صغري خيلفرهنگ | به دليل ساختار پلكاني، پاوه ملقب به شهر هزار ماسوله است. منطقهاي كه پاوه در آن واقع است بسيار خوش آب و هواست و در كنار كوهستان اورامانات قرار گرفته است. آنچه در پي ميآيد روايتي است كوتاه از سفر كاروان اصحاب رسانه به غربت غرب؛ روايتي از شهر پاوه و شهداي مظلوم جبهههاي غرب.
«چقدر بوي جبهه ميآمد و حرفهاي ما چقدر قديمي، مشتريهامان انگشتشمار، چقدر اسباب غفلت فراوان شده است، يادش بخير چند سال پيش يكي ميگفت: ما شيفتگان خدمتيم، نه تشنگان قدرت، چند سال بعدتر هم خيليهاي ديگر گفتند: ما شيفتگان خدمت به اسلام هستيم و رفتند روي مين! ياد انقلاب، ياد امام خميني (ره)، ياد جبههها بخير كه به ما پرواز را آموخت...
«احمد احمد محمد، احمد احمد محمد، محمد جان به گوشم: بچهها اگر شهر سقوط كرد باز فتح خواهيم كرد، مواظب باشيد ايمانتان سقوط نكند! و محمد جهانآرا اين را براي تا ابد گفت!»
همه اين افكار لحظه به لحظه همانند فيلم 35 ميليمتري از جلوي چشمانم آپارات ميشد كه از تو در توي كوهها در مرزيترين نقطه كرمانشاه به هزار ماسوله غرب، پاوه رسيديم؛ شهري كه قدمگاه رهبر انقلاب است؛ جايي كه ايشان در وصف مردمانش ميگويند:«دينداري از خصوصيات اين مردم بود، امروز هم هست. دو خصوصيت در منطقه پاوه وجود دارد كه انسان را وادار به تحسين ميكند: يك خصوصيت، خصوصيت دينداري است؛ پايبندي به معرفت ديني و مباني ديني و شريعت. خصوصيت دوم، روشنفكري است، جوانان اين منطقه آن طور كه من اطلاع دارم و گزارشهاي دقيقي را ملاحظه كردم، جوانان روشنفكري هستند.»
مردماني به استواري رشتهكوههاي اورامانات كه چشم هر بينندهاي را تسخير عظمت پروردگار ميكنند؛ كوههايي كه شاهد خيانتهاي منافقين و ضدانقلاب و تنها گواهان روز حشرند كه بر جنايات دشمن بر مردمان مظلوم پاوه شهادت خواهند داد.
مردماني مقاوم
پاوه شهري مقاوم است كه مردمانش به قيمت جان، مال و ناموس از ذرهاي از ايمانشان عقب ننشستند، چه رسد به خاك وطن كه جاي خود دارد. پس از پيروزي انقلاب منطقه اورامانات، مركز مبارزات و چشم طمع ضدانقلاب شده بود براي سوءاستفاده از تنوع قومي، مذهبي و اختلافافكني بين مردم و نظام اما براي ضدانقلاب همين بس كه پاسخ تجاوزهاي مكررشان را از شيرزنان مقاوم و سختكوش اين ديار گرفتند و در اولين حمله خود به پاوه با تلفات زيادي شهر را ترك كردند.
فرنگيس حيدرپور تنها نمونهاي از اين شيرزنان شرزه كردزبان است كه اگر سلاح هم در دست نداشته باشند با تبر غيرت و شرفشان به جنگ دشمن ميروند و از همه داشتههايشان دفاع ميكنند. چنانچه حيدرپور با تبر دو سرباز عراقي را به هلاكت رساند؛ شيرزناني كه دلشان قامتي به اندازه تمام تاريخ دارد و حماسههايشان تنها مرور ميخواهد.
مشهد فرزندان روحالله
پاوه هرگز سر تعظيم در برابر دشمني و حسد كينهتوزانش فرود نياورد و رمز ماندگارياش را با خون شهدايش به ثبت رساند؛ شهدايي كه امروز نشستن در كنار مزارشان غرور ايراني را به رخ ميكشد. مدتها قبل از زبان دوستي شنيدم كه شهيد احمد انصاري كه از حافظان كل قرآن بود، در پاوه به شهادت رسيده و ما مشتاقانه مزارش را تفحص ميكرديم. حس غريبي داشت به دنبال يك شهيد گشتن اما نميدانستيم او را در ميان 9 مرد غيور آرميده بر بلنداي تپههاي رشادت و مردانگي پاوه خواهيم يافت؛ مردي كه اولين شهيد حافظ قرآن لقب گرفت و در مظلوميت و گمنامي در كنار همرزمانش آرميده بود.
ميان بيقراري و درددلهايم با شهيد احمد انصاري صداي يكي از همرزمان شهيد چمران بود كه آراممان ميكرد. او از رشادت زنان پاوهاي ميگفت. با تفاسيري كه اين رزمنده محلي بر زبان ميآورد، پاوه را بايد مركز كرمانشاه دانست كه اگر مقاومتش نبود شايد نام كرمانشاه را ديگر در نقشه كشورمان نميديديم. سرمان را روي مزار شهيد احمد انصاري گذاشتيم، حكايت شهادت احمد انصاري برايمان مرور شد.
سال 1358 است. پاوه از لحاظ دفاعي و امنيتي دچار مشكل ميشود، منافقين و ضدانقلاب تمام تلاش خود را انجام ميدهند تا مردم را در مقابل انقلاب قرار دهند اما هوشياري مردم تمام نقشههايشان را نقش برآب ميكند. منافقين با كينهتوزي شهر را محاصره ميكنند، تنها 30 پاسدار مسئوليت تأمين امنيت شهر را بر عهده ميگيرند زيرا تمام راههاي ورودي شهر بسته ميشود. شهيد احمد انصاري هم يكي از همانهاست. درگيري بين مهاجمان با پاسداران و مردم پاوه شكل ميگيرد.
بيمارستان پاوه پر از مجروحاني ميشود كه براي دفاع از شهر ايستادگي كردهاند. ضدانقلاب چند نفر از پاسداران را سر بريدهاند. امام خميني (ره) طي پيامي از همه نيروها ميخواهد خود را به پاوه برسانند. شهيد چمران همچون عقاب تيزپرواز خود را با هليكوپتر به شهر ميرساند و فرماندهي شهر را بر عهده ميگيرد، ضدانقلاب به بيمارستان شهر حمله ميكنند و مجروحان را به طرز وحشيانهاي به شهادت ميرسانند.
شهيد احمد انصاري و 9 نفر از همرزمانش به دليل شدت جراحات و اربااربا شدن پيكرشان در همان ميعادگاه به خاك سپرده ميشوند و مشهد شهدا، مدفن شهدا ميشود و يادماني كه 9 پاسدار دلير را در خود جاي داده است. كوههاي سر به فلك كشيده پاوه قرار است براي آيندگان سرگذشت فرزندان خميني (ره) را روايت كنند.