
شبكه بازار قرار است تا در راستاي جايگاه تلويزيون، به مسائل بازار و اقتصاد بپردازد و در اين مورد اطلاعرساني عمومي داشته باشد، اما گويا در اغلب موارد از مسير اصلي خود به حاشيه ميرود و با پخش برنامههايي، ضد فرهنگ مصرفگرايي را تقويت ميكند؛ چنانچه گزارشگران شبكه بازار در برنامههاي مختلف سراغ فروشگاهها و نمايشگاههاي وسايل لوكس و گرانقيمت خانگي ميروند و با مقايسه جيب خودشان، چنان با آب و تاب از آن وسايل صحبت ميكنند كه انسان ناخودآگاه به ياد كنايههاي سريال «پژمان» ميافتد؛ يعني نبود عقل معاش و هزينه كردن براي ظاهرسازي. در صورتي كه تلويزيون بايد در اين دوران اقتصادي، فرهنگ صرفهجويي و قناعت را درجامعه نهادينه كند بهخصوص اينكه اغلب مردم با الگوبرداري از برنامههاي تلويزيوني، سبك زندگي خودشان را شكل ميدهند.
در تلويزيون از يكسو تبليغات پرخرج و سريالهاي اعياني نشان داده ميشود؛ از سوي ديگر شبكه اختصاصي بازار مردم را تشويق به خريد بيشتر و مصرفگرايي ميكند. براي مثال گزارشگري كه چند وقت پيش در برنامههاي پزشكي اجرا داشت و بينندگان او را به عنوان كارشناس مجري ميشناسند؛ حالا ميكروفن به دست درنمايشگاههاي لوازم لوكس خانگي از جمله مبليران ميرود، روي مبلهاي گرانقيمتي لم ميدهد و ميگويد: خانوادههاي محترم اگر ميخواهيد مبلو لوازم چوبي خانه خودتان را عوض كنيد و احياناً يا به فكر تهيه مبل براي جهيزيه هستيد به شما توصيه ميكنم كه حتماً به اين نمايشگاه و اين بخش هم سري بزنيد! يا در برنامهاي ديگر از همين دست تبليغات، سراغ يكسري لوازم چوبي منزل رفت، آن هم لوازمي كه ظاهر زيبايي نداشتند وبه نظر نميآيد كيفيت قابل توجهي هم داشته باشند اما اين جناب مجري يا گزارشگر بهقدري شروع به تعريف و تمجيد از زيبايي و جذابيت آنها ميكرد كه به ياد داستان قديمي روباه و كلاغ و قالب پنيرش افتاديم. خود فروشنده هم فكر نميكرد نياز به تعريف تا آن حد باشد، جالب اينجا بود كه در آخر متوجه شديم علت اين همه تعريف چه بوده، جناب مجري گفت: اين بخش متعلق به دوست و همكارعزيزم آقاي نيماكرمي است! متأسفانه رسانه ملي ابزاري شده براي نان قرض دادن دوستان به همديگر تا از تريبون آن تبليغ دوستانه داشته باشند. يكي از رسالتهاي مهم رسانه ملي، به دليل فراگيري و عموميتي كه دارد فرهنگسازي بهخصوص در مقوله مصرفگرايي است و از طريق تبليغات تلويزيوني يا توليد فيلم و سريالسازي بايد بتواند درست مصرف كردن را در جامعه تسري بدهد نه اينكه خودش تيشه بردارد و به جان فرهنگ مصرف بيفتد تا اسپانسرها دلخوش شوند و راضي. سبك زندگي اسلامي تنها دربرگزاري همايش و سخنراني قابل اجرا نيست و چه جايي بهتر از قاب تلويزيون كه در دسترس همگان است و ميتواند الگوساز باشد. وقتي گزارشگري به نمايشگاه فروش البسه در بالاي شهرتهران ميرود و لباسهاي ناجور باقيمتهاي گران را معرفي ميكند كه فرضاً اين مدل مانتوي دانشجويي است چه انتظاري از جوان دانشجويي ميتوان داشت كه چنين فرمي را در فضاي دانشگاه ميپوشد؟! گويا آقايان فراموش كردهاند اين رسانه عمومي است؟! حتي اگر شبكههايش از هم مجزا باشند بايد زيربناي فرهنگي را در همه آنها رعايت كرد. از رسانه ملي انتظار داريم تا در اين بحران اقتصادي كه دولت از كمبود بودجه و كمي اعتبارات سخن ميگويد و گرانيها براي مردم كمرشكن شده، هدايتگر فرهنگ مصرف باشد نه اينكه خود با نيازآفريني چاه مصرفگرايي را عميقتر كند؛ از سويي اگر شرايط اقتصادي جامعه هم مشكلي نداشت بازهم اين رويه صداوسيما در نظام جمهوري اسلامي كه با معيارها اسلامي شكل گرفته مطلوب نيست و زنگ خطري براي فرهنگسازي غلط تجملگرايي است به نظر ميرسد همان طور كه يارانههاي مردم هدفمند شده است، بودجه رسانه ملي هم بايد هدفمند شود تا برخي بهخاطر رابطههاي خود بيشتر از ديگران از بودجه منتفع نشوند و آن را بخشي از خزانه مسلمين بدانند.