جايزه بهترين فيلم داستاني سيامين جشنواره فيلم كوتاه تهران به فيلمي رسيد كه نماي كاملي از موضوعات يأس، نااميدي و خيانت را با خود داشت. اتفاقي كه اگر قرار بود در جشنوارهاي مانند فيلم فجر بيفتد مسلماً با اعتراض شديد رسانهها و افكار عمومي روبهرو ميشد. فيلم كوتاه سالهاست كه خود را به عنوان حياط خلوت سينما جا انداخته است؛ حياط خلوتي كه فيلمهايش كمتر ديده ميشود اما خط فكري فيلمسازانش را نشان ميدهد.
به گزارش«جوان»، فيلم كوتاه «جاده فرعي» به كارگرداني محمد نصيري، توانست جايزه اول جشنواره فيلم كوتاه تهران را از آن خود كند. سيامين جشنواره فيلم كوتاه تهران 28 مهر ماه طي مراسمي در تالار وحدت به كار خود پايان داد. در اختتاميه اين جشنواره فيلم «جاده فرعي» از ميان 115 فيلم راهيافته به بخش جشنواره توانست عنوان بهترين فيلم داستاني را از آن خود كند. هيئت داوران جشنواره فيلم كوتاه عبارتند از محمدرضا بزرگنيا، دكتر احمد ضابطي جهرمي، محمدرضا سكوت، سيد ناصر هاشمزاده، دكتر محمدعلي صفورا، مهدي كرمپور و مهدي فرجي؛ اتفاقي كه شايد اكثر رسانههاي كشور به ذكر نام فيلم و جايزه آن اكتفا كردهاند. اما نگاه دوبارهاي به «جاده فرعي» ميتواند پيامي را كه جشنواره سيام فيلم كوتاه تهران در پي آن بوده است، بهتر نشان دهد.
جاده فرعي استعداد اتوبان شدن دارد
«جاده فرعي» فيلمي كوتاه به نويسندگي و كارگرداني محمد نصيري است. اين فيلم كه در ژانر فيلمهاي جادهاي است، پسر و دختر جواني را نشان ميدهد كه در يك جاده فرعي در حال رفتن به سمت مقصدي نامعلوم هستند. دختر بدون اطلاع خانوادهاش به اين گردش آمده است. در ميانه راه با اتمام بنزين، خودرو از حركت ميايستد و پسر جوان سعي ميكند تا از رانندههاي عبوري بنزين بگيرد؛ تلاشي نافرجام كه باعث ميشود دختر پيشنهاد دهد تا وي به جاي پسر از اتومبيلهاي عبوري تقاضاي بنزين كند. دختر با اولين اتومبيل براي تهيه بنزين ميرود و پسر ساعتها مأيوسانه منتظر بازگشت وي ميشود. در نهايت دختر در حالتي پريشان با يك اتومبيل ديگر باز ميگردد و بنزين ميآورد. پسر اتومبيل را به راه مياندازد و به قصد بازگشت جاده را دور ميزند. اما كمي جلوتر اتومبيل را در حاشيه جاده نگه ميدارد و فيلم به پايان ميرسد.
بخش اعظم فيلم در سكوت پسر جوان و انتظار وي براي بازگشت دختر ميگذرد. كارگردان به خوبي از نماد سيب گاززده و مگسهايي كه روي آن نشستهاند براي نشان دادن حدسهايي كه پسر براي غيبت طولاني دختر ميزند، استفاده كرده است. بيننده در طول فيلم با حس تنهايي كسالتآور پسر كه همراه با نااميدي از بازگشت دختر است، همراه ميشود. صورت پريشان دختر و آشفتگي ظاهري وي، بيننده را براي تكميل پازل اتفاقات كمك ميكند. اينكه دختر مورد سوءاستفاده جنسي قرار گرفته است، احساس مشترك پسر و بيننده است. فيلم بدون اينكه مقصدي را نشان دهد به پايان ميرسد. اين فيلم در بهترين شكل يك اثر كوتاه معمولي با خط داستاني خطي است. حتي ارزشهاي فني فيلم نيز در حدي نيست كه بگوييم هيئت داوران با در نظر گرفتن تجربيات نو فني و تكنيكال كارگردان، «جاده فرعي» را فيلم برگزيده خود اعلام كردهاند. فيلم «جاده فرعي» در زماني جايزه اول سينماي كوتاه ايران را از آن خود ميكند كه شعار سينماي اميد، انتظارهاي زيادي را براي محو عملكرد چند ساله اخير سينما ايجاد كرده است. سينماي ايران طي اين سالها با سونامي ساخت و اكران فيلمهاي تلخي درباره خيانت روبهرو بوده است. فيلمهايي كه جذابيتشان در پرداختن به عشقهاي چند ضلعي و خيانتهاي پنهان و آشكار همسران نسبت به يكديگر، خلاصه شده است.
جشنواره فيلم كوتاه پيش از اين جوايز خود را دست و دلبازانه به فيلمهاي يأسآور و خيانتآلود تقديم كرده است و اين اتفاق منحصر به دوره فعلي نميباشد، اما چيزي كه اين دوره را متمايز ميكند، تعارض توليد و برگزيده شدن اين گونه فيلمها با شعار سينماي اميد است. جالب اينجاست كه در هيئت داوران جشنواره فيلم كوتاه نام مهدي كرمپور سازنده فيلم «پل چوبي» به چشم ميخورد؛ فيلمي كه حوزه هنري طي اعلاميهاي از پخش آن به دليل مسائل اخلاقي سر باز زد. داستان پل چوبي كه هم اكنون روزهاي آخر اكرانش را در سينما ميگذراند نيز مخلوطي از خيانت و پرداختن يكطرفه به حوادث انتخابات سال 88 است.
فيلم كوتاه دروازه ورود به سينماي بلند
فيلم كوتاه در ايران و بسياري از كشورهاي صاحب سينما، مقدمه ورود به سينماي بلند است. تقريباً اكثر سينماگران صاحبنام كشورمان كار خود را با ساخت فيلم كوتاه آغاز كردهاند. پس نبايد عدم توجه رسانهها به سينماي كوتاه را دليلي بر عدم اهميت اين سينما به حساب آورد.
سينما در افكار عمومي چيزي بيشتر از فيلمهاي بلند نيست؛ فيلمهايي كه در سينماها اكران ميشوند و اخبار ساخت، اكران و حواشي آنها به سرعت خبري ميشوند. فيلمهاي بلند و جشنواره فيلم فجر بخش عمدهاي از متن و حاشيه سينماي ايران را به خود اختصاص دادهاند، اما زير پوستهاي كه فيلمهاي بلند از سينما ساختهاند جريانات ديگري نيز وجود دارد؛ حركتهايي كه در نهايت به ساخت فيلم بلند منتهي ميشوند. فيلمهاي كوتاه، داستاني و مستند پايههاي اصلي سينماي ايران را ميگذارند؛ پايههايي كه پلهپله يك كارگردان را به سمت ساخت اولين تجربه بلند خود همراهي ميكنند. فيلم كوتاه مشقهاي جدي كارگردانهايي است كه قرار است در آينده سكاندار سينما شوند.
انتظارات از سينماي اميد
رئيس سازمان سينمايي كشور در روز 22 مهر ماه طي مراسم افتتاحيه جشنواره فيلم كوتاه گفته بود: بنده سينماي جوان را جايي براي آموزش ميدانم و لااقل به خاطر شغل معلمي خود هم كه شده مطمئن باشيد سينماي جوان در برنامههايي كه آن را سينماي اميد مينامم براي سالهاي پيش رو انشاءالله جايگاه والايي خواهد داشت.
حجتالله ايوبي كه پرچمدار سينماي اميد در ايران شده است، سينماي جوان را داراي جايگاه والا در برنامه سينماي اميد دانست. اين به معناي آن است كه جشنواره بايد بازتابي از برنامه رئيس سازمان سينمايي باشد. حجتالله ايوبي در مراسم اختتاميه فيلم كوتاه تهران نيز لحظات كوتاهي پشت تريبون قرار گرفت و گفت: اين اختتاميه كه در حقيقت آغازي براي كارهاي بهتر و خوب براي سال آينده است و همه ما معتقديم كه اختتاميه پايان نيست بلكه آغاز يك راه جديد است و اميدواريم كه پايان يك جشنواره آغاز ارادههاي جديد و شوق وصفناپذير براي كارهاي بهتر و بيشتري از شما باشد و بنده و همكارانم قول ميدهيم تا از كارهاي شما حمايت كنيم، چراكه سينماي جوان مدرسهاي براي سينماي ايران است.
مسلماً رئيس سازمان سينمايي كشور آنقدر مشغلهكاري دارد كه نتواند همه 115 فيلم كوتاه رسيده به بخش مسابقه جشنواره را ببيند. حتي شايد نتواند همه فيلمهاي برگزيده را نيز ببيند اما اين انتظار از رئيس سازمان سينمايي ميرود كه حداقل فيلم اول جشنواره را كه مدت زمانش 20 دقيقه هم بيشتر نيست، مشاهده كند و پيامي را كه فيلم به مخاطب ميرساند، مورد ارزيابي قرار دهد. مسئولان جشنواره كه مسلماً از پيام فيلم با خبر بودهاند ولي چرا سعي كردهاند در انتخاب بهترين فيلم مسيري را طي كنند كه مخالف خواست رئيس سازمان سينمايي است؟ درخواستها و انتظارات از سينماي اميد اين است كه در گام اول به روند سياهنماييهاي فعلي پايان دهد. مردم دوست دارند وقتي به سينما ميروند فيلمي را نگاه كنند كه آنها را به آينده بهتر اميدوار كند نه آنكه زندگي را آنقدر فلاكتبار نشان دهد كه از همين زندگي نيمبند نيز پشيمان شوند و بذر نااميدي در قلوبشان كاشته شود. بايد ترتيبي داده شود كه كمكهاي دولتي به سينما در جاده فرعي خيانت، يأس و ناامني هزينه نشود.