در حالي كه جهان غرق تحولات سوريه است، از ميانمار خبر ميرسد كه بوداييان افراطي بار ديگر حملات عليه مسلمانان را شدت بخشيدهاند و ما نبايد چون گذشته تماشاگر باشيم. به تازگي برنامهاي از شبكه چهار سيما پخش شد كه در آن دو تن از دستاندركاران شبكه انگليسي زبان پرستيوي ميهمان بودند. اين شبكه خبري را چنان كه ميدانيد چند سالي است مسئولان رسانه ملي براي خبررساني دقيق از اوضاع ايران و جهان روي ماهوارههاي مختلف پخش ميكنند. كار بزرگي كه هرچند قريب سه دهه پس از انقلاب آغاز شد ولي باز هم شاهكاري بود و باقياتالصالحاتي است براي همه آنها كه در روشن شدن چراغ آن نقشي داشتند. بگذريم.
هدف من از اين نوشتار اشاره به بخشي از سخنان ميهمانان است كه صراحتاً به حوزه سياست خارجي و بينالمللي ما ربط داشت. يكي از آنها نقل ميكرد، سال قبل روزي يكي از كارشناسان شبكه نزد من آمد كه فلاني چه نشستهاي؟ در ميانمار كشتارگاهي براي مسلمانان به راه انداختهاند! ما هم بلافاصله هماهنگيهايي كرديم و جيمز ميلر، خبرنگار سرشناس انگليسي را به منظور تهيه خبر و تصاوير مربوطه براي شبكه پرستيوي به منطقه فرستاديم. او اولين تصاوير هولناك كشتارها و خانههاي سوخته و اجساد مسلمانان را براي ما فرستاد و ما هم نخستين شبكه خبري جهان بوديم كه در بخش تفسير خبر خود طي تحليلي مفصل اينها را نشان داديم. از همانجا بودكه اين موج خبري در جهان به راه افتاد و رسانههاي دنيا گوشهايشان تيز شد كه در آن منطقه چه خبر است و شروع كردند به فيلم و خبر پخش كردن از آنجا.
ايشان شرح داد كه ترجمه مطالب خبر ما روز بعد براي رسانههاي داخلي كشور نيز در دسترس است. رسانههاي داخلي ما هم تا آن موقع هيچ خبري از اين ماجرا نداشتند اما بعد از اين تصاوير و خبرها، در داخل نيز موج اعتراضات به اين اتفاقات در ميانمار بالا گرفت و بعد از آن بود كه نمايندگان مجلس هم عكسالعمل شديدي نشان دادند. وقتي اين واقعه به سخنان رهبر انقلاب راه يافت و ايشان از مظلوميت مسلمانان ميانمار گفتند، جهان مجبور شد به آن توجه دقيقي بكند. رسانههايي كه در دنيا خود را به خواب زده بودند و هيچ حرفي از آنجا نميزدند هم در مواجهه با افكار عمومي مردم خودشان و كل دنيا ناچار وارد ماجرا شدند و... بديهي است همين تلاش رسانهاي شايد بهرغم جنايات فجيعي كه آنجا شد، از جنايات وسيع و هولناكتر پيشگيري به عمل آورد.
تمام اينها را گفتم تا برسم به اينجا كه جالب است، كارشناس شبكه پرستيوي قبل از وزارتخارجه ما اهميت و لزوم توجه به اين خبر را درمييابد؟ چرا؟آيا وزارتخارجه كشوري انقلابي كه شعارش حمايت از مظلومان و خاصه مسلمانان مظلوم جهان است بايد بضاعتش اين باشد؟ چرا وزارتخارجه ما پشت سر رسانههاي ماست. تازه وقتي رسانهها فشار آوردند و مجلس و مردم عكسالعمل نشان دادند، آنها وارد ميدان شدند! چه ميكنند مديران و كارشناسان مربوطه در آن وزارتخانه محترم؟ و نكته آخري كه نبايد ناگفته بماند، نمايش قدرت رسانه در معادلات سياسي است. چيزي كه چندين دهه پس از انقلاب ما همچنان به آن بيتوجهيم. تاوانش را بارها پس دادهايم، اما درس لازم را نياموختهايم. دريغ!