حمله تروريستها به مرزبانان كشورمان در سراوان بسياري را شوكه كرد. سالهاست مناطق مرزي ايراني با پاكستان از سوي طرف پاكستاني ناامن است. اين مرزها در شمار دورافتادهترين مناطق پاكستان محسوب شده و لذا اسلامآباد حاكميت درستي بر آنها ندارد. بسياري از دشمنان كشورمان با استفاده از اين خلأ امنيتي و با پشتيباني قدرتهاي فرامنطقهاي، پايگاههايي را در اين مناطق ايجاد كرده و سپس از داخل خاك پاكستان هرازگاهي آسيبهايي به مرزداران ايراني وارد ميكنند.
سالهاست اين وضعيت ادامه دارد. پس از هر عمليات تروريستي همه رسانهها و برخي مسئولان سخن از بيتفاوتي پاكستان در اين رابطه ميگويند و بعد همه چيز تمام ميشود تا كشتار خونين بعدي. هر بار عدهاي در مناطق صعبالعبور مرزي در كشور از پاكستان وارد خاك ما شده آدمكشي ميكنند و بعد به پاكستان ميگريزند. ما هم تماشا ميكنيم و هر بار تذكري به اسلامآباد ميدهيم تا نوبت بعدي.
اين وضع تا كي بناست ادامه داشته باشد؟ چرا كاري نميكنند؟ چرا امريكاييها در مناطق شمال شرق افغانستان كه بسيار پرجمعيت است به خود حق ميدهند به بهانه تعقيب نيروهاي طالبان و القاعده، پرندههاي بدون سرنشين اعزام كنند و حتي مردم بيگناه را به قربانگاه ببرند، اما در اين سو در مناطقي كه تا صدها كيلومتر آن سوتر فقط صحرا و مناطقي خالي از سكنه است، هنگام فرار ترويستها به سمت پاكستان، آنها را تعقيب نميكنند و به سزاي اعمالشان نميرسانند؟
چرا اسلامآباد وقتي خود توان تأمين امنيت را در مناطق مرزي با ايران ندارد، به مرزداران ايراني اجازه نميدهد كه تروريستها را پس از عبور از مرز پاكستان هم تعقيب كنند؟
هدف پاكستانيها از اين بازي چيست؟ آنها از يكسو مرتب حرف از روابط برادرانه و حسن همجواري با ما ميزنند و از سوي ديگر حاضر به حل ماجرايي به اين سادگي نيستند. هر بار عدهاي از فرزندان اين آب و خاك به خاطر طفره رفتن اين كشور دوست و برادر از تأمين امنيت در مرزهايش با ما به خاك و خون كشيده ميشوند. به گمان اين قلم، مماشات بيش از اين نشانه ضعف خواهد بود و ما بايد اين درد را از ريشه درمان كنيم. اين حق طبيعي ماست كه وقتي طرف پاكستاني از سر ضعف يا تعمد نسبت به امينت مناطق مرزياش با ما بيتفاوت است، ما خود نسبت به ايجاد اين امنيت آستين بالا زده و اين مناطق را براي تروريستها ناامن كنيم. اگر نه باز مدتي بعد خبر خونين ديگري از جنوب شرق ايران ميرسد و باز اين چرخه تأسفآور تكرار ميشود.