اسماء معتمدي | آمارها و نمودارها دم ازپايين بودن رشد مطالعاتي در كشور ميزنند درحاليكه بنا به توصيه كارشناسان فرهنگي براي نهادينه كردن مطالعه و كتابخواني در جامعه نياز به فرهنگسازي و بسترسازي اوليه است تا كمكم نياز به مطالعه هم مانند ساير نيازها براي مردم ضروري شود؛ در اين راستا هرچند در بين شبكههاي تلويزيوني برنامههايي با موضوع كتاب و مطالعه گنجانده ميشود اما به قول معروف همه اينها كورسويي بيش نيستند و زود خاموش ميشوند. به همين منظور نياز به يك اقدام اساسي براي فرهنگسازي است كه ضرورت آن هم بيشتر از همه جا در رسانه ملي احساس ميشود، تا به دليل فراگيري و عموميتي كه دارد بتواند ميل به مطالعه و كتابخواني را در افراد نهادينه كند.
يكي از بخشهاي مؤثر درقاب تلويزيون، بخش كودك و برنامهسازيهاي مربوط به كودكان و نوجوانان است زيرا مخاطبان آن گروهي هستند كه هنوز شخصيتشان شكل نگرفته و چارچوبي ساده و فاقد پيچيدگي دارد در نتيجه هرچيزي را ميپذيرند. در اين ميان سكاندار اصلي برنامههاي كودك عموها و خالههايي هستند كه البته چند سالي است در شبكههاي تلويزيوني اعم از سراسري و استاني آمارشان هم بالا رفته است. بچهها اول با آنها ارتباط برقرار ميكنند و اين هنر مجريان است كه بتوانند در آنها ذائقهسازي اصولي داشته باشند اما متأسفانه از اين پتانسيل بالاي خود استفاده مطلوب نميبرند. همه عموها و خالههاي برنامه كودك تقريبا از قوانين واحد و كپي شدهاي از هم استفاده ميكنند براي مثال يك دست و جيغ و هورا- در كلاهقرمزي كم و بيش كنايههايي به اين سبك رايج خالهها و عموها زده شد- كه به نظر بيشتر ميتوانند قدرت تأثيرگذاري داشته باشند و گويا از اين رسالت مهم جا ماندهاند و كار تبليغ فرهنگي و معرفي كتاب را به ديگران واگذاركردهاند يعني چيز ديگري به جز تكرار غريزه ذاتي اقتضاي سن بچهها يعني همان جيغ و هورا را آموزش نميدهند!
اگر همنسليهاي ما در دهه 60 به ياد داشته باشند آن زمان اين همه عمو و خاله نداشتيم اما در برنامههاي كودك به اشكال مختلف در قالب تئاتر (آقاي حكايتي) انيميشن و فيلم مشاهير ايران به بچهها معرفي ميشدند يا حتي مجريها در برنامه كودك، كتابهاي داستاني خوب و متناسب با سن و سالمان را معرفي ميكردند. مانند كتاب «داستانهاي خوب، براي بچههاي خوب» كه به ياد دارم در زمان بچگي توسط مجري برنامه كودك اولين بار آن را شناختم و از مادرم خواستم برايم بخرند هرچند آن موقع چيزي درباره نويسندهاش به ما نميگفتند و من هم چيزي نميدانستم اما بهعنوان يك كتاب خوب دوران كودكي هنوز آن را در كنج قفسه كتابخانهام دارم؛ كتابي كه برايم پر ازخاطرات كودكي است زيرا مجري برنامه كودك با آب وتاب قشنگي، قصههايش را درتلويزيون ميخواند وهمين باعث تشويق من براي خريدن و خواندن آن شد.
به طور حتم مجريان برنامههاي كودك يا همان خالهها و عموهاي بچهها در فرهنگسازي مطالعه و كتابخواني كودكان و نوجوانان نقش مهمي به دوش دارند بهخصوص وقتي برنامهاي مدت زمان طولاني پخش ميشود فرصت ارتباط بيشتري هم با بچهها پيدا ميكنند كه بايد مراقب بود هدر نرود؛ البته كنار دست مجريان عروسكهايي هم هستند كه به تدريج بين بچهها جا باز كردهاند ولي متأسفانه همين عروسكهاي دوست داشتني هم نتوانستهاند در فرهنگسازي اموري چون مطالعه سهمي داشته باشند و درحد كارهاي ساده و سطحي روي آنها مانور داده ميشود. براي نمونه كلاهقرمزي و دوستانش كه به شهرت سينمايي هم رسيدند بيشتر براي بزرگترها حرف ميزند و كارهايي انجام ميدهد كه در سن او نيست چه برسد به اينكه براي بچهها الگوي آموزشي باشد تا به حال كتابي در دست نداشته و براي كتابخواني كنجكاوي نكرده است حتي سادهترين امور ديني را هم از طريق اين عروسك دوست داشتني به بچهها انتقال ندادهاند. درحاليكه به دليل ظرفيت اثرگذاري خود ميتواند روي بچهها وحتي مخاطبان بزرگسال هم اثر بگذارد و الگوي خوبي باشد يا پنگول، گربه عروسكي كه در رقابت با تيم كلاه قرمزي فعال شده هم در اين امور توفيقي پيدا نكرده است تا با زباني ساده و قابل فهم كتابخواني را به آنها تزريق كند.
در كل به نظر ميرسد مديريت رسانه ملي بايد در اين عرصه حساسيت و دقت بيشتري به خرج دهد زيرا اين دانشگاه عمومي فقط براي سرگرمسازي و پركردن آنتن با پول بيتالمال نيست و قطعاً جنبه آموزش و هدايت عموم مخاطبان بهخصوص كودكان و نوجوانان را هم در نظر بگيرد و چه خوب كه كتابهاي مناسب را براي بچهها معرفي كنيم زيرا تبليغ هنرمندانه كتاب براساس المانهاي روانشناسي رسانه در فضاي برنامههاي كودك ميتواند ميل و اشتياق بچهها را به كتاب زياد كند، حال اگر خاله و عموي آنها در تلويزيون به غير از مسائل سطحي، تكراري و خستهكننده كه مدام مطرح ميكند، آنها را به كتابخواني و مطالعه تشويق نمايد كه به مراتب بيشتر در ذهن بچهها ماندگار ميشود بهصورتيكه وقتي براي خريد بيرون ميروند پشت ويترين كتابفروشيها هم مانند
اسباببازي فروشيها و البسه مكث ميكنند و اين يعني اولين قدم براي اثرگذاري فرهنگي روي بچهها كه به عهده خالهها و عموهاي تلويزيوني آنهاست.
واقعا همين طوره مجريان فقط مامور جيغ وهورا شدن و بس