
در حال تورق ويژهنامه يكي از روزنامههاي به اصطلاح اصلاحطلب بودم. هر چه از صفحات ابتدايي ويژهنامه دور ميشدم و به انتهاي آن نزديك، روند تحريف واقعيت و بهتر بگويم تحريف تاريخ را ملموستر مييافتم. اين بخش از مطبوعات كه اين ايام را مجال بيرون آمدن از دخمههاي خود ساخته فتنهگون خويش احساس ميكنند هنوز كه آثار خدمات بسيار و بيسابقه دولت اصولگرايان در فضاي كشور كاملاً مشهود است دست به سياهنمايي دو دولت گذشته زده، به تطهير دولت اصلاحات پرداخته و با مقايسه دولتهاي اصلاحطلبان و اصولگرايان به دنبال اخذ نتيجه «موفق بودن دولت اصلاحات» از اين مقايسه نابرابر هستند. مقايسهاي كه از مبنا داراي اشكال است. كيست كه نداند كه اصلاحطلبان آن همه كه دلشان براي توسعه سياسي و جامعه به اصطلاح مدني برگرفته از غرب ميتپيد به دنبال آب و نان مردم نبودند؟ فراموشمان نشده كه آن روزها طرح شعار آزادي و رواج بساط بيديني و فرومايگي در دولت بسيار خريدار داشت اما صحبت از مباحث اقتصادي و زيربنايي و كار در سطح كشور گفتمان مغلوب، كمرنگ و بيطرفدار در دولت بود.
حال كه دولت اصولگرايان طي هشت سال كار شبانهروزي و تلاش وافر و مثالزدني در حوزههاي گوناگون اجرايي، ساخت و ساز، راهسازي، مسكن مهر، سهام عدالت، هدفمندي يارانهها، چهارصد سفر استاني و غيره و غيره و غيره، كارنامه درخشاني در خدمت به كشور و مردم ارائه داده كه قطعاً در بسياري از موارد در تمام 16 سال قبل از اين دولتها – يعني دولتهاي اصلاحات و سازندگي - كمنظير و در بسياري از موارد بينظير بوده است، عدهاي از صاحبان قلم كه در انصافشان بايستي ترديد جدي نمود دست به قلمي كردن دروغين و پررنگ وانمود كردن خدمات اصلاحطلبان در حوزههاي گوناگون اقتصادي و عمراني زدهاند. اصلاً با نگاهي دقيقتر، همين كه براي اظهار موفقيت دولت اصلاحات دست به دامن ذكر موفقيتهاي ايشان در حوزههاي اجرايي ميشوند نشان از انفعالشان در مقايسه با خدمات دولتهاي نهم و دهم در اين حوزههاست. چرا كه ايشان تا قبل از اين، دستاوردهاي دولت اصلاحات را توسعه سياسي و تعميق آزاديهاي مدني بيان ميداشتند و نه كار و تلاش و سازندگي!
امروز اما گاه آن است كه با تبيين صحيح واقعيتهاي غيرقابل انكار موجود، جلوي اين تحريف واضح تاريخ گرفته شود و با بيانصافي بيانصافان مقابله صحيح روشنگرانه صورت پذيرد.