شهيد ابوالقاسم
سليماني فرزند حاج احمد سليماني فرزند سوم خانواده بود .ابوالقاسم متولد 1338وساكن
تهران بود.ايشان 3خواهر و4برادر دارد.دوران كودكي ونو جواني ايشان همانند هم سن
وسالانش سپري شد.دوران مدرسه شهيد ابوالقاسم با كار كردن در بيرون از منزل جهت كمك
به خرج خانواده سپري شد .
از آنجائي كه شهيد ابوالقاسم سليماني در خانواده اي مذهبي به دنيا آمد ه بود لذا ارتباط تنگاتنگي با مساجد وهيات هاي مذهبي داشت .پيش از انقلاب هم از فعالان عرصه فرهنگي به ويژه بر گزاري كلاس هاي قر آني بود .در جلسات آموزش وفراگيري قرآن شركت مي نمود وعشق وعلاقه اي فراوان به ياد گيري وقرائت قرآن داشت .علاقه وتوجه خاصي هم به سبك هاي تحذير به ويژه محمد صديق منشاوي از قاريان مصري داشت .
حضور ايشان در هيات هاي مختلف مذهبي زمينه سازمناسبي شكل گيري شخصيت ايشان شد.همزمان با شروع حركت هاي انقلاب اسلامي درايران از سال 1356 ،فعاليت هاي سياسي ايشان نيز شكل گرفت .
ابوالقاسم همراه با ديگر دوستان وهم محلي هاي خود به مبارزه ومخالفت با رژيم شاهنشاهي پرداختند.عمده فعاليت ايشان در سال هاي انقلاب ،تكثير وپخش اعلاميه هاي حضرت امام خميني (ره ) وحضور در تظاهرات وراهپيمائي ها در تهران بود.درگيري هاي زيادي در شب هاي انقلاب ودرگيري هاي محلي با عمال رژيم شاه در محل خود داشت.
همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي ودقيقا در شب اول پيروزي انقلاب، لباس مقدس پاسداري را در كميته انقلاب اسلامي به تن نمود وبه عنوان حافظ انقلاب در سنگر كميته نقش آفريني كرد .
در كميته انقلاب اسلامي در بخش هاي مختلف عملياتي حضور فعال داشت . در مبارزه با دشمنان انقلاب به خصوص منافقين سر از پا نمي شناخت، در ايام خدمت سربازي در كميته انقلاب اسلامي بيش از چهار مرحله به جبهه هاي حق عليه باطل عزيمت نمود.
در مقطع آخر با توجه به مسئوليت ايشان به عنوان مربي قرآن در مركز آموزش، دفتر كميته انقلاب اسلامي آموخته هاي قرآني خود را در كلاس هاي آموزش قرآ ن به دانش آموزان مركز آموزش ارائه نموده وآنها را با كلام خدا آشنا كرد.
سرانجام ايشان پس از دو سال حضور مستمر در جبهه در حالي كه 17 سال سن داشتند در عمليات بدر در سال 1363در منطقه شرق دجله دعوت حق را لبيك گفت وآسماني شد .
در وصيت نامه خود به اين نكته بسيار اشاره داشت واز خانواده خودش خواسته بود به آيات قرآن توجه كرده وبه آن عمل نمايند .
فرازهايي از وصيتنامه شهيد ابوالقاسم سليماني
اين حقير شكر اين نعمت را هرگز نتوانم به جاي آورم ، چرا كه هيچ بودم وبه بركت اسلام وقرآن واين رهبر هستي يافتم وفقط شكر گزاري رادرآن ديدم كه سر تسليم به پيشگاه ذات احديت فرود آورده واين افتخار را يافتم تادر ميان سپاه اسلام كه براي بر پائي پرچم توحيد در زمين بسيج گشته اند به عنوان يك پاسدار كوچك توشه اي براي آخرت بر گيرم .فقط اميد وارم و از خداوند مي خواهم كه آنچه سبب خوشنودي او وسعادت برايم مي باشد مقرر گرداند .
حمد وسپاس خداوند منان را ازاينكه مرا در امردفاع از قرآن ومسلمين باديگر بندگان هم صف گردانيده واميد آن دارم نيتم راخالص گردانيده تامقبول در گاهت واقع شود واز تومي خواهم كه از گناهانم در گذري ودر آخرين لحظات قدم هايم را استوار وقلبم رامطمئن وزبانم را به ثناگوئي ويادت گويا گرداني .در نمازها ودعاهايتان امام را نيزدعا كنيد ودعا كنيد همه كساني را كه به اين اسلام عزيز مخلصانه خدمت مي كنندوكمك بجوئيد از صبر ونماز كه سفارش قرآن است .
سخني با امت عزيز
اينكه مسئوليتي سنگين وخطير بر عهده ما است وبر ما مسلمين است كه با اتحاد هر چه بيشتر مقاوم واستوار در مقابل واستوار در مقابل دشمنان قرآن وبشريت ايستادگي كنيم وخدا را در نظر داشته باشيم وچون هميشه حافظ اين انقلاب ورهبري باشيم «انقلابي كه استمرار حركت سيد الشهدا (ع) است.»
از قران كمك بجوئيم وفرمانبر امام عزيز مان باشيم تا بر فتنه ها ونيرنگ هاي شياطين غالب گرديم ومهمتر آنكه در تزكيه نفس بكوشيم وحافظ خود نيز باشيم وياد خدا دردل داشته باشيم .
توصيه ام به شما اين است كه همانگونه كه امام فرموده اند در وحدت خود بيش از اين كوشيده ودر هر سنگري كه از اين انقلاب حفاظت وحراست مي كنيد بايد كه در جذب يكديگر كوشيده وهم را به خير ونيكي دعوت كنيم ودست به دست هم عليه كفار ومنافقين متحد شويم وبالاخص در جهاد اكبر كه تزكيه نفس است وكسب خلق واخلاق نيكو بكوشيم كه هدف از بعثت رسول خدا (ص) هم همين بوده است .
والسلام عليكم ورحمت الله وبر كاته
ابوالقاسم سليماني
18دي ماه 1365