مبينا شانلو | آري آنان كه به گفته مداح شهيد حاجشيرعلي سلطاني بيمحابا فرياد برميآوردند: اي خمپارهها خون ناقابل ما را براي فرج مولايمان بريزيد، چونان ستارگان عشق بودند در آسمان عبوديتي كه كهكشان نورانيتشان هرگز رنگ غربت و غروب بر خود نخواهد ديد. شهيد حسن چهاردوري يكي از همان شهدايي بود كه راهش با آيه آيه كلام الهي روشن شد و مزد جهاد في سبيلاللهاش را در سرزمين شلمچه گرفت.
فرزندي به نام «حسن»
در يكي از روزهاي سال 1341 در لواسان در خانواده ارسلان چهاردوري، فرزندي به دنيا آمد كه پدر به خاطر ارادتي كه به اهلبيت عصمت و طهارت(ع) داشت نامش را حسن گذاشت. دوران كودكي حسن همچون همسن و سالانش سپري شد اما هوش و ذكاوت بالاي او زبانزد خاص و عام بود.
مأنوس با قرآن
اين شهيد در همان دوران نوجواني در فعاليتهاي فرهنگي، نظامي و مساجد حضور فعال داشت و به عنوان يكي از مربيان فرهنگي و نظامي تهران مورد توجه همگان بود. حسن با قرآن مأنوس و لحظهاي از كلام الهي جدا نبود. او با تلاش فراوان و جديت تمام توانست از قاريان ممتاز قرآن در مساجد و محافل انس با كلام خدا شود. انس با قرآن چنان در دل و جان او طنينانداز شده بود كه در منزل خود نيز خانوادهاش را به قرائت قرآن تشويق ميكرد.
مربي قرآني
حسن از فعالان انقلابي بود. او از همان سربازان در قنداق امام خميني بود كه براي تحقق آرمانهاي انقلاب از هيچ تلاشي فروگذار نكرد و در تمام صحنهها تا پيروزي نهضت امام خميني(ره) عليه رژيم پهلوي به مبارزه پرداخت. پس از پيروزي انقلاب اسلامي حسن چهاردوري فعاليت فرهنگي نظامياش را در انجمنهاي اسلامي دانشآموزان و مساجد آغاز كرد و يكي از مربيان فرهنگي، نظامي و قرآني در سطح تهران شد.
مبارز سوسنگرد
همزمان با آغاز جنگ تحميلي حسن كه تمام هستي خود را مرهون انقلاب و اسلام ميدانست، داوطلبانه به جبهههاي حق عليه باطل اعزام شد و به منطقه عملياتي حميديه و سوسنگرد رفت و در گردانهاي رزمي مستقر در خط پدافندي كرخه نور مشغول فعاليت شد. حسن انسان متيني بود. اهل اين نبود كه تنها خودش را در جمع مطرح نمايد. همواره به نظرات نيروهايش توجه مينمود و به آنها علقه خاصي داشت. از نظر اخلاقي داراي جذبه، شخصيت والا، بسيار صميمانه و داراي حسن خدمت به نظام مقدس جمهوري اسلامي بود.
اذن پدرانه
روزي حسن به پدرش ميگويد: «اجازه بدهيد به جبهه بروم.» پدر هم در جوابش ميگويد: «شما به جايي نرسيدي! سن و سالي نداري كه» او هم در جواب پدر ميگويد: «پدرجان، دين من در خطر است. پس چگونه ميتوانم صبر كنم.» مدتي بعد خبر شهادت حسن را براي پدر ميآورند و پدر با شنيدن خبر شهادت دردانهاش ميگويد: «حسن امانتي بود كه خدا او را از من پس گرفت.» دوستان حسن نقل ميكنند كه او در لحظه شهادت در حال ذكر دعا و نيايش بود و طلب آمرزش ميكرد و به دوستانش گفته بود كه اگر بدي از من ديدهايد حلالم كنيد.
اميد به ظفر
حسن علاوه بر شادابي، طراوت و آرامش، متانت خاصي داشت در همه نامههايي كه از جبهه براي خانواده مينوشت، به اخلاق و شعائر ديني تأكيد داشت. همواره به پدر و مادر كمك ميكرد و با خواهرها و برادرهايش رابطه بسيار صميمانهاي داشت. شهيد چهاردوري بسيار مصمم و همواره اميدوار بود. در خدمت به اسلام و پيروزي آرمانهاي انقلاب از هيچ كوششي فروگذار نكرد. او همواره به حفظ اسلام و پشتيباني از ولايت فقيه تأكيد داشت.
آرامآرام پر گشود
شهيد حسن چهاردوري پس از ماهها مجاهدت خاموش و تلاش بيوقفه در راه خدمت به قرآن و اسلام ناب محمدي در 10 اسفند سال 65 در كربلاي ايران شلمچه در حالي كه ذكر خدا ميگفت به آرزوي ديرينه خود يعني شهادت در راه خدا نائل شد و پس از تشييع باشكوه توسط دوستان و آشنايان و آحاد مردم، در بهشتزهرا(س) تهران همجوار با رفقاي شهيدش آرام گرفت.