
انتخاب فيلم «گذشته» به عنوان نماينده سينماي ايران براي حضور در مراسم اسكار، بحثهاي زيادي را به همراه داشته است.
اسكار مهمترين جايزه سينماي امريكا است. سينماي امريكا به عنوان ابزار استراتژيك حكومت ايالات متحده نقش بازوي فرهنگي را براي اجراي سياستهاي دولت امريكا دارد. اسكار نيز بخشي از همين بازوي فرهنگي است و نميتوان شخصيتي خارج از آن برايش تصور كرد. با آنكه دستگاه تبليغاتي عريض و طويل امريكا اسكار را از يك جشنواره فيلم ملي كه تنها يكي از چندين جايزهاش را به بخش بينالملل اختصاص ميدهد، به عنوان بزرگترين رخداد سينمايي جهان معرفي كرده است و عملاً جشنوارههاي مهم اروپايي را تحت تأثير تبليغات خود قرار داده، اما از نظر ارزش هنري هنوز بسياري از جشنوارههاي اروپايي مانند كن در فرانسه، برلين آلمان، لوكارنو و حتي ونيز ايتاليا براي خود جايگاه بالاتري از اسكار كه جشنوارهاي تجاري است، قائل هستند. با اين حال اسكار فرصتي است براي هر كشور صاحب سينما كه بتواند هر ساله اثري منتخب را به آن بفرستد تا توانمنديهاي سينماي خود را به رخ كمپانيهاي بزرگ امريكايي بكشد. در اين راستا حتي در صورت عدم موفقيت در كسب اسكار، فروش حق پخش فيلم ميتواند اثر مالي خوبي براي آن فيلم و پخش جهانياش داشته باشد؛ چيزي كه بسياري از كشورها به دنبال آن هستند. سينماي ايران سال گذشته اسكار را تحريم كرد؛ سالي كه «يه حبه قند» قرار بود به اسكار فرستاده شود.
رضا ميركريمي در آن فيلم تلاش كرده بود زندگي خانواده ايراني با اصالت را به نمايش بگذارد، اما توهين يك فيلمساز گمنام در امريكا به مقام پيامبر اكرم(ص) باعث شد تا ايران قيد حضور در اسكار را بزند. تحريم اسكار توسط ايران در شرايطي رخ داد كه فيلم «جدايي نادر از سيمين» در سال پيش از آن اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي زبان را به دست آورده بود. ما سال گذشته در اسكار حضور نداشتيم اما فيلمسازان ايراني در ساير جشنوارههاي جهاني حضور داشتند، «گذشته» توانست در جشنواره كن توجه جهاني را به خود جلب كند. موفقيت اين فيلم نشان داد سينماگران ايراني براي موفقيتهاي جهاني راههاي جايگزين بسياري به غير از اسكار دارند. موفقيت «گذشته» در كن باعث شد تا از مدتها پيش از آغاز به كار كميته انتخاب فيلم براي اسكار 2014 از آن به عنوان گزينه جدي براي كسب اسكار امسال ياد كنند؛ فيلمي كه ابتدا قرار بود فرانسويها آن را به اسكار بفرستند، اما آنها مثل داستان ندادن نخل كن به فيلم جديد فرهادي، نامهرباني خود را با اين فيلم فرانسوي زبان ساخت فرانسه كامل و فيلم ديگري را به عنوان نماينده سينماي فرانسه به اسكار معرفي گردند.
گذشته نيز ماند براي ما و هيئت انتخاب هم با خوشحالي آن را به اسكار فرستاد. هم اكنون بسياري از افراد به شدت خوشبين دومين اسكار را براي اصغر فرهادي كنار گذاشتهاند. از سوي ديگر كساني نيز هستند كه به عدم وابستگي گذشته به سينماي ايران را مد نظر قرار دادهاند. فيلم «گذشته» از ايراني بودن تنها چند اسم را با خود يدك ميكشد. اگر از ديد يك امريكايي يا هر شهروند غيرايراني كه قرار است طي برگزاري اسكار اين فيلم را ببينيد، درك اينكه چرا يك فيلم به زبان فرانسه و با محيطي فرانسوي از سوي ايران به اسكار آماده است، كمي سخت است. اسكار مانند ويتريني است كه ميتوان توليدات ساليانه چندين كشور را در آن ديد، حتماً لزومي ندارد كه ما فيلمي را بفرستيم كه از نظر حدسوگمانهاي بين خودمان شانس اسكار براي آن قائل هستيم.
كار كميته انتخاب فيلم، ما را به ياد فوتبال بازي كردن تيمهاي عربي مياندازد كه ميخواهند با خريد بازيكنان خارجي و تغيير تابعيت آنها، براي خود موفقيت كسب كنند. همان قدر كه از ديد يك ايراني فوتبالدوست كار كشورهاي عربي غير ورزشي و غيرحرفهاي است از ديد كساني كه سينما را به صورت حرفهاي دنبال ميكنند، انتخاب فيلمي به نام فرانسه در كن براي حضور در اسكار، كاري غيرسينمايي و به دور از رفتار حرفهاي است. حداقل اعراب ميتوانند ادعا كنند در كشورهايشان آدمهاي با استعداد فوتبالي وجود ندارد، اما در سينماي ايران آن قدر قحطي نيامده است كه مجبور باشيم به گذشته و تاريخ پرافتخار سينمايمان پشت پا بزنيم و فيلمي را به اسكار بفرستيم كه خودمان در ايراني بودنش شك و شبهه داريم! حداقلش اين بود كه ميشد فيلمي به اين مراسم سينمايي فرستاد كه نشانههايي از سرزمين ايران در آن وجود داشت!