کد خبر: 614192
تاریخ انتشار: ۰۶ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۲
نگاهي به تئاتري كه مي‌خواهد دفاع مقدسي باشد
اين روزها شاهد نمايش«من دا نيستم»به نويسندگي مهرداد راياني مخصوص و كارگرداني حسين پارسايي در تهران هستيم؛ نمايشي كه با وجود بودجه خوب، امكانات عالي و پشتيباني همه جانبه و جانانه!
محمد ديندار

اين روزها شاهد نمايش«من دا نيستم»به نويسندگي مهرداد راياني مخصوص و كارگرداني حسين پارسايي در تهران هستيم؛ نمايشي كه با وجود بودجه خوب، امكانات عالي و پشتيباني همه جانبه و جانانه! نه تنها نتوانسته گوشه‌اي از فرهنگ دفاع مقدس و مسائل اجتماعي مربوط به آن را به درستي عيان سازد، بلكه به شكلي عجيب فرهنگ دفاع مقدس و حقيقت خرمشهر را نيز تحريف نموده و به مردم آن جفا كرده است.

«من دا نيستم» ماجراي «دا» زني از اهالي خرمشهر است كه پس از جنگ تصميم دارد در سينماي مخروبه خود موزه‌اي جنگي برپا كند و لذا به مقابله با مهندسي بر مي‌خيزد كه قصد دارد اتوباني در شهر ساخته كه بايد با كوبيدن سينماي او و از همان نقطه عبور كند. جداي از اينكه همين داستان يك خطي و بدون اوج و فرود در همان دقيقه دوم و بي‌هيچ مقدمه‌اي لو مي‌رود، اما بدتر از آن قرار دادن مدرنيته مقابل بازسازي يك شهر در برابر يك حركت فرهنگي است كه به علت اينكه در طول نمايش به شكلي ناپخته و غير‌منطقي بيان مي‌شود، در نتيجه اقناع تماشاگران را در باور‌پذيري و منطقي بودن مخالفت دا با احداث اتوبان يا همان بازسازي خرمشهر بر نمي‌انگيزاند.

تلاش «دا» براي جلوگيري از ساخت اتوبان در شهر ويران شده خرمشهر و اصرارش بر تأسيس موزه جنگ در دل شهر و حتي مخالفت او با دريافت زميني به همين منظور در نقطه‌اي ديگر از خرمشهر، علاوه بر اينكه تصويري نادرست، لجوجانه و غير منطقي را از او به تماشاگر منتقل مي‌كند، بلكه به شكلي تحريف‌آميز خواسته اصلي و هميشگي مردم خرمشهر را كه همانا بازسازي و رسيدگي به اين شهر قهرمان است، معكوس جلوه داده و بر مشكلات و رنج‌هاي آنان چشم مي‌پوشد.

اين در شرايطي است كه در تمام سال‌هاي پس از جنگ همواره يك صداي واحد از سوي مردم و برخي مسئولان خرمشهر به كرات شنيده شده و حتي بارها در سفرهاي استاني رؤساي دولت‌هاي سابق توسط مردم و در صحن علني مجلس توسط نمايندگان و نيز در خطبه‌هاي نماز جمعه توسط ائمه جمعه شهر، اين خواسته بحق فرياد زده شده است كه: «‌اي رؤسا و مديران كشوري، با اينكه براي آزاد‌سازي اين شهر مظلوم صدها تن از جوانان پاك وطن، جان خويش را فدا كردند، اما از آن روز تا به امروز برخي‌ها چنانكه بايد به وظيفه خويش در رابطه با اين شهر عمل نكردند تا جايي كه هنوز كه هنوز است خرمشهر به شكل كامل بازسازي نشده، هنوز كه هنوز است مشكل آب شرب شيرين دارد، كماكان جوانانش از نبود شغل آزرده خاطر هستند و در يك كلام خرمشهر با اينكه سال‌ها پيش آزاد شده، اما هنوز آباد نشده است و مديران كشوري از رزمندگان عقب ماندند...» در اين شرايط نويسنده و كارگردان اين نمايش كه پيداست درك صحيحي از مقوله دفاع مقدس و ابعاد مختلف آن ندارند، با چشم‌پوشي بر چنين نكاتي، نه تنها خدمتي به مردم اين شهر و شهداي آزادسازي خرمشهر نمي‌كنند، بلكه شايد ناخواسته اقدام به توجيه كم‌كاري برخي مديران در بازسازي اين شهر نموده‌اند كه چنين توجيهي زيبنده هنرمند و ساحت هنر نيست.

