اين يك قاعده در عرصه شناخت مواضع و نظرگاه افراد يا حكومتهاي صالح يا ناصالح است كه براي يافتن پاسخهاي رفتاري اين افراد يا حكومتها منشأ پديدآورنده آنها مورد مطالعه قرار گيرد، مثلاً اگر قرار است جريان حزبالله لبنان مورد بررسي و مطالعه يا مواضع سيدحسن نصرالله مورد كنكاش قرار گيرد، لزوماً بايد در رويكردهاي انقلاب اسلامي و انديشههاي امام راحل و رهبر فرزانه انقلاب به عنوان هدايتگران جريان مقاومت غور كرد تا به درستي راهبردها و سياستهاي جريان حزبالله يا مواضع سيدحسن نصرالله شناخته و معرفي شود. برعكس اگر قرار است ماهيت رژيم صهيونيستي و سبعيت اين رژيم و دشمنياش با جامعه اسلامي را درك كرد حتماً بايد با نگاهي عميق جريانها يا دولتهايي را كه پديد آورنده چنين رژيم خونريزي بودند، مورد مطالعه قرار داد. اين مقدمه از آن رو بيان شد كه طي روزها اخير شاهد رويكرد متفاوت از سوي رئيس رژيم صهيونيستي در فضاي بينالمللي بوديم. از يك سو شاهد رفتارهاي تند همراه با عصبانيت رئيس اين رژيم جعلي در صحن سازمان ملل و گفتوگو با رسانههاي امريكايي بوديم، آنگونه كه از متن 34 دقيقهاي نتانياهو، 27 دقيقه آن درباره ايران آن هم با ادبيات دروغ و خارج از نزاكت مطرح شده بود و از سوي ديگر طرح اين موضوع كه اگر ايران بخواهد، حاضريم بحث ملاقات با روحاني را بررسي كنيم.
آنچه اين روزها در سرزمينهاي اشغالي ميگذرد، نوعي استيصال آن هم به جهت يك مكالمه ساده تلفني رؤساي دو دولت است كه شيرازه ذهني مقامات صهيونيست را به هم ريخته تا آنجا كه همه تلاش خود را صرف ميكنند تا نشاندهند سياستهاي اصولي جمهوري اسلامي غيرقابل تغيير است و هرگونه نزديكي به ايران يعني دادن امتياز و عقبنشيني از مواضع گذشته تجربه شده. اما چرا با وجود به خدمت گرفتن چنين ادبيات خارج از منطق و گستاخانهاي، رئيس رژيم صهيونيستي اعلام ميكند «اگر ايران بخواهد ملاقات با روحاني را بررسي ميكنيم»، به نظر ميرسد اين تغيير رفتارهاي پياپي از سه حالت خارج نيست:
1- وضعيت داخلي امريكا و به هم ريختگي اوضاع اقتصادي اين كشور، نوعي سرخوردگي و نااميدي از به كارگيري ادبيات چماقي توسط رژيم صهيونيستي را باعث شده است و اين رژيم به دنبال آن است تا شهروندان عصباني امريكا را كه به درستي ميدانند چنين وضعيتي حاصل حمايتهاي اقتصادي و صرف هزينههاي سنگين نظامي و تحميل جنگهاي منطقهاي براي بقاي رژيم صهيونيستي است، تا حدودي آرام كند تا در اين شرايط خشم مردم امريكا بيش از اين دامان صهيونيستها را نگيرد.
2- اين تغيير لحن يك سناريوي از پيش طراحي شده با مقامات كاخ سفيد است تا به نوعي امريكاييها اين پيام را به دولتمردان ايراني انتقال دهند كه سرسختترين دشمن شما نيز مخالفتي با ايران و امريكا ندارد و به رغم موضعگيري تندي كه داشته، در اين مسير نه تنها به دنبال لنگاندازي نيست، بلكه مقوم اين ارتباط نيز خواهد بود. غافل از آنكه سياست جمهوري اسلامي در مقابل رژيم صهيونيستي و حتي امريكا كاملاً روشن است و مذاكره با امريكا آن هم در موضوعات مشخص تا آنجا پيش خواهد رفت كه عزت ملت ايران حفظ شود و رژيم صهيونيستي جزو رژيمهايي است كه سياست خارجي جمهوري اسلامي «تخاصم مطلق» را براي آن تعريف كرده است. لذا هيچ سخن يا موضع ليني از سوي مقامات اين رژيم باعث خشنودي يا خداي نكرده نرمش جمهوري اسلامي نسبت به آنها نخواهد شد.
3- از آنجا كه رژيم صهيونيستي منفورترين رژيم در نزد ملتهاي آزاده جهان به ويژه ملت بزرگ ايران است، به نظر ميرسد استفاده نتانياهو از ادبيات بررسي ملاقات با روحاني به نوعي براي ايجاد شكاف در درون حاكميت و فاصله بين جريان وفادار به آرمانهاي انقلاب و امام با دولت آقاي روحاني است تا در بستر چنين ادبياتي شايد بتوانند حاكميت دوگانه را در ايران بار ديگر كليد بزنند و بين مردم و مسئولان نوعي تفرقه ايجاد كنند كه قطعاً ملت ايران هوشيارتر از آن هستند كه تحت تأثير جنگ رواني دشمن شماره يك خود قرار گيرند.
بنابراين اتخاذ اين سياست از سوي نتانياهو از جنس همان غلطهاي زيادي است كه بارها از سوي سردمداران رژيم صهيونيستي شاهد بودهايم، چرا كه جمهوري اسلامي نه «درخواست صهيونيستها براي تحريمهاي پرشدت و تهديد معتبر نظامي عليه ايران» توسط امريكا را جدي ميگيرد و نه به برخي ادبيات دروغين كه ماهيت به كارگيري آن براي همگان روشن است، دل خوش ميكند. از همين رو است كه معتقديم سياستهاي رژيم صهيونيستي بر مدار پديدآورندگان خود استوار است و به نظر ميرسد صهيونيستها نيز همچون پادشاهان گذشته انگليس كه اين نطفه نامشروع را در سرزمينهاي اسلامي كاشتند، فقط غلط زيادي ميكنند. نقل است روزي جرج پنجم، پادشاه انگليس خدمتكار دربار را صدا كرد و با عصبانيت به او گفت: مردك! چرا غلط زيادي كردهاي؟! و خدمتكار دربار گفت: قربان! رسم شاهان اين است كه از ضمير جمع استفاده ميكنند و جرج پنجم در حالي كه با حركت سر تذكر خدمتكار دربار را تصديق ميكرد، گفت: بله! منظور اين بود كه چرا ما غلط زيادي كردهايم؟!