هادي عسگري |
سابقه سينماي كودك در ايران به چند دهه پيش باز ميگردد؛ زماني كه كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان فعاليت خود را آغاز كرد. در دهه 40 شمسي كانون فستيوال فيلم كودك را ايجاد كرد و تقريباً از همان زمانها اقدام به توليد فيلمهاي كودك نمود. در كنار اين اقدامات كانون، آموزش فيلمسازي براي كودكان و نوجوانان را مد نظر قرار داد؛ كاري كه بعدها باعث ايجاد نسلي از كارگردانان بعد از انقلاب شد.بعد از پيروزي انقلاب اسلامي با وقفهاي چند ساله، جشنواره فيلم كودك و نوجوان متولد شد و درست در شرايطي كه كشور درگير جنگ بود، توجه به سينماي كودك از نظر مسئولان فرهنگي وقت دور نماند.
اما سؤالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه رابطه اين جشنواره موضوعي كه مخاطبين اصلي آن را كودكان و نوجوانان يا همان دانشآموزان، تشكيل ميدهند تا چه ميزان با وزارت خانه آموزش و پرورش كه متولي امور آموزشي و پرورشي قشر سني كودك و نوجوان است، ارتباط دارد؟
آموزش و پرورش خود جشنواره مستقلي به نام جشنواره فيلم رشد برگزار ميكند، اين جشنواره نيز به فيلمهاي كودك و نوجوان ميپردازد اما سطح و اندازههايش از جشنواره كودك و نوجوان پايينتر است. امسال با آغاز سال تحصيلي نزديك به 12 ميليون و 500 هزار نفر دانشآموز به كلاسهاي درس رفتند. اين رقم قابل توجه ميتواند پتانسيل خوبي براي سينما باشد ولي گلايه اصلي سينماييها اين است كه هيچ وقت آموزش و پرورش تن به همكاري براي آشنايي كودكان با سينماي كودك نداده است؛ پتانسيلي كه امسال به رقم 5/12 ميليون رسيده است. آموزش و پرورش دربرنامههاي خود ساعات فراغت و زنگهاي پرورشي را در نظر گرفته است و حتي پنجشنبهها نيز ميتواند با نظر مدير مدرسه تعطيل باشد يا دانشآموزان به اموري غير از كلاسهاي رسمي درس بپردازند. اين زمانهاي خالي زمانهاي بسيار مناسبي است كه دانشآموزان با سينماي كودك آشنا شوند؛ سينمايي كه مختص كودكان و نوجوانان است و فيلمهايش حاوي نكات آموزشي و اخلاقي براي اين گروه سني است. با آنكه بسياري از مدارس ترجيح ميدهند دانشآموزان را به ديدن فيلمهاي كمدي ببرند و از فضاي به ظاهر شاد اين فيلمها استفاده كنند اما اين فيلمها كه معمولاً مناسب گروه سني بزرگسال است، در بهترين شرايط هيچ نكته آموزشي براي كودكان ندارد و در بسياري از موارد نيز شوخيهاي آنها باعث رنجش خانوادهها شده و تأثيرات منفي روي اخلاق گروههاي سني كودك و نوجوان دارد؛ چيزي كه قطعاً با اهداف آموزشي كه وزارت آموزش و پرورش به دنبال آن است، متناقض است. اگر وزارت آموزش و پرورش امكاني را ايجاد كند تا كودكان در هر ماه يك فيلم كودك ببينند، سالانه حداقل 12 فيلم كودك با تماشاچي ميليوني پخش خواهند شد و اين كار هم باعث ميشود كودكان اوقات فراغت سالمي داشته باشند و هم سينماي كودك كه سالهاست با كمكهاي دولتي سرپاست با گردش مالي خوبي روبهرو شده و فيلمسازان تشويق به كار در حوزه سينماي كودك شوند.