در روايتي پيامبر(ص) از جبرئيل سؤال كرد: تفسير قناعت چيست؟ جبرئيل پاسخ داد: قناعت راضي بودن به همان مقداري است كه از دنيا نصيب شخص ميشود، به كم قانع است و از نعمت كم نيز سپاسگزاري ميكند.
در روايات و احاديث ديگر نيز به روشني ميتوان جايگاه قناعت را در سعادت و پيشرفت ديد. آنجا كه حضرت علي(ع) در حكمت 277 نهجالبلاغه ميفرمايند: «هركس به مقدار كفايت قناعت كند آسايش مييابد و براي خويش زمينه گشايش را فراهم ميكند.» با وجود اين همه بركات و به رغم آنكه تجربه زندگي توأم با قناعت پدر و مادرها و مادربزرگ و پدربزرگهايمان را پيش چشم داريم اما چرا باز هم برخي از ما حاضر نميشويم زير سايه قناعت برويم و براي پيشرفت و رسيدن به قلههايي كه براي خودمان تعريف كردهايم ميخواهيم يا ره صدساله را يكشبه برويم يا كلاً قيد پيشرفت و موفقيت در زندگي را بزنيم؟
آيا مؤلفههاي زندگي در هزاره سوم و جامعهاي مدرن با اصل قناعت در تضاد است؟
مصاديق قناعت در جوامع مدرنبه باور كاشاني در جامعه مدرن هم اصل قناعت منتفي نيست. وي در اين باره به جوامع صنعتي و سرمايهداري كه مصرف بالايي را تجربه ميكنند اشاره نموده و ميافزايد: حتي در چنين جوامعي كه ميل مردم براي مصرف بيشتر و بيشتر تحريك ميشود و كالاهاي مصرفي و تجملاتي در حجم وسيعي توليد و عرضه ميشوند باز هم قناعت مصداق خود را حفظ ميكند و همان توازن در بهرهمندي از امكانات و داشتهها در برابر شرايط، بضاعت و توان صدق ميكند. اين جامعه شناس تصريح ميكند: وقتي فردي خودش درعرصه توليد حضور دارد و در اجتماع نقشآفريني ميكند و امكانات متعددي ماحصل تلاش وي است، اين فرد نسبت به كسي كه سهمي در توليد نداشته حق بيشتري براي برخورداري از امكانات و شرايط دارد و اين شايد اصل شأنيت و شرايط را بهتر به تصوير بكشد.
رشد درخواست كالاهاي تجملاتي در غياب قناعتتلويزيون LED 43 اينچ در يك واحد آپارتماني 33 متري به همراه دستگاه ماكروويو، ساندويچ ساز و حتي تخم مرغ پز برقي و ساير كالاهاي تجملاتي غيرضروري ديگر نمونهاي از به هم خوردن تناسب و توازن در زندگي و ورود كالاهاي لوكس غيرضروري در خانههاي بسياري از ماست.
چه كارمند باشيم با يك حقوق محدود و مشخص، چه يك كاسب با درآمدي متوسط و چه يك كارخانهدار، همه احساس ضرورت ميكنند بايد تلويزيون خانهشان LED باشد، آن هم با اينچهاي بسيار بالا و طبيعي است كه يك كارمند براي تهيه چنين امكاناتي به زحمت ميافتد و اين قناعت نداشتن در زندگي ميتواند شيريني آن را با اجبار به بيشتر و بيشتر پول در آوردن براي داشتن خيلي از چيزهايي كه هيچ ضرورت و جايگاهي در زندگي ما ندارند، به تلخي مبدل كند.
صدا و سيما، بنرها و بيلبوردهاي شهري، ماهواره و اينترنت نيازهاي مجازي را به ما القا ميكنند و ما با فراموش كردن اصل قناعت ميدويم و ميدويم تا به هر قيمتي شده سيستم صوتي و تصويري آنچناني، مبلمان گرانقيمت يا وسايل آشپزخانهاي كه كلاسمان را بالا ببرد، داشته باشيم. وقتي به اين آرزوهاي كوچك رسيديم اما تازه ميفهميم بودن يا نبودن و لذتي كه از داشتن چنين كالاهايي داريم حداكثر براي چند روز باقي ميماند. بروز اين رفتارها در ميان كشورهاي در حال توسعه در حالي است كه كشورهاي سرمايهداري و توليدكننده كالاهاي مصرفي، خودشان خيلي هم اهل افراط در مصرف نيستند و تمام اين تبليغات و القاي نيازها براي جوامع در حال توسعه است تا بازار مصرف محصولات كشورهاي صنعتي حفظ شود.
قناعت در كشورهاي سرمايهداريدكتر كاشاني هم بر موضوع صرفهجويي و قناعت در رفتار مردم كشورهاي توسعه يافته تأكيد دارد و ميگويد: در اين كشورها فرهنگ كار و توليد بيشتر و بهرهوري بالا اما مصرف به اندازه نياز، نهادينه شده است. در غير اين صورت حتي ظرفيت بالاي توليد در اين كشورها هم نميتواند پاسخگوي رفتارهاي مسرفانه مردم باشد و در صورت مصرف زدگي، تمام اين پيشرفتها و ثروتهاي به دست آمده در مدت كوتاهي بر باد خواهد رفت.
بنابراين در رفتارهاي مردم اين كشورها ميتوان به روشني قناعت را مشاهده كرد آن هم در شرايطي كه زندگي آنها كاملاً بر موازين زندگي مدرن مطابقت دارد. صنعتي شدن و نظام سرمايهداري، از اين كشورها برخاسته است اما اين نظام قرار است امكان سلطه بر كشورهاي در حال توسعه را فراهم كند.
كنار گذاشتن قناعت؛ عامل تأخير در توسعه
كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه اما بهرغم ضعف در توليد و بهرهوري، دچار آفت مصرفزدگي و كنار گذاشتن فرهنگ قناعت هستند.
در خوشبينانهترين حالت، ساعات كار مفيد در جامعه ما دو ساعت است. بگذريم از اينكه بطالت در صرف زمان هم خود نوعي اسراف است اما كار مفيد كمتر به معناي توليد كمتر هم هست و به معناي اين است كه افراد از تخصص و مهارتشان به درستي استفاده نميكنند. در حالي كه در چنين شرايطي اگر بخواهيم مطابق ظرفيتهاي موجود از امكانات استفاده كنيم بايد شاهد قناعت در جامعه باشيم. بنا به تأكيد اين جامعهشناس در عمل در بسياري از گروههاي اجتماعي جامعه ما به خصوص گروههاي مرفهتر، افراد به خودشان اجازه ميدهند از دستاوردهاي اقتصادي كه از طريق رانتخواري و نه توليد به دست آوردهاند رفتارهايي مسرفانه را در پيش بگيرند. اين استاد دانشگاه ميافزايد: ما شاهد آن هستيم كه حتي گروهها و طبقات متوسط و پايينتر جامعه تحت تأثير تبليغات رسانهاي كشورهاي غربي الگوهاي رفتاري خود را انتخاب ميكنند. وي تأكيد ميكند: اگر نسبت كار مفيد را به كل زمان اختصاص يافته براي انجام كار به دست آوريم ميبينيم كه در كشورهاي جهان سوم و در حال توسعه، ميزان اسراف، مصرفگرايي و دوري از قناعت به مراتب بيشتر است. از سوي ديگر اما مردم اين كشورها مدام در معرض تبليغات كالاهاي كشورهاي مدرن قرار دارند.
وي با اشاره به كالايي همانند كرم حلزون ميگويد: با تبليغات گسترده ميتوان باورهاي غلط را در سطح جامعه عموميت داد بنابراين مردم تصور ميكنند با داشتن چنين كالاهايي بهبود مييابند يا به رفاه نسبي ميرسند در حالي كه از عوارض سوءمصرف اين كالاها بيخبرند. كاشاني تبليغات و القاي نيازهاي كاذب به مردم جوامع در حال توسعه از سوي كشورهاي توسعه يافته را در راستاي چپاول منابع طبيعي و نفت اين كشورها براي توليد كالاهاي لوكس و عرضه دوباره آن به اين ملتها و به دست آوردن سود بيشتر ميداند و تأكيد ميكند: به همين دليل است كه ما شاهد رشد روزافزون تبليغات كالاهاي پرزرق و برق و كم محتوا نظير لوازم آرايش، زيورآلات، لباس و حتي مواد غذايي فست فود هستيم و مردم با از دست دادن فرهنگ قناعت، در اين فضاي تبليغاتي جوگير شده و به مصرف بيشتر و بيشتر روي ميآورند.
امان از تبليغات چشم و همچشمياما چرا مردم كشور ما كه يك زماني به قناعت و صرفهجويي در زندگيشان معروف بودند حالا نگاهشان نسبت به قناعت اينقدر تغيير كرده است؟ اين عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد در پاسخ به اين پرسش ميگويد: تقصير اصلي شكلگيري اين رفتارها بر گردن تبليغات است اما رقابت و چشم و همچشميهاي معمول نيز تأثيرات سوئي را روي رفتار افراد و دوري آنها از ارزش ريشهداري همچون قناعت دارد. پس ميتوان با نظارت بر تبليغات و تهيه پيوست فرهنگي كالاهاي وارداتي، فرهنگ قناعت را دوباره در ميان جامعه ايراني زنده كرد.