
فرهاد مهرخيراني از كارگردانان نسل جوان در هنر تئاتر است كه تا به حال آثار متعددي را روي صحنه برده است. نمايشهاي دهاني پر از كلاغ، بيمارستان عشق، گل و قداله، قتل در قطار سلطنتي، در پهنه تاريكي و... كه دو نمايشش نيز در جشنواره دفاع مقدس روي صحنه رفت. يكي از ويژگيهاي بارز اين كارگردان علاوه بر ايراني بودن آثارش، ديني بودن آنها نيز است، ضمن اينكه مهرخيراني در مجموعه فيلمسازي شهيد آويني نيز فعاليت دارد. نمايش «زمزمههاي نيمهشب» جديدترين اثر اين كارگردان است كه با هدف به تصوير كشيدن زلزله بم طراحي و اجرا شده است. اين اثر كه تا اوايل آذر ماه در كارگاه نمايش باران روي صحنه است از حضور بازيگراني چون فاطمه آزادي، سعيد حشمتي، بهاره سرافرازي، مهسا محب عالي، نرگس ذاكري دلاور، فرهاد مهرخيراني استفاده كرده است.
شايد اولين نكتهاي درباره اين نمايش به ذهن تماشاگر تئاتر برسد اين باشد كه چرا بايد چنين اثري با اين همه سال فاصله از زلزله بم و در ماه آبان روي صحنه برود؟! كارگردان نمايش «زمزمههاي نيمهشب» با اشاره به اين موضوع به «جوان» گفت: اين اثر را براي دي ماه هم قرار است روي صحنه ببريم كه سالگرد زلزله بم نيز است و الان من با دو گروه تئاتري در حال تمرين كردن هستم؛ يكي همين گروه خودمان كه هر شب اجرا داريم و ديگري گروهي خارج از اينجاست، دليل اين كارم هم اين است كه شايد در آن زمان بچههاي گروه فعليام نتوانند به هر دليلي ما را همراهي كنند و من از الان به فكر آن زمان هستم كه با كمبود بازيگر مواجه نشويم، ضمن اينكه در اين چند ساله دغدغهام پرداختن به چنين سوژهاي بوده كه تا به حال فرصت اجرايش را نداشتهام.
مهرخيراني در ادامه افزود: تمام افرادي كه در اين نمايش ميبينيم برايم مابهازاي بيروني داشتهاند و با تمام آنها درباره زلزله بم و اتفاقاتي كه پس از آن برايشان افتاده صحبت كردهام، حالا ممكن است شغلها و موقعيت مكاني آن افراد با افرادي كه من در نمايش نشان دادم يكي نباشد اما اصل خاطرههايي كه هر كدام بازگو ميكنند درست عين واقعيت است و هر كدام از اين كاراكترها خاطره يكي از آن بچههايي است كه در زلزله بم حضور داشتند. كارگردان مستند «دريادلان جمهوري اسلامي ايران» ادامه داد: در ابتدا دوست داشتم فيلم اين اثر را بسازم اما به دليل كمبود بودجه اين اتفاق نيفتاد، آن هم به اين دليل كه ساخت چنين اثري كه روايتگر اتفاقات قبل و پس از زلزلهاي عظيم است دكور بسيار سنگيني ميخواهد كه ما چنين بودجهاي در اختيار نداشتيم تا بتوانيم «زمزمههاي نيمهشب» را به صورت تصويري و در مديوم سينما و تلويزيون بسازيم. دكور اين نمايش از ديگر ويژگيهاي مثبت آن است كه ميتوان به آن پرداخت. اولين نكتهاي كه در دكور به چشم ميخورد، فضاي كوچكي است كه در اختيار گروه قرار داده شده چراكه اگر فضا بزرگتر بود به طور قطع مانور طراح و اجراكننده دكور هم در صحنه بيشتر ميشد و ابزار به كار گرفته شده نيز در فضاي بزرگتر بيشتر ديده ميشد اما نكته بعدي تداعي زلزله است آن هم به اين ترتيب كه ديواري روبهروي مخاطب قرار دارد كه رنگ خاك است و تصاوير صورت 10 آدم در آن ديده ميشود، همچنين آجرها و ماسك آدمكهايي كه از سقف آويزان است و تعبيه چندين قبر نيز به بازسازي اين فضا كمك دوچنداني كرده است.
مهرخيراني درباره دكور نمايش خود چنين گفت: دكور را عاطفه جعفري و سميه طالقاني ساختهاند و پايان نامه دانشگاهشان نيز به شمار ميرود. اصليترين دكور ما در اين نمايش ديوار مرگ است كه به آن اشاره كرديد. طرح اوليه ما به طراح اين بود كه در انتهاي سالن 15 كلاف كاموا رنگي باشد و ماسكها درون آنها قرار بگيرند اما بعداً كه تصويري از اين ديديم به اين نتيجه رسيديم كه اگر ماسكها از سقف آويزان شوند و در كنارشان هم آجرها قرار بگيرند، فضاي بهتري را ايجاد خواهد كرد. نكته بعدي اين بود از آنجايي كه در كارهاي كارگاهي بايد بيشتر توليدي عمل ميكرديم به همين ميزان دكور بسنده ميكرديم. او درباره اجراي اين اثر در كارگاه نمايش گفت: من كارگاههاي نمايش را خيلي دوست دارم و فكر ميكنم افرادي كه صاحب اين كارگاهها هستند، لطف بزرگي را در حق تئاتر كشور ميكنند چراكه با هزينه خودشان ساختمان اين كارگاهها را اجاره ميكنند و اگر بخواهيم منطقياش را در نظر بگيريم متوجه ميشويم كه اينها به فكر پيشرفت تئاتر كشور هستند. اميدوارم روز به روز به تعداد اين پلاتوها افزوده شود. اين نمايش را در جشنواره داخلي اجرا و خيلي از بخشهاي كمدي آن را به خاطر تقارن با ماه محرم حذف كرديم و كار در كل تراژدي شد. اصل اين اثر 90 دقيقهاي است كه نوازنده (سهتار، دف، تنبور) هم در صحنه آن حضور دارد. يكي ديگر از نكاتي كه بايد به آن اشاره كرد بازيگران اين اثر نمايشي هستند كه با وجود چهره نبودنشان تا حدودي بازيهاي قابل قبولي را از خود به نمايش گذاشتهاند. به غير از يكي دو بازي كه شايد بتوان گفت يكي از اين طرف بام و ديگري از آن طرف بام افتاده بودند، ساير بازيها خوب بود.
نويسنده نمايش «پهنه در تاريكي» حضور بازيگران تئاتري را در كارهايش اينگونه توضيح داد: هميشه در كارهايم سعي ميكنم تا از بازيگران تئاتري استفاده كنم چراكه هزينههاي بازيگران معروف بسيار بالاست و من نميتوانم مبلغ مورد نظرشان را پرداخت كنم. اولين بار است كه تهيهكنندگي كارم را به فرد ديگري سپردم تا به حال هيچگاه چنين كاري نكردهام.
اين كارگردان كه خود نيز در اين نمايش و در دو نقش بازي ميكرد، در اينباره افزود: براي اين نقشها به دنبال بازيگري بوديم كه علاوه بر درشت بودن اندامش، بيانش خوبي نيز داشته باشد، ضمن اينكه در اين اثر دوست داشتيم تا فقط از بازيگران كارگاه نمايش باران استفاده كنيم، خلاصه همگي اينها دست به دست هم داد تا من هم در اين نمايش بازي كنم اما معتقدم چنين كاري قطعاً از كيفيت هر دوي اين سمتها كاست و هم در كارگرداني و هم در بازي به اين اثر ضرر وارد كرد چراكه در خيلي اوقات صحنههايم را به هم ريخت و به اين دليل كه من در داخل صحنه بودم، نميتوانستم با دقت روي همه عناصر صحنه احاطه داشته باشم. دوست داشتم تا بازي نكنم و از بيرون بازيگرانم را هدايت كنم كه در اين صورت كيفيت بالايي از كار را نيز داشتيم. وي در پايان گفت: در اين نمايش با دوستاني كه همگي از شاگردان سهراب سليمي هستيم، آشنا شديم و ضمن نگه داشتن دوستي ميخواستيم تشكري هم از استادمان كرده باشيم، همچنين نمايشنامهاي تحت عنوان «پهنه در تاريكي» را به صورت تلهفيلم درآوردم و به زودي پخش خواهد شد كه در مورد هنرمنداني است كه به محض رسيدن به آنور آب خود را فراموش ميكنند.