در منتهياليه غرب چين و در بخشي از استان «سين كيانگ» قريب 10 ميليون مسلمان زندگي ميكنند كه به «اويغورها» معروفند. استان سين كيانگ نفتخيزترين بخش اين كشور است و درعين حال با وجود عايدي بسياري كه براي پكن دارد از نگاه اقتصادي يكي از عقب ماندهترين مناطق اين كشور به شمار ميرود. اخبار اندكي از اين بخش دورافتاده چين به جهان خارج ميرسد. اين در حالي است كه مسلمانان در اين استان با محدوديتهاي ديني و اعتقادي بسياري روبهرو هستند. اعمال هرچه بيشتر اين محدوديتها با مخالفتهاي گسترده مردم و مقاومت سرسختانه آنها روبهروست و تنها در ماه گذشته 35 مسلمان ساكن اين منطقه طي درگيري با نيروهاي امنيتي و نظامي به شهادت رسيدند.
وقتي سخن از اعمال محدوديتهاي ديني ميشود، شدت و حدت آن براي عمده مسلمانان جهان حتي آنها كه در سيطره ملحدترين رژيمها زندگي ميكنند غيرقابل تصور است. طبق قوانين موجود دانشآموزان طي تابستان و به ويژه ماه رمضان از هر نوع فعاليت ديني منع شدهاند. آنها حق ندارند برنامهاي مرتبط با عقايد خويش را روي تلفن يا رايانههايشان داشته باشند و حتي جمعهها بايد به مدرسه بروند. در برخي مناطق نظير منطقه بزرگ «تكسي» در اين استان وضع بدتر است. در تمام مدارس توافقنامهاي به اجبار توسط كارمندان امضا شده كه طبق آن روزهگرفتن ممنوع است. اين ممنوعيت شامل كارمندان ديگر ادارات نيز ميشود. طي ماه رمضان هيچ سازمان ديني حق فعاليت ندارد و شدت اين ممانعتها تا حدي است كه مسئولان امنيتي به بهانههاي مختلف به خانه مسلمانان ميروند، به بهانه حفظ امنيت وارد شده، به آنان ميوه و نوشيدني ميدهند و به زور آنان را وادار ميكنند در حضور ديگر مأموران ثابت كنند كه روزه نيستند و هر كس سرپيچي كند، به جرم روزهداري دستگير ميشود. با اين وصف شايد چين نخستين كشور جهان است كه روزهداري در آن جرم به شمار ميرود و عقوبت دارد!
هنگام به قدرت رسيدن طالبان در افغانستان طي نيمه دوم دهه 70 زمزمههايي به گوش ميرسيد كه اويغورها نيروهايي را براي آموزش به كابل فرستادهاند. شايد سختگيري بيش ازحد پكن هراس از نفوذ انديشههاي سلفي و تكفيري در بخشي از خاكش باشد. هر ناظر منصفي اين دغدغهها را درك ميكند. اما اين همه زد وبند علاوه بر آنكه ضد انساني است بيگمان به گسترش انديشههاي افراطي كمك كرده و چيزي جز نفرت به بار نميآورد. مبارزه با ديانت مردم به بهانه پيشگيري از تروريسم و بنيادگرايي و... شعاري است كه امريكاييها نيز ميدهند و همواره چينيها از آنان انتقاد ميكنند. اين محدوديتها، مبارزه با ديانت مردم است نه مبارزه با افراطگرايان. تهران بايد حساسيتي را كه براي ديگر مسلمانان جهان دارد، در قبال مسلمانان چين نيز نشان داده و اين متحد خود را از اين اقدامات هولناك باز دارد و تجربههاي شكست خورده شوروي سابق را در اين خصوص به پكن يادآور شود.