اسماء معتمدي | مجموعهاي اجتماعي و طنز كه كارگردان اين كار، مهدي صباغزاده و نويسنده آن عباس نعمتي است. همچنين بازيگراني چون مجيد مظفري، اكبرعبدي، شهره لرستاني، مريم اميرجلالي، ستاره اسكندري و افشين هاشمي در آن به ايفاي نقش پرداختهاند. داستان درباره مادر و دختري است كه تصميم ميگيرند براي از سر باز كردن خواستگاري پسرعمه فرنگي، مرد ساده و شهرستاني كه در دانشگاه دختر(ستاره اسكندري) درقسمت زيراكس وكپي كار ميكند و به دختر علاقه دارد را به عنوان خواستگار به خانهشان راه بدهند و او را فرد انتخاب شده و نامزد دختر معرفي كنند تا موضوع خواستگاري و ازدواج با پسر عمه منتفي بشود. دراين ميان اتفاقات مختلفي ميافتد كه رگههاي طنز و كميك دارد.
در نگاه اول مجموعه «اولين انتخاب» جالب توجه و كميك است كه توانسته طي اين چند قسمت پخش شده بينندگان خوبي را هم جذب كند اما با اين وجود عدول از خط قرمزها و عاديسازي بعضي مسائل غلط ارتباطي دراين مجموعه خيلي زياد است كه بايد گفت متناسب و همخوان با فضاي خانوادههاي ايراني نيست وكاملاً قبحشكنانه نسبت به برخي امور ميپردازد. پسر و دختر جواني به هم علاقه دارند اما بدون اينكه از راه درست و منطقي اين ابراز علاقه نشان داده شود پسر در خانه آنها رفت و آمد ميكند و روابط او با دختر خيلي راحت نشان داده ميشود يا وقتي به خواستگاري، آنهم به تنهايي ميرود (كه درعرف بايد خواستگاري بههمراه والدين يا بزرگترها مقبول باشد)، چند شبانهروز بدون هيچ دليل خاص و قانع كنندهاي در خانه دختر ميماند؛ از سويي در ملاقات با والدين هم مرد جوان بهعنوان همسر آينده دختر، مهمان آن خانه ميشود نه بهعنوان خواستگار در صورتيكه برخوردها و رفتارها چيز ديگري نشان ميدهد. از سوي ديگر نه در ايران و نه در هيچ كجاي دنيا، معمولاً بين فردي كه براي بازي دادن و رد كردن خواستگار اصلي به خانه راه دادهاند و دخترشان صيغه محرميت نميخوانند اما گويا در اولين انتخاب اين مسئله اهميت ندارد! و متأسفانه از اين دست اشتباهات فاحش و تعجببرانگيز و به قول برخي خندهآور دراين مجموعه كم نيست؛ البته قرار نيست ما آدمهاي پررو و بيادب و دست و پاچلفتي و خانواده مثل خودشان را دوست داشته باشيم، بلكه قراراست به ارزشها و آدمهاي درست، احترام بگذاريم و اين چيزي است كه با شخصيتپردازي غلط ميتواند كلاً از دست برود و نتيجه معكوس بدهد در اين عرصه هم«اولين انتخاب» ابداً نتوانسته در حد و اندازه يك سريال خوب ظاهر بشود كه اين هم نقطه ضعف ديگر آن به حساب ميآيد.
ممكن است بگويند اين مجموعه طنزاست، بله! ما هم قبول داريم، اما يادمان نرود تلويزيون تنها ابزارسرگرميسازي و گذران اوقات فراغت مخاطبان نيست، بلكه به زعم حضرت امام(ره) دانشگاه عمومي است كه درلابهلاي چنين برنامههايي كه مخاطبان نسبتاً زيادي هم دارند، بايد نكات آموزشي را تزريق كند و براي مخاطبان آموزنده باشد. انصافاً چگونه ممكن است با وجود چنين درسهايي كه رسانه ملي به شكل شوخي و جدي ميدهد، از روابط آزاد دختر و پسرها گلايهمند باشيم؟! قرارنيست آقايان هرنوع رفتار وگفتاري كه براي قشرمحدود شمال تهران عادي است را به بهانه طنز براي تمام جامعه ترويج كنند.
متأسفانه تلويزيون خواسته و ناخواسته مسائلي را تدريجاً به تقليد از فرهنگ غربي ابتدا در قالب طنز عرف و متداول ميكند و بعد هم در جامعه تسري ميدهد؛ وقتي هم انتقادي به آن ميشود بلافاصله ميگويند طنز بوده است، جدي نگيريد! اما آيا نميتوان بهصورت طنز مطالب را درست ارائه كرد يا اشتباهات را نشان داد نه اينكه عاديسازي كرد؟! تلويزيون رسانهاي فراگير و عمومي است كه در تمام كشورمخاطب دارد بهخصوص با ديجيتال شدن آن كه دسترسي به شبكههاي مختلف راحتتر گرديده است، لذا قرار نيست هرچيزي را به شكل نسخه عمومي رواج دهد. اين هنر نويسندگان و كارگردانان ماست تا با توجه به المانهاي ديني و باورهاي اعتقادي خودمان نه شيوه غربي، بتوانند طنزسازي سالمي كنند بدون اينكه عدول از خط قرمزها را عادي نشان دهند.