
سه پسر جوان كه متهم هستند در پروندههاي جداگانه مرتكب قتل شدهاند در دادگاه كيفري استان تهران پاي ميز محاكمه ميروند. دو نفر از آنها متهم هستند با همدستي هم مربي بدنساز را به قتل رساندهاند و سومين متهم نيز مرتكب قتل خواهر و برادرش شده است.
اعتماد داشتن به دستگاه قضايي و پليس از يك سو باعث افزايش امنيت عمومي و از ديگر سو سبب بيم مجرمان از مواجهه با قانون خواهد شد. سلب اعتماد از اين دو اما قاعدهاي عكس اين ماجرا به خود ميگيرد و افراد زماني كه با آسيبي مواجه ميشوند، تصميم به انتقامگيري شخصي ميگيرند. افراد آسيبديده جامعه اگر بدانند با مطرح كردن شكايت، از حمايت قانوني برخوردار خواهند شد، از انتقامگيري پرهيز خواهند كرد. دو پروندهاي كه به زودي از سوي قضات دادگاه كيفري استان تهران ورق ميخورد، نمونهاي از اين آسيب بزرگ اجتماعي است.
به گزارش خبرنگار ما صبح روز شنبه، نهم دي ماه سال گذشته به مأموران پليس در خزانه تهران خبر دادند مربي بدنساز داخل يك باشگاه ورزشي با ضربات چاقو كشته شده است. اولين بررسيها نشان داد مقتول كه مردي 32 ساله بود داخل اتاقكي داخل باشگاه با 50 ضربه چاقو هدف قرار گرفته است. تحقيقات تيم بررسي صحنه جرم نشان داد عامل يا عاملان قتل با مقتول آشنا بوده و به راحتي وارد اتاقك شده و بعد از حادثه هم محل را ترك كردهاند. بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني كارآگاهان دست به تحقيقات بيشتر زدند تا اينكه حدود يك ماه بعد دو پسر نوجوان را كه بهمن (15ساله) و سهراب ( 16ساله) نام داشتند بازداشت كردند. آنها در اولين بازجوييها اتهام خودشان را انكار كردند و گفتند نقشي در حادثه نداشتهاند اما در تحقيقات بيشتر به جرمشان اقرار كردند. بهمن گفت مدتي قبل در باشگاه با مقتول آشنا شدم. او مربي و محل زندگياش هم اتاقكي داخل باشگاه بود. قرار شد روزهاي تعطيل به من آموزش بدهد. يك روز وقتي براي آموزش به باشگاه رفتم، من را به اتاقكش برد و بعد به من تعرض كرد. بعد از حادثه ترسيدم ماجرا را به كسي بگويم. بعد از آن مقتول چند بار ديگر با تهديد به من تعرض كرد تا اينكه فهميدم به يكي از دوستانم كه سهراب نام دارد هم تعرض كرده است، به خاطر همين هر دو تصميم به انتقام گرفتيم. متهم ادامه داد: عصر روز جمعه بود، در حالي كه چاقو داشتيم وارد باشگاه شديم و به اتاقك او رفتيم. وقتي مقتول مشغول تماشاي تلويزيون بود، ناگهان هر دو با چاقو به او حمله كرده و او را كشتيم و فرار كرديم. بعد از اقرار بهمن، سهراب هم حرفهاي او را تأييد كرد. دو متهم در بازجوييهاي بيشتر به جرم خودشان اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كردند. پس از كامل شدن تحقيقات پرونده با صدور كيفرخواست به شعبه 113 دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و دو متهم به زودي پاي ميز محاكمه ميروند.
جنايت خانوادگي
متهم سوم كه به زودي در داگاه كيفري پاي ميز محاكمه قرار ميگيرد پسر 27 سالهاي به نام سعيد است. او شامگاه 11 تيرماه سال 90 بعد از قتل برادرش مهران (30ساله) و خواهرش مهرانه (20ساله) و مجروح كردن ليلا (22ساله) بازداشت شد.
پسر جوان در تحقيقات گفت: والدينم هميشه بين من و خواهر و برادرانم فرق ميگذاشتند و هيچ گاه به من به چشم عضوي از خانواده نگاه نميكردند. يك روز كه بر سر ماجرايي ساده با خواهرانم دعوايم شده بود، خواهر كوچكم با فرياد مقابل همسايهها به من تهمت ناروايي زد كه به شدت عصبي شدم، بعد هم به دادسراي يافتآباد رفتم و از خواهرم شكايت كردم. دادگاه از والدينم خواست تا به دادگاه رفته و شهادت بدهند اما آنها از من حمايت نكردند و براي خواهرم دستور منع تعقيب صادر شد. همين حادثه سبب شد كه كينه عجيبي از آنها به دل بگيرم و از آنها متنفر شوم. شب حادثه بار ديگر با خواهر كوچكم بحثم شد و باعث شد دعوايمان بالا بگيرد. به سرعت در اتاق را قفل كردم و با خنجري كه داشتم اول خواهر كوچكم ليلا را زخمي كردم و بعد مهرانه را زدم. داشتم او را ميزدم كه مهران وارد شد كه او را هم با چاقو زدم و منتظر رسيدن پليس شدم. متهم گفت مقصر اصلي حادثه والدينم هستند كه هرگز وجودم را در خانه احساس نكرده و به من توجهي نكردند. بعد از كامل شدن تحقيقات پرونده براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و متهم به زودي پاي ميز محاكمه ميرود.