همچنين در حالي كه كارگردان نمايش در چند جاي كار و به شكلي تكراري فهرستي از شهداي خرمشهر را بر زبان بازيگران خود جاري مي‌سازد تا به نمايش خود رنگي از واقعيت و دفاع مقدس بزند، اما همان طور كه اشاره شد كارگردان تنها در سطح باقي مانده و گرنه بايد مي‌دانست رزمندگان، ايثارگران و خانواده‌هايي كه امروز در خرمشهر به سر مي‌برند، هيچ‌گاه تعارضي بين حفظ ارزش‌ها و نمادهاي دفاع مقدس با سازندگي و بازسازي شهر نمي‌بينند و حفظ فرهنگ دفاع مقدس و سازندگي شهر را مقوله‌اي جدا از هم ندانسته و در واقع يكي از بزرگ‌ترين ارزش‌هاي دفاع مقدس در شهرهاي جنگي، همانا بازسازي، عمران و آباداني چنين شهرهايي است.

در اين رابطه مروري بر سخنان پيشين راوي كتاب دا يا خانواده محترم شهيد جهان آرا و ديگر رزمندگان و اهالي خرمشهر و انتقادات شديد و انتظارات بحق آنها در خصوص كمبودها و رسيدگي به وضعيت اين شهر دليلي بر همين مدعاست. به خصوص اينكه نه تنها موزه دفاع مقدس سال‌هاست كه در اين خطه ساخته شده، بلكه افزون بر آن نقاط مختلفي از شهر خرمشهر همچنان به علت عدم بازسازي، به شكل مخروبه و بسان موزه‌هايي طبيعي باقي مانده‌اند و آنچه امروز اين شهر را از حال و هواي دفاع مقدس دور مي‌سازد، نبود موزه نيست، بلكه مشكلات عمراني، اجتماعي و بيكاري است.

نكته متناقض ديگري كه در اين نمايش بسيار گل‌درشت مي‌باشد، نشان دادن يك سالن سينماي مخروبه است كه «دا» مي‌خواهد آن را به يك موزه تبديل كند. در اينجا اين تناقض وجود دارد كه اگر چنين سينمايي، نمادي فرهنگي محسوب مي‌گردد، پس چرا دا مي‌خواهد آن را تغيير كاربري داده و به جايش موزه بسازد.

دوم اينكه اگر اين سينما جنبه نمادين ندارد و صرفاً سالني نيمه ويران است، پس چرا بايد كوبيدن آن براي بازسازي شهر با مخالفت «دا» روبه‌رو شود، در حالي كه باز هم امكان ساخت همين سالن سينما در نقطه‌اي ديگر از شهر فراهم شده، اما دا زير بار نمي‌رود.

نمايش «من دا نيستم» همچنين از نظر ساختاري و تكنيكي با حفره‌ها و ضعف‌هاي بسياري دست به گريبان است. بازي بازيگراني كه پيش از اين توانايي‌هاي خود را در ديگر آثار نمايشي و در حوزه سينما و تلويزيون به اثبات رسانده‌اند، همچون رؤيا نونهالي، علي سليماني، ليندا كياني و محسن قصابيان در اين نمايش به هيچ وجه به بار ننشسته و فاقد حس و حال لازم است. اين ضعف بي‌شك از متن ضعيف و بي‌اوج و فرود نمايش نشأت گرفته و اجازه مانور لازم به بازيگران را نمي‌دهد. خاطره‌گويي به جاي روايت نمايشي، ضعف بسيار شديد در ديالوگ‌نويسي و ديالوگ‌هاي به شدت رو و شعاري، بيان ضعيف و سكته‌دار برخي بازيگران، ضعف در پرسپكتيو صدا، ميزانسن‌هاي ضعيف و حتي غلط از جمله ديگر ضعف‌هاي نمايش است كه باز هم تأكيد مي‌كنم بيش از هر چيز از متني به شدت آماتوري و تلقي نادرست از حقيقت دفاع مقدس و خرمشهر آسيب خورده است.

همچنين ابراز حيرت و تأسف از هزينه كرد بالا براي چنين كاري و گلايه از شوراهايي كه صرفاً به خاطر بعضي اسم‌ها و افراد به تأييد و تأمين مالي و امكاناتي همه‌جانبه و جانانه از چنين نمايشي پرداخته‌اند، جا دارد تا آرزو كنيم ‌اي كاش هزينه بالاي اين نمايش در اختيار چند گروه محروم تئاتري در شهرستان‌هاي مختلف از جمله خرمشهر قرار مي‌گرفت تا شاهد نمايش‌هايي بي‌آلايش و بر آمده از جان و دل باشيم و كلام آخر اينكه‌ اي كاش نويسنده و كارگردان نمايش من دا نيستم، حداقل به اين ديالوگ از نمايش خود وفادار و پايبند بودند كه «بعضي وقت‌ها سكوت كردن و حرف نزدن بهترين كار است»، در اينصورت هرگز چنين نمايشي با اين متن ضعيف و نگاه غيرواقعي ساخته نمي‌شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار