نفيسه ابراهيم زادهانتظام| در جايي نوشته بود جوانان ژاپن بعد از جنگ جهاني براي ساختن كشورشان، تمام وقت و سرمايهشان را هزينه كردند تا امروز رسيدهاند به يك الگوي موفق از اقتصاد درونزا و مبتني بر دانش و فناوري بومي. آنها در يك اقدام همگاني حتي تصميم گرفتند موهاي خود را بتراشند تا زمانشان حتي صرف آرايش و شستشوي موهايشان نشود. اين يعني عزم ملي و تبديل حركت جهادي به سبك زندگي. در عين حال كه هيچ ملتي براي پيشرفت از به كارگيري تجربه ساير ملل بينياز نيست، اما گفتن از جهادگري براي ملت ما زيره به كرمان بردن است. ملت ما براي آنچه هست معناي جهاد را به خوبي درك كرده است. اما در تبديل فرهنگ جهادي به عزم ملي دچار اختلالهايي هستيم كه قابل پيگيري و رفع هستند. يكي از اين عرصهها كه همت جمعي ميطلبد و براي ارتقاي بازده نياز به پشتيباني تمام اقشار كشور از مهندس و كارگر گرفته تا دستفروش و معلم و اقتصاددان و دانشگاهي و بازاري دارد، عرصه توليد ثروت دانش بنيان و مستقل از ذخاير نفتي و گازي است. اين نياز ابتدا بايد درك و سپس تبيين و پيگيري شود. تبديل روحيه جهادي به سبك زندگي متداول و حذف عبارت «به من مربوط نيست» از ادبيات رايج كشور، شاه كليد حل اين مسئله است. صدور فرمان تشكيل جهاد دانشگاهي در سالهاي ابتدايي پيروزي انقلاب از سوي امام خميني(ره) نشان از آينده نگري بنيانگذار انقلاب دارد. عبارتي كه جهاد و دانشگاه را در جهت پيشبرد اهداف نظام ممزوج ميكند. امروز
16 مردادماه، سالروز تأسيس جهاد دانشگاهي است و همين فرصتي بود كه گروه اجتماعي روزنامه «جوان» پذيراي محمدحسين يادگاري رئيس اين نهاد انقلابي و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي باشد. در حاشيه اين ديدار گفتوگويي با او انجام شده كه از نظر خوانندگان محترم ميگذرد.
جهاد دانشگاهي از بدو تأسيس تاكنون كارهاي خوب و ارزندهاي انجام داده است. زمينهسازي براي فعاليتهاي علمي يكي از اين اقدامات است. معروفترين اين فعاليتها هم بخش سلولهاي بنيادي است كه زنده ياد كاظمي آشتياني كارهاي خوب و ارزندهاي در بستر فرهنگ جهادي در اين حوزه انجام دادند. منتها فعاليتهاي جهاد دانشگاهي فقط در اين زمينه محدود نشده است. جهاد دانشگاهي در بخشهاي فني و مهندسي، علوم پايه، علوم انساني، هنر و گردشگري ورود پيدا كرده و كارهاي خوبي انجام داده است. اواخر سال 90 نمايشگاه دستاوردهاي شاخصمان را برگزار كرديم كه خروجي آن دو مطلب بود. يكي اينكه واحدهاي خودمان تواناييهاي يكديگر را شناختند و مسئولان هم ديدند جهاد در تمام رشتههايي كه تخصص دارد ميتواند در جهت رفع مشكلات كشور اثرگذار باشد. فرستندههاي راديويي كه جهاد دانشگاهي در سال 91 توليد كرد يكي از فرستندههايي است كه به عنوان تكنولوژي برتر شناخته ميشود و فقط 2 يا 3 كشور به فناوري ساخت آن دسترسي دارند. ايران هم از طريق جهاد دانشگاهي فرستندههاي راديويي 10 كيلووات را ميسازد كه در صدا و سيماي كشور از آنها استفاده ميشود. يا جهاد دانشگاهي علم و صنعت اخيراً به بخش نفت و گاز ورود پيدا كرده و با دو وزارتخانه نفت و دفاع قراردادي بستهايم مبني بر ساخت 14 دكل حفاري نفت كه در فرصت زمانيهاي سالهاي 90 تا 95 دانش ساخت آن بومي و اين دانش بومي در ارتباط با كنسرسيومهاي بينالمللي تقويت ميشود. منتها يك سري قوانين و مقررات اداري و دست و پا گير و حتي برگزار نشدن ترك تشريفات براي دادن اعتبارات اين كار، به اضافه مسئله تحريمها باعث شده هنوز كار شروع نشود. با اين حال خوشبختانه اولين دكل حفاري نفت قبل از اين 14 تا در ميدانهاي منصوري اهواز و با وجود شركتهاي خارجي ارائه شده است. جهاد دانشگاهي براي ساخت رانش متروها در سراسر كشور اعلام آمادگي كرده است. منتها زمينهاي براي كار ابتدايي و آزمايشي لازم داريم تا در آينده كه توان ما را ديدند خريد رانش از خارج متوقف شود و خودمان به دانش فني آن دست بيابيم و به مرور آن را تا درصدي كه ميشود بومي كنيم. در بخش ورود به ساخت بعضي از تجهيزات پارس جنوبي، عسلويه، گرفتن ميدان نفتي در بعضي از مناطق نفتخيز و ساخت و توليد بعضي از مواد شيميايي براي استحصال نفت و بنزين كارهاي اوليهاي شده و قراردادهايي بين جهاد دانشگاهي و وزارت نفت بسته شده و اين كارها را هم در دستور كار داريم. در بخش علوم پزشكي افتتاح نخستين مركز فوق تخصصي درمان ناباروري و سقط مكرر در كشور صورت گرفت و كارهايي براي درمان آن انجام شد. بانك خون بند ناف در پژوهشگاه رويان راهاندازي شد. در دو، سه سال اخير كار مشتركي با انستيتو پاستور و پژوهشگاههاي رويان و سينا براي تولد فرزندان سالم از پدر و مادر تالاسمي صورت گرفت. همچنين همه ساله جشنواره رويان در بخش توليدمثل و ژنتيك و ناباروري برگزار ميكنيم و در آن جايزهاي به نام جايزه زنده ياد كاظمي آشتياني به برگزيدگان اين جشنواره اهدا ميشود كه اگر در آينده پشتيبانيهاي كامل و مفيدي از آن بشود شايد در حد نوبل هم مطرح شود. در حال حاضر مقالاتي را از كشورهاي مطرح در اين حوزه دريافت ميكنيم. خوشبختانه پژوهشگاه رويان به مركزي براي گذراندن فرصت مطالعاتي دانشمندان بعضي از كشورها تبديل شده است. سال گذشته مقالهاي از سوي دانشمندان خارجي كه در جشنواره ما شركت كردند در مجله نيچر منتشر شد با عكسي كه فعاليت علمي ما را به يك فعاليت فرهنگي تبديل كرد. دو كار ديگر هم در بخش علوم پزشكي در اين مدت انجام شده است. بحث توليد فرآوردههاي بيولوژيك كه ميتوانند در داخل آزمايشگاههاي زيست فناوري استفاده شوند. پژوهشگاه رويان جهاد مدعي شده كه اگر بخش خصوصي سرمايهگذاري كند ميتوانيم اين را به توليد انبوه برسانيم كه خوشبختانه سازمان گسترش صنايع نوين و همچنين يكي از نهادهاي انقلابي داخل كشور بستري براي سرمايهگذاري فراهم كردهاند. كار ديگر هم توليد آنتي باديهاي مونو كرونال براي درمان سرطان است كه كارهاي پژوهشي آن انجام شده و مقدمات سرمايهگذاري براي توليد انبوه آن هم فراهم شده است. يك پژوهشكده سرطان سينه هم جهاد دانشگاهي داريم كه كارهاي شناسايي، پيشگيري و حتي درمان را انجام ميدهد. در بخش سالمندان و سلامت هم كارهايي انجام شده است. اينها خلاصهاي از مجموعه فعاليتهاي ارزندهاي است كه جهاد دانشگاهي تا به حال انجام داده است.
آقاي دكتر! دستاوردهايي كه برشمرديد چه سهمي از توليد علم دركشور را از آن خود كرده است؟
از درصدش اطلاعي ندارم. اما نسبت به فعاليتهاي خوبي كه در سطح كشور در حال انجام است درصد قابل ملاحظهاي است. كارهايي كه انجام دادهايم همگي كارهاي اولويتدار هستند. امروز ميتوانيم ادعا كنيم جهاد دانشگاهي در بخش اولويت طرحهاي تحقيقاتي و تبديل علم به ثروت دانش بنيان ميتواند زمينه ساز كارهاي خوبي باشد. بعضي از دوستان و همكاران ما در مراكز مختلف به خصوص خبرنگاران سؤال ميكنند كه در بخش حماسه اقتصادي و در بخش اقتصاد دانش بنيان جهاد تاكنون چه كارهايي انجام داده است. بايد بگويم اصلاً بنيه و توان جهاد دانشگاهي يعني زمينهسازي براي تبديل علم به محصول و تحقق اقتصاد دانش بنيان. اقدامات جهاد هم همه در اين راستا هستند. اكثر طرحهاي ما محصول محور هستند. يعني توليد علم كردهايم و كار فناورانه انجام دادهايم و بعد اين فناوري تبديل شده به محصول. اما در بخش اقتصاد دانش بنيان اميدواريم سهم بيشتري از آنچه هست در آينده از آن خودمان كنيم.
اشاره كرديد به ارتباطتان با صنعت. نقش جهاد در ايجاد حلقه واسط ميان دانشگاه و صنعت در كشور چيست و آيا آنچه اساسنامه براي جهاد دانشگاهي در نظر گرفته محقق شده است؟
اساسنامه جهاد دانشگاهي مصوب دهه 70 شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مأموريتي براي جهاد تعريف كرده به نام پل ارتباطي ميان دانشگاه و صنعت. اكثر كارهايي كه جهاد انجام ميدهد در همين مسير قرار دارند. يعني توليد علم مقالهايمان را تبديل كرديم به كار محصول محور كه اين كار مورد نياز كارفرما و دستگاههاي اجرايي است و از آن طرف هم ايدهها و محصولاتي را براي حل معضل و مشكل جامعه ارائه كرديم. به عبارتي كارهايي كه انجام ميدهيم كارهاي خدمات تخصصي مورد نياز جامعه هستند. مثل تزريق سلولهاي بنيادي براي رفع عارضه قلبي، استفاده از سلولهاي بنيادي براي رفع معضل مفاصل و غضروفها، استفاده از سلولهاي بنيادي در درمان قرنيه چشم. اينها خدمات تخصصي دانش بنيان است كه در جامعه استفاده ميشود. حالا اينكه چقدر در اين زمينه موفق شدهايم برميگردد به نياز ما براي طراحي مهندسي جديد جهاد دانشگاهي.
از قراردادتان با وزارت نفت براي ساخت دكلهاي حفاري گفتيد كه قرار بود از طريق مهندسي معكوس فناوري ساخت آن در كشور بومي شود. با وجودي كه سال گذشته قرارداد همكاري ميان جهاد دانشگاهي و وزارت نفت منعقد شده اما اخيرا اين وزارتخانه چند دكل حفاري از چين وارد كرده، توجيه اين اتفاق چيست؟
من هم اين را از رسانهها شنيدم؛ علتش هم اين است كه ميگويند ما به چين نفت فروختهايم؛ از طرفي، چين ميگويد در شرايط كنوني اگر ميخواهيد تهاتر داشته باشيم از دكلهاي حفاري من استفاده كنيد و ظاهراً صنعت نفت ما مجبور شده به اين اتفاق تن دهد. اينها در مصاحبه يكي از مديران وزارت نفت عنوان شده است. يك علت ديگر هم، بيتوجهي مديران ارشد و در بعضي موارد مسئولان اجرايي به اين تفاهمنامه است. متأسفانه نسبت به اعتماد به نيروهاي داخلي و سرمايه ايراني در نظام جمهوري اسلامي آن هم در شرايط تحريم كمتوجهي و در بعضي جاها بيتوجهي شده است. در اين زمينه بسياري از تواناييها و ظرفيتهاي جهاد ناديده گرفته ميشوند، بنابراين هم مشكل تحريم و فروش نفت به كشوري مثل چين و هم بيتوجهي مسئولان اجرايي در اين زمينه باعث به وجود آمدن اين مسئله شده است. با اين وجود ما روي اعتقادمان هستيم كه ميتوانيم اين 14 دكل حفاري نفت را با تشكيل يك كنسرسيوم در آيندهاي نزديك به يك فناوري بومي تبديل كنيم و از وزارتخانههاي نفت و دفاع دولت جديد ميخواهيم كه مسئله ساخت دكلهاي حفاري نفت را كه نياز كشور است براي جلوگيري از خروج ارز و اهميت دادن به نيروهاي داخلي مهم تلقي كنند و به آن اهميت بدهند.
قراردادي كه با وزارت نفت داشتيد بازدارندگي ندارد كه به وزارت نفت اجازه ندهد قراردادهاي موازي ببندد. يعني نفت هيچ تعهد حقوقي به جهاد نداده است براي خريد دكلهاي حفاري از جهاد؟
بعضي از دوستان و مديران ارشد ما در وزارت نفت مصر هستند كه حتماً بايد اين كار را جهاد دانشگاهي انجام دهد، منتها دستهايي در كار است كه مايل نيستند اين هدف مقدس در جهاد دانشگاهي صورت بگيرد. حالا دليل چيست من نميدانم و مسئولان ردهبالا بايد بررسي كنند. اين قرارداد هم تا مرحلهاي كه تصويب و ابلاغ نشود تعهد حقوقي محسوب نميشود. نظرم اين است كه در بعضي جاها در كشور نسبت به فرمايش مقام معظم رهبري مبني بر اعتماد به سرمايه و نيروي ايراني كمتوجهي و بيتوجهي ميشود. چرا اين اتفاق در حالي كه مقام معظم رهبري تأكيد دارند؛ وزراي محترم هم تأكيد دارند در زيرمجموعهها اين اتفاقات ميافتد. همين فرصت تحريم براي ما فرصت مناسبي است و كارهاي ارزندهاي انجام داديم. در راديوداروها، هوافضا، همه اينها به خاطر شرايط تحريم بوده است. مقام معظم رهبري در نشستي فرمودند، مشكلات بر ما عارض شده اما در اين مشكلات هم پيشرفتهاي علمي موفقي داشتيم. اين براي كشور ما افتخارآميز است. شركتهاي صنعتي و توليدي ما بايد در را باز كنند، بچهها بروند، ببينند و دست به آچار بشوند و بفهمند چه اتفاقي ميافتد. مدام دستدست ميكنند. جهادگران جهاد دانشگاهي حاضر نيستند فرهنگ جهاديشان را زير پا بگذارند كه براي بستن يك قرارداد به شخص يا اشخاصي رشوه بدهند. بدانيد اگر بستر براي جوانان ما فراهم شود كاري ميكنند كارستان. چرا ما مشكل بيل داريم؟ اينقدر ناتوانيم كه بايد بيلمان را از چين وارد كنيم؟ دسته بيلمان را از چين وارد كنيم؟ از اين درددلها زياد است.
جهاد دانشگاهي در رابطه با تحقق ديپلماسي علمي چه فعاليت هايي انجام داده است؟
رئيس جهاد دانشگاهي هم به عنوان يكي از افراد كارگروه ستاد راهبري نقشه جامع علمي كشور است. در جلسات اين كارگروه قرار بر اين شده كه با همكاري وزارت امور خارجه و ديگر دستاندركاران، آييننامه و شيوهنامه اجرايي شدن تفكر ديپلماسي علمي و پختهتر شود. جهاد دانشگاهي به تنهايي در ديپلماسي علمي كاري نكرده و نميتواند بكند. نياز است كه يك دستگاه اجرايي بالاتر مثل شوراي عالي انقلاب فرهنگي در اين زمينه فعال باشد. همانطور كه ميدانيد يكي از بخشهاي مهم ديپلماسي، تبديل كردن فعاليتهاي علمي ما به اعتبار و درآمدزايي براي كشور است. استفاده از تواناييهاي كشورها به صورت تعاملي يك ديپلماسي علمي است يا تعاملات علمي كه بين كشورها ميخواهد صورت بگيرد در بطن ديپلماسي علمي تعريف ميشود، البته ايجاد فرصت مطالعاتي براي دانشمندان خارجي در پژوهشگاه رويان يا بازديدهايي كه از فعاليتهاي جهاد دانشگاهي ميشود هم ميتواند برگرفته از مجموعه فعاليتهاي كشور براي تعامل با دنيا مطرح شود.
چند درصد از محصولات و خدمات جهاد پيوست فرهنگي دارند؟
يكي از مأموريتهاي معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي پيوست فرهنگي اقدامات علمي و فناورانه است. اين مسئله در دستور كار است و معاونتهاي فرهنگي و پژوهشي جهاد درگير مسئله هستند كه اثرات مثبت و آسيبهاي فرهنگي اقدامات علمي را بررسي كنند و راهكار ارائه كنند. كار را شروع كردهايم، منتها هنوز در زمينه كارهاي علميمان استفاده نشده است.
بعضيها پاركهاي علم و فناوري جهاد را موازي پاركهاي علم و فناوري معاونت علمي و فناوري رياست جمهوري و پاركهاي وزارت علوم ميدانند. شما اين را قبول داريد؟
در اين زمينه، اشتباهي صورت گرفته و آن، اين است كه خود ما جهادگران جهاد دانشگاهي هم رفتهايم به سمتي كه مجوز مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري را از وزارت علوم ميگيريم، يعني يك اتفاق نامبارك براي جهاد دانشگاهي افتاده كه اگر بخواهيم مركز رشد و پارك علم و فناوري راهاندازي كنيم بايد مجوزش را از وزارت علوم بگيريم. از طرفي، نسبت به فعاليتهاي مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري در داخل نظام جمهوري اسلامي شايد ما تعداد محدودي از مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري كشور را داشته باشيم. در حالي كه مدعي هستيم جهاد دانشگاهي يعني مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري. اگر اين همت در سالهاي گذشته براي جهاد ميشد و پشتيبانيهاي مفيدي در اين زمينه ميشد، هيچ وقت مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري بدون حضور جهاد دانشگاهي در داخل دانشگاهها شكل نميگرفت، منتها در اين زمينه كوتاهي شده بود. ما مدعي هستيم كه اين مسئله ميتواند با برگزاري نشستهايي با متخصصان فن در اين زمينه حل شود و مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري به بطن مركزي كه ميتواند آنها را مديريت كند برگردند، البته در شرايط كنوني در برابر اين مطلب مقاومت خواهد شد. خواهند گفت جهاد دانشگاهي چه محلي از اعراب است كه بخواهد مسئوليت تمام مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري را در اختيار بگيرد. در اساسنامه جهاد دانشگاهي آمده: تبديل ايده، مرحله ايده تا كار علمي، مرحله كار علمي تا كار فناورانه و كار فناورانه و تبديل آن به محصول يعني مراكز رشد و پاركهاي علم و فناوري. ادعا ميكنيم جهاد دانشگاهي ميتواند بستر خوبي براي اين نوع فعاليت باشد.
طبق چشمانداز برنامه پنجم توسعه، 65 هزار شركت دانش بنيان ذيل همين پاركهاي علم و فناوري و مراكز رشد بايد تأسيس ميشد. دوسال و نيم ديگر تا انتهاي برنامه پنجم فرصت باقي است و 62 هزار شركت ديگر نياز است. به نظر ميرسد جهاد در اين زمينه كوتاهي كرده و سرعت تأسيس اين شركتها و اين پاركها اينقدر در جهاد پايين بوده كه دستگاههاي ديگري موازي اقدام كردهاند. اينطور نيست؟
بافت جهاد دانشگاهي همين چيزي است كه ميگوييد، يعني تبديل كردن علم نافع و استفاده كردن از اين علم و تبديل آن در شركتهاي دانشبنيان به محصول. اين اصلاً تعريف جهاد است. حالا چرا تا به حال انجام نشده به خاطر نداشتن زيرساختهاي مناسب، نداشتن برنامههاي مناسب و حمايتهاي كافي است. بيتوجهي به فعاليتهاي اصلي جهاد، آن را رسانده به جايي كه نميتواند اقتصاد دانش بنيان را در قالب شركتهاي دانشبنيان پيگيري كند، يعني تجاريسازي محصولاتمان با معضل و مشكل مواجه ميشود. الان در جهاد دانشگاهي شركتهاي دانشبنيان نداريم اما كارهايي داريم كه تجاريسازي شدهاند، مثلاً الكتروفيلترها، فرستندههاي راديويي، تجهيزات نفتيمان و ديگر مواردي كه در زمينههاي فني و مهندسي و علوم پايه داريم، رسيدهاند به تجاريسازي و دستگاههاي داخلي و خارجي از ما ميخرند، اما راهاندازي شركتهاي دانشبنيان در دستور كارمان است.
توقعات جهاد دانشگاهي از دولت جديد چيست؟
توقع ما از رئيسجمهور منتخب و رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي به عنوان مسئول يك نهادي انقلابي اين است كه بازنگري و بازمهندسي و مهندسي جديد جهاد دانشگاهي را