هفدهم مردادماه يعني پنجشنبهاي كه گذشت، روز خبرنگار بود كه به علت تعطيلات و منتشر نشدن بيشتر روزنامهها، چندان به آن پرداخته نشد. من بيش از آنكه بخواهم درباره تكريم خبرنگاران و سختيهاي شغلي آنان و موارد مشابه بنويسم، دوست دارم يادآوري كنم چرا و چگونه 17 مرداد براي اين منظور انتخاب شد. چنانكه لابد برخي بدانند، هفدهم مردادماه 1377، 9 ديپلمات و يك خبرنگار ما در سفارت كشورمان در مزارشريف هدف حملهاي تروريستي و مرگبار قرار گرفتند. از اين جمع 10 نفره، هشت ديپلمات و «محمود صارمي» خبرنگار خبرگزاري ايرنا در آنجا به شهادت رسيدند و يكي از ديپلماتها با وجود مجروحيت زنده ماند و توانست بگريزد و خود را به ايران برساند. نظر به آنچه آمد، شايد بهتر بود هفدهم مردادماه را روز «شهداي ديپلمات» ناميد، چراكه ما نه تنها در مزارشريف كه در «لبنان»، «پاكستان»، «بوسني» و مناطق ديگر جهان نيز ديپلماتهايي داشتهايم كه به شهادت رسيدهاند. در مزار شريف هم از جمع 9 نفره شهدا، هشت تن ديپلمات بودند. شايد تاريخ سقوط هواپيماي سي130 حامل اصحاب رسانه كه سالها پيش رخ داد و منجر به شهادت تعداد بسياري از خبرنگاران خبرگزاريها، روزنامهها و صدا و سيما شد، گزينه مناسبتري براي «روز خبرنگار» بود.
با اين حال پرداختن به اين نامگذاري نيز دليل اصلي اين نوشتار نيست. آنچه مسلم است، فاجعه مزار شريف آسيب بسياري به جايگاه بينالمللي ما وارد ساخت و بهتر آن بود پيرامون آن و عوامل اين جنايت، تحقيقات بيشتري انجام ميشد. هنوز پس از 15 سال، سؤالات بيشماري در خصوص آن حادثه تلخ باقي است. چرا ديپلماتهاي ما با وجود هشدارهاي قبلي طالبان و بالا گرفتن جنگ و سقوط شهر، در مزار شريف ماندند؟ باقي ماندن آنها چه فايدهاي داشت؟ چه كساني و با چه نيتي دستور اكيد به ماندن آنها دادند؟ چه كساني به سفارت ما در آنجا يورش بردند؟ هدف آنها از اين كشتار چه بود؟
لابد طي روزهاي اخير در خبرها شنيدهايد كه امريكاييها به سبب مشكوك بودن چند شنود تلفني كه از القاعده انجام داده بودند، بخشي از سفارتخانههايشان را در سرتاسر جهان از اندونزي تا شمال آفريقا براي مدتي تعطيل كردند. به اتباعشان هشدار دادند كه برخي كشورها نظير يمن و مصر را فوري ترك كنند و.... آن وقت ما همه چيز را ميبينيم و به اصرار و دستور اكيد، بچههايمان را در مزار شريف نگه ميداريم؟ باري نكته مهمتر يافتن قاتلان آنهاست. بيگمان دستگاه اطلاعاتي و امنيتي اين سرزمين كه «عبدالمالك ريگي» را در آسمانها رصد ميكند و به سزاي اعمالش ميرساند، به سادگي قادر به پيگيري پرونده شهادت اين بچهها بوده و هست. اگر تاكنون نتيجهاي حاصل يا اعلام نشده، دلايلي ديگر دارد، چراكه هر چند اين جنايت را سالها به طالبان منسوب كردند، اما هنوز، طالبان مدعي است هيچ دخالتي در آن نداشته است. دلايل بسياري هم هست كه اين مهم را اثبات ميكند. با اين وصف چرا حقيقت به مردم يا لااقل به خانواده اين شهدا گفته نميشود؟