از محاربين دانهدرشت فتنه 88 كه متأثر از لطف و كرامت نظام، به جاي اعدام، مشغول بيانيهنويسي از داخل زندان است، اخيراً گفته:«نرمش قهرمانانه سياست درستي است، منتها به اين شرط كه فقط خلاصه در خارج نشود و داخل كشور را هم دريابد!»
من واقعاً نميدانم بر تعامل نظام با فتنهگران به ويژه اصحاب فتنه 88 چه نامي ميتوان گذاشت اما هر چه هست، كيلومترها جلوتر از نرمش قهرمانانه با مهرههاي اصل كاري فتنه 88 برخورد شده، البته از اين زاويه كه حتي عقلاي قوم اصلاحات هم خيلي تمايلي به رفع حصر دو نفر از سران فتنه و نيز آزادي افراطيها از زندان ندارند و معتقدند «شر اين جماعت، بيشتر از خيرشان است و همان به يا در حصر باشند يا در زندان و الا هم براي دولت اعتدال دردسر درست ميكنند، هم براي اصلاحطلبان» ميتوان پي به حكيمانه بودن بلكه زيركانه بودن تعامل حكومت با فتنهگران 88 برد، ليكن اگر بخواهيم از زاويه «مر قانون» و «مر عدالت» به تعامل نظام با «دوستان خوب نتانياهو» نگاه كنيم، شايد تعبير «شتر ديدي نديدي زيادي مهربانانه» بسيار رساتر از «نرمش قهرمانانه» باشد.
خيلي نبايد وارد مصاديق شد اما از سران فتنه 88 يكي هم كسي است كه خود را نه فقط «پدرخوانده دولت اعتدال» بلكه رسماً «يگانه صاحب انقلاب» و «تنها مفسر امام» ميداند و بيهيچ محاكمه و محكمهاي، هنوز هم ضدانقلاب را تغذيه ميكند، آن هم از جايگاه «استوانه نظام!» يا آن «سيدخندان» كه رفتار و گفتار اين روزهايش از بس اضافه بر سازمان شده، ناخودآگاه آدمي را ياد اين مثل مياندازد كه «گيرم در ديزي باز است . . . ؟!»
خوب يا بد، كساني كه در يك محله كوچك، دست به عربدهكشي و آشوب ميزنند، بيشتر به سزاي اعمال شان ميرسند تا جماعتي كه در سال 88 عليه 300هزار خون عربده كشيدند و يومالعيار عاشورا آن كردند كه ديگر همه ميدانند. حال چقدر وقيحانه است اگر يكي از همان عربدهكشهاي متقلب چنين اظهار دارد كه «نرمش قهرمانانه خوب است اما به شرط آنكه خلاصه در خارج نشود و ما را هم دريابد!»
حالا بهتر متوجه تذكر نيمهخصوصي يكي از همبندهاي سابق معاون سياسي وزير كشور دولت خاتمي به وي ميشوم: «فلاني! تو اينقدر كه ماشاءالله از داخل زندان عليه نظام نامه نوشته و مينويسي، بيرون زندان فعال نبودي! ديگر اينقدر هم بيشفعالي خوب نيست به خدا، آخر خلقالله از خود سؤال نميكنند كه اينها در زندانند يا هتل؟!»
من نميدانم بايد روضه مظلوميت جمهوري اسلامي را بخوانم يا... يا به يادتان آورم كه همين جناب معاون سياسي وزير كشور دولت اصلاحات، آن زمان كه كليد اجراي انتخابات دستش بود، دست به چه تقلب وحشتناكي زد؟! آن زمان در يكي از انتخاباتهاي مجلس، آقاي حداد عادل با حضور در يكي از شعب اخذ رأي، به نامزدهايي رأي دادند، من جمله به خودشان! حداقل خانواده خود آقاي حداد هم چند رأيي به آراي ايشان در آن صندوق اضافه كرده بودند! نتيجه شمارش آراي اين صندوق اما جالب بود و نشان ميداد جناب حداد در اين صندوق هيچ رأيي نداشته! آن ايام موضوع پيگيري شد و در كمال تعجب مشاهده شد تعدادي از صندوق آرا، دست آخر از فلان آهنگري مخروبه سردرآورده! خوب يادم است واكنش آقاي حداد عادل را كه گفته بود، «اين هم شد حكايت رأي مدرس! بابا، من كه خودم به خودم رأي داده بودم! اون رأي چي شد؟!» اين را هم خوب يادم است كه ماجرا هيچ سرنخي پيدا نكرد، الا دفتر معاونت سياسي وزارت كشور دولت اصلاحات و شخص آقاي تاجزاده! متأثر از همين افتضاح بزرگ، رابطه تاجزاده و دولت اصلاحات شكرآب شد. چندي بعد، خاتمي، تندرويهاي امثال همين تاجزاده را از جمله دلايل ناموفقيت كارنامه دوم خرداد ميخواند و افراطيها اما بر اين عقيده بودند كه كرم بيعرضگي از خود درخت دولت است!
اينك با شماي خواننده است تا از احساس خود رونمايي كني، وقتي كه ببيني همين تاجزاده متقلب، در سال 88 نظام مظلوم ما را متهم به تقلب ميكند! اگر سال 88 «تقلب، اسم رمز آشوب» بود، آقاي تاجزاده! برو دعا كن به حال جمهوري اسلامي. باور كن حتي با سياست «نرمش قهرمانانه» هرگز اين چنين نميشد كه شما يك چيزي هم طلبكار باشي. عدالت و قانون كه در مورد شما اجرا نشد، «نرمش قهرمانانه» هم لااقل به خاطر ور قهرمانانهاش، ياراي تأديب حداقلي شما را داشت، فلذا گمانم بر اين است كه «شتر ديدي نديدي زيادي مهربانانه» مصداق همان خوشي است كه گاهي زير دل آدم ميزند!
آري، با فتنهگران دانهدرشت اگر نه بر اساس عدالت و قانون كه بر اساس همين نرمش قهرمانانه هم رفتار ميشد، باورم است در بيحيايي خود تجديدنظر ميكردند، البته به شرط حيات!