ما احراز ميكند و مسلماً بايد وقف كار خودش باشد. در اين صورت هم قطعاً همه مردم كتابخوان نخواهند بود، چراكه همه مردم اهل دانش و فضل و علم نيستند و شايد اين قول اينجا هم معني داشته باشد كه «و قليلاً لعباده شكور»؛ شكرگزاران اندك هستند و سلسلهاي از شكرگزاران در واقع افرادي هستند كه معرفت دارند و معرفت و عبادت در حقيقت در بسياري آثار تفسيري ما به يك معني گرفته شده است؛ بنابراين بايد به اين نكته هم توجه داشت. در عين حال تلاشها و كوششهايي در خصوص تحقق پيامهاي هفته كتاب در راستاي ترويج كتابخواني ميتواند موجب علاقهمند كردن نسلهايي كه مسلماً پرسش دارند، شود. همچنين دامن زدن به اين پرسشها به معناي علاقهمند كردن مردم به كتابها است. اگر اين حقيقت را بپذيريم كه در حال حاضر عرضه كتاب به اندازه تقاضاي آن است، بايد تقاضا را دامن زد تا عطش پديد آيد، مردم درصدد پيدا كردن آب (كتاب) بر ميآيند و خودشان اين مسئله را رونق ميدهند.»
راضيه تجار؛ نويسنده
در جايگاه يك نويسنده ميخواهم از بها ندادن به مقام نويسندگي گله داشته باشم. يك نويسنده با وجود صرف وقت زياد، براي خلق يك اثر، حداقل درآمد را دارد و بيش از اينكه نويسنده بتواند از خلاقيت خود بهره ببرد اين سود و منفعت نصيب ناشران ميشود.
متأسفانه هنوز يك نويسنده ارج و قرب لازم را در جامعه به دست نياورده است و خانوادهها كودكان خود را تشويق به گرايش به نويسندگي يا فعاليتهاي فرهنگي نميكنند. تا زماني كه به حرفه نويسندگي اهميت لازم داده نشود، كتاب و كتابخواني هم رشد پيدا نخواهد كرد. گاهي اوقات نويسندگان سينما و تلويزيون درآمد بسيار خوبي دارند و پيشنهادهاي زيادي به آنها ميشود. ولي در نگاه كلي، ما در كشور خود استعدادهاي بسيار زيادي داريم كه يا نهفته باقي ميمانند يا به هدر ميروند و فرصتي براي رشد و درخشيدن پيدا نميكنند. ناگفته نماند كه وضعيت نويسندگي نسبت به قبل از انقلاب روند رو به رشدي را داشته است و كم و بيش فعاليتها و اقدامات خوبي در اين زمينه صورت ميگيرد. ولي اين اقدامات براي دستيابي نويسندگي به جايگاهي مناسب كافي نيست و بايد اقداماتي ريشهاي در اين زمينه انجام شود. براي حل اين مشكل بايد فرزندان خود را از دوران كودكي با كتابخواني آشنا كنيم. در كنار اين اقدام نميتوان نقش رسانهها را در گسترش كتابخواني ناديده گرفت. برنامهها و فيلمهاي تلويزيوني ميتوانند حتي با قرار دادن يك پس زمينه كتابخانه به ترويج كتاب و كتابخواني كمك كنند. آماري كه براي سطح مطالعه در ايران مشخص كردند دو دقيقه در طول روز است كه به اعتقاد من هر فردي بيش از دو دقيقه مطالعه دارد. ما بايد با رشد چشمگير زمان مطالعه در طول روز اين آمار ناراحت كننده را از بين ببريم. براي دستيابي به اين رشد بايد به جاي برگزاري «هفته كتاب» و فعاليت و برگزاري برنامهها با موضوع كتاب در يك هفته، فعاليت خود را در زمينه كتاب به صورت مستمر و در طول سال انجام دهيم. بايد نسل جديد را ترغيب به كتاب و لذت كتابخواني كرد زيرا وقتي افراد در هر سني لذت كتابخواني را بچشند، براي دستيابي به اطلاعات ترجيح ميدهند به جاي وبگردي و استفاده از اينترنت از كتاب استفاده كنند.
بايد شرايطي را فراهم كنيم كه به جوانان بگوييم چه بخوانند و به كدام سمت و سو بروند. با اين اقدام حتي وقتي جوانان كتاب مناسبي را مطالعه نكنند اين خودشان هستند كه متوجه ميشوند كتاب مطالب مناسب و محتواي خوبي ندارد و قدرت تشخيص پيدا ميكنند.