«تكليف شعار «مرگ بر امريكا» چه ميشود اگر دو فرداي ديگر، اصلاً سازمان ملل سال بعد، تابوي ديدار رؤساي جمهور ايران و امريكا هم بشكند؟!» و اين بيش از آنكه سؤال امت حزبالله باشد، زخم زبان زنجيرهايهاست، اما تا به تكليف «مرگ بر امريكا» برسيم، بگذار روايت كنم از فلان راننده خط ابتداي مجيديه جنوبي - انتهاي مجيديه جنوبي. به لطف طرح زوج و فرد، نيمي از هفته تاكسي سوارم. خط مجيديه جنوبي خيلي تاكسي ندارد. مسير كوتاهي است. لااقل به چهره، ديگر ميشناسم اغلب رانندهها را. يكيشان از حدود دو ماه پيش، همه چيز حتي دربي بيرمق تهران را ربط ميداد به مذاكره به امريكا. ميگفت، «روحاني اگر به اوباما دست دهد، ال ميشود، بل ميشود. مذاكره خيلي خوب است، رابطه اما از آن هم بهتر است. كري و ظريفي (به وزير خارجه ميگفت، ظريفي!) بايد بنشينند كنار هم مثل دو تا مرد، سنگهاي شان را وا بكنند، جخت بلا ديدي ما هم اين سمند را فروختيم، يكي صفرش را خريديم!» پيرمردي بود. به حرمت سن و سال، فقط يك بار با او وارد صحبت شدم، مختصر و گمان ميكنم مفيد، «اگه رابطه با امريكا مريض شفا ميده، پس چرا رژيم پهلوي كه اون همه با امريكا رابطه داشت سرنگون شد؟ تازه اون موقع امريكا رسماً امريكا بود، نه بدهكارترين كشور دنيا!» «والا چي بگم جوون؟!» همه پاسخ من بود كه راننده داد. بعد از اين مكالمه، چند بار ديگري سوار ماشين اين پيرمرد شدم. همچنان سرمست مذاكره بود و آنقدر از مزاياي رابطه با امريكا ميگفت و ميگفت كه دست آخر صداي آن همسايه ارمني ما را درآورد، «امريكا به عنوان حسن نيت، ابتدا بايد اموال بلوكه شده ملت ايران را با احتساب سود، به ما برگرداند، بعد بايد بابت كودتاي 28 مرداد، حمايتش از شاه و صدام و منافقين، آن هشت سال جنگ، آن همه شهيد، يكياش آرمناك برادر خودم، آن همه ترور، آن همه ظلم و آن همه دشمني، از ملت ايران عذرخواهي كند، بعد هم بيآنكه كاري با هستهاي ما داشته باشد، بايد تحريم را كامل بردارد، آن وقت مينشينيم ببينيم حرف حسابشان چيست؟! مگر امريكا مدعي نيست كه با ملت ايران دشمني ندارد، خب! صرف مذاكره كه به معني دشمني نداشتن نيست. اين پيششرطهاست كه ميزان صداقت امريكا را نشان ميدهد.» «والا چي بگم جوون؟!» اين بار پاسخ راننده بود به همسايه روبهرويي ما. اين همه گذشت تا اينكه من ديشب هم مسافر او شدم. ياللعجب! حرفهاي پيرمرد 180 درجه چرخيده بود، هر چند هنوز هم طعنه داشت، «ما اين همه شهيد داديم، حتي شهيد ارمني داديم كه آخرش مذاكره كنيم با امريكا؟! امريكا آدم بود، اصلاً ما را تحريم ميكرد؟! جخت بلا تكليف اون همه «مرگ بر امريكا» چه ميشود؟ قرار بر مذاكره بود، از قبل ميگفتين كه ما اين همه حنجره خودمون رو پاره نميكرديم!»
غلط نكرده باشم پيرمرد تتمه همانها بود كه صبح ميگفتند «درود بر فلاني» و شب نثارش مرگ ميكردند، بيآنكه فلاني تغييري كرده باشد! به خدا خندهام تا الان كه مشغول تايپ هستم قطع نشده؛ خندهاي البته غمانگيز! فرداي 24 خرداد، زنگ زده بودم به حاج سعيد قاسمي. ميگفت: «ما راضي به خنده مردم، شادي مردم و جشن مردمايم كه رضايت خدا هم در رضايت اين مردم است، اما بعضيها... ما انقلاب كرديم، يه طعنه زدن، توي خونه نشستيم، يه طعنه زدن، جنگ رفتيم، يه طعنه زدن، شهيد داديم، يه طعنه زدن، شهيد شديم، يه طعنه زدن، شهيد نشديم، يه طعنه زدن، خرمشهر فتح شد، يه طعنه زدن، قطعنامه رو پذيرفتيم، يه طعنه زدن... اما از جمله چيزهايي كه ما را به خدا نزديكتر ميكند، اتفاقاً همين زخم زبانهاست.»
در ازاي اين همه زخمزبان اما زخمزبان «مرگ بر امريكا» كمترين سهم ماست. طرف حساب زخمزبان ما فقط و فقط شيطان بزرگ است. زنجيرهايها دوست دارند به گواهي تيتر يكهاي خود، دشمني با امريكا را از عامل اتحاد ملت، به مايه اختلاف و جر و بحث بدل كنند، اما زخم زبان ملت ما، جهانيتر از آن شده كه با اين نقشهها از پا درآيد. هيچ ملتي براي هيچ شعاري، آن اندازه كه ملت ما براي شعار «مرگ بر امريكا» رنج كشيده، زحمت نكشيده. ما براي امامزاده خود متولي خوبي بودهايم، و الا «مرگ بر امريكا» هرگز جهانيترين شعار همه اعصار لقب نميگرفت. آنچه 35 سال پيش مايه اتحاد ما بود، اينك عامل وحدت ملل مختلف عالم شده. پس تكليف زخم زبان ما معلوم است. «مرگ بر امريكا» با تلفن نيامده كه با تلفن – آن هم تلفني كه معلوم نيست چه كسي ميس اول را انداخت؟!- برود. «مرگ بر امريكا» با ديدار نيامده كه با ديدار برود. «مرگ بر امريكا» با ديپلماسي نيامده كه با ديپلماسي برود. اگر بناست ما ديپلماتها را بفهميم و دركشان كنيم، لااقل من باب اعتدال هم كه شده، بر ديپلماتها نيز فرض است كه ما را بفهمند و دركمان كنند كه ما حتي زبان بينالمللي را با «DOWN WITH USA» آموختهايم.
زنجيرهايها زخمزبان جهاني ما را مظلوم گير آوردهاند. كم مانده بگويند، «نوسانات قيمت ارز تقصير شعار مرگ بر امريكاست.» ليكن اگر علت تحريم،«امريكا»ست، نه «مرگ بر امريكا»، پس «مرگ بر امريكا».