کد خبر: 621104
تاریخ انتشار: ۲۰ آبان ۱۳۹۲ - ۲۰:۵۷
ضعف آفرينش‌هاي هنري در اداي دين به قيام عاشورا
اگرچه عاشورا و سوز وقايع تلخ صحراي كربلا در تاريخ ماندگار و هميشگي است اما اين مانايي كه نزديك به هزار و 400 سال را در تاريخ درنورديده و به عصر كنوني رسيده است نمي‌تواند بهانه‌اي سطحي براي رها‌كردن اين واقعه هدايتگر جهان اسلام باشد؛ واقعه‌اي كه آرمانش دادگري در ابعاد جهاني بوده است.
الناز خمامي‌زاده

اگرچه عاشورا و سوز وقايع تلخ صحراي كربلا در تاريخ ماندگار و هميشگي است اما اين مانايي كه نزديك به هزار و 400 سال را در تاريخ درنورديده و به عصر كنوني رسيده است نمي‌تواند بهانه‌اي سطحي براي رها‌كردن اين واقعه هدايتگر جهان اسلام باشد؛ واقعه‌اي كه آرمانش دادگري در ابعاد جهاني بوده است. در جامعه هنري كشورمان نيز اگرچه گاه هنرمنداني
چون فرشچيان يا كارگرداناني چون مجيد مجيدي در عـرصه معـرفي جهـاني فرهنگ عاشورايي به سطح جهان آثاري را خلق كرده‌اند اما چرا جامعه هنري در معناي عام چندان دلي به اين واقعه بزرگ جهاني نمي‌دهد و دين خود را به آن ادا نمي‌كند؟

هنر براي به نمايش كشيدن واقعيت بهترين ابزار است. در عين حال هنر به شدت تحت تأثير وقايع اثرگذار جهان است و پيش از هر عنصر و ابزار ديگري هنر به شكلي خودجوش در به تصوير كشيدن وقايع جهاني پيش قدم مي‌شود. اين موضوع از ذات هنر سرچشمه گرفته است و شايد به همين دليل در ادبيات هنر، عبارت هنر عاشورايي جايگاه ديرينه‌اي دارد. جامعه هنري ايران در برخي برهه‌ها براي به تصوير كشيدن واقعه جهاني عاشورا قدم‌هاي رو به جلويي برداشته است؛ تابلوي نفيس مينياتور استاد محمود فرشچيان شهره جهاني دارد و در عين حال كه شهرت خود را مديون اين واقعه جهاني مي‌داند توانسته به تعريف هنر جهاني عاشورا معنا و مفهوم تازه‌اي ببخشد.

در عرصه هنرهاي پوياي تصويري نيز گاه كارگرداناني چون مجيد مجيدي مستندهاي اثرگذاري را در عرصه معرفي جهاني آيين عاشورايي ساخته‌اند اما از اين دست آثار هنري كه بتواند دين جامعه هنري كشور به امام حسين(ع) و قيام عاشورا را به درستي ادا كند، كمتر به چشم مي‌خورد و حتي آثار اين ضعف در تلويزيون، سبك و سياق مداحي، نقاشي و غيره نيز منعكس شده است.

برنامه‌هاي ويژه ماه محرم رسانه ملي چندان رضايت‌بخش نيست؛ مشكلي كه بخشي از آن به دغدغه‌هاي مالي تلويزيون مربوط است. مشكلات مالي تلويزيون را نمي‌توان ناديده گرفت و اين مشكلات در اين روزها خود را به خوبي در محتويات شبكه‌هاي سيما نشان مي‌دهند. شايد وجود مشكلات مالي تلويزيون را بتوان براي پخش برنامه‌ها و كليپ‌هاي سوزدار، رنگ سياه پاشيدن به تم و دكور برنامه‌ها و پخش برنامه‌هايي كه كمتر محتواي فرهنگسازي عاشورايي دارند يك توجيه منطقي قلمداد كرد اما نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه گاه با برنامه‌سازي ارزان هم مي‌توان در مسير رسيدن به يك هدف آرماني انقلابي به پا كرد. در واقع براي نهادينه كردن فرهنگ عاشورايي نزد نسل جوان دهه 90 نيازي به صرف هزينه‌هاي زياد و ساخت برنامه‌هاي كلان و الف ويژه تلويزيوني نيست، گاهي مستندي كوتاه از صرف هزينه براي ساخت سريالي چون «خرده ستمگران» كه گفته مي‌شود بيشتر به سريال‌هاي نهيليستي و پوچ‌گرا شباهت داشته و ارتباط چنداني با اين ايام معنوي و مذهبي ندارد، كمتر است و در اين حوزه كم‌كاري هنرمنداني از قشر مجيدي نيز در ضعف تلويزيون بي‌تأثير نيست.

نه تنها تلويزيون بلكه جامعه هنري كشور در بسياري از عرصه‌ها، هنر عاشورايي را مغفول باقي گذاشته است؛ در حوزه سينما هر سال انتقادات زيادي به كم‌كاري كارگردانان سينما در ساخت فيلم‌هاي عاشورايي وارد مي‌شود اما كماكان براي حل اين مشكل قدم خاصي به ويژه از سوي بنيادهاي دولتي حامي سينما هم برداشته نمي‌شود.

هنر عاشورايي در حوزه هنرهاي تجسمي نيز كمتر جزو اولويت هنرمندان اين عرصه تلقي مي‌شود. نقاشان، طراحان، مجسمه‌سازان و بسياري از هنرمنداني كه در حيطه هنرهاي تجسمي فعاليت مي‌كنند، بخش كوچكي از آثارشان را به هنر عاشورايي اختصاص مي‌دهند و اين موضوع را مي‌توان به عرصه‌هاي ديگر هنر نيز تعميم داد. هنر عاشورايي در اين حوزه به هنرمنداني از جنس فرشچيان نياز دارد كه شاه‌بيت آثارش را به خلق هنر عاشورايي و تابلوي مينياتور «عصر عاشورا» اختصاص داده است؛ تابلويي كه نزد مسلمانان جهان، اعم از شيعه و سني شهرت خاصي دارد.

ضعف فرهنگسازي درباره عاشورا و قيام كربلا حتي گاه در اجراي نوحه‌ها و آيين‌هاي عزاداري اين ايام نيز نمود پيدا مي‌كند و مداحان و عزاداران در اين خلأ فرهنگي از سبك و سياق اصيل عزاداري و نوحه‌سرايي و حتي طريقه لباس پوشيدن فاصله گرفته و به مسير ديگر منحرف مي‌شوند.

برخلاف تصور، كم‌كاري جامعه هنري كشور در حوزه هنر عاشورايي عواقب و پيامدهاي قابل تأمل و پيچيده‌تر از حد تصور دارد؛ در عصر مدرنيته و در دهه 90 كه افكار و عقايد مذهبي به شكل مستقيم به اذهان رسوخ پيدا نمي‌كنند، هنر كه جزئي از علايق هميشگي بشر است مي‌تواند از مسيري ميانبر عقايد، حقايق و آيين‌ها را وارد قلب‌ها كند.

نسل جوان دهه 90 در دوراني كه اصطلاح قديمي تهاجم فرهنگي به شكلي آشكار و بدون پرده در آن خودنمايي مي‌كند، نيازهاي متفاوتي از نسل‌هاي دهه 60 و 70 دارد و به فراخور اين نيازها بايد ارزش‌هاي معنوي و فرهنگ‌هاي اصيل اسلامي چون فرهنگ عاشورايي را از دريچه‌هاي جديدتري چون دريچه هنر به آنها معرفي كرد و به آنها قبولاند كه پيام‌هاي اين قائم نه تنها هيچ‌گاه منسوخ نمي‌شوند بلكه نيازي ضروري براي زدن به زخم مشكلات زندگي آنها و بسياري از معضلات اخلاقي و رفتاري در عصر مدرن هستند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار