کد خبر: 614393
تاریخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۲۱:۵۵
بنابر تقويم، تاريخ امروز هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولوي، شاعر بزرگ ايران زمين است. مولانا جلال‌الدين محمد، انسان عجيب و غريبي است. گويا در سرنوشت او چنين رقم خورده كه در سرزمين نياكان و زادگاه خويش تنها بماند و سر او را در حديث ديگران دريابند.
مجيد سرمدي/ مولوي پژوه

بنابر تقويم، تاريخ امروز هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولوي، شاعر بزرگ ايران زمين است. مولانا جلال‌الدين محمد، انسان عجيب و غريبي است. گويا در سرنوشت او چنين رقم خورده كه در سرزمين نياكان و زادگاه خويش تنها بماند و سر او را در حديث ديگران دريابند. در قرن هفتم در خراسان بزرگ ايران زمين با وجود آن همه عالم و دانشمند كسي به خاندان بهاء‌الدين قدر و بهايي نداد و به پايه‌هاي رفيع آن دودمان پي نبرد يا نخواست كه پي ببرد. ترس از عظمت آنان يا حقارت خودشان بيهوده نيست. اولين بيت مثنوي مولوي شكايت از جدايي و غريبي است.

بشنو از ني چون حكايت مي‌كند/ از جدايي‌ها شكايت مي‌كند

مولانا آبشخور فكري عرفاني تمام بشريت است و با اين ديدگاه متعلق به قوم و تباري خاص نيست. نيازي هم به مجالس بزرگداشت ندارد چراكه خود بزرگ است و از اهالي روزگار. پس چرا اقوامي بيگانه در پي چسباندن وي به كشور و مليت خود هستند؟ كتاب‌هايش را ترجمه، منتشر و تبليغ مي‌نمايند؟پاسخ چندان دشوار نمي‌نمايد، داشتن گوهري گرانبها هم افتخار است هم باعث اعتبار و اصالت، آن هم از نوع فرهنگي!سؤال بزرگتر و مهمتر آن است كه چرا هموطنان و همزبانان مولوي با توجه به اينكه همه آثارش به زبان شيرين پارسي است، در امر پاسداشت و يادبود او اينچنين در غفلت و رخوت به سر مي‌برند؟ مولانا خود گفته است غفلت نشانه دوري از عالم حق و وابستگي به دنياي مادي است.

استن اين عالم‌ اي جان غفلت است/ هوشياري اين جهان را آفت است

من نديدم و نشنيدم كه بزرگان اهل خرد از هر كشوري مثلاً داستايوسكي، همينگوي، ويكتور هوگو و. . . از جانب ملل بيگانه دست يازيده شده باشند!و مثلاً فرانسويان داستايوسكي را فرانسوي و روس‌ها هوگو را روسي بدانند. پس اين چه سري است كه كشور‌هايي همچون تركيه(به صرف داشتن مزار مولانا در جغرافياي سياسي خود)و ديگر ملل به خود اجازه مي‌دهند كه مولانا را از آن خويش پندارند؟آيا به جهت سهل انگاري و احياناً بي‌كفايتي متوليان ايراني در نگاهداشت ميراث بزرگ و گرانبهاي فرهنگي و تاريخي نيست؟

گويا صفت عجيب(شگفت انگيز)مولوي براي ديگران صدق مي‌كند و صفت غريب براي ما ايرانيان. من نمي‌دانم تو مي‌داني بگو

هرگلي كاندر درون بويا بود / آن گل از اسرار كل گويا بود

بوي ايشان رغم انف منكران/ گرد عالم مي‌رود پرده‌دران

منكران همچون جعل زان بوي گُل/ ياچو نازك مغز از بانگ دهل

خويشتن مشغول مي‌سازند و غرق/ چشم مي‌دزدند از اين لمعان برق

برچسب ها: مجید سرمدی
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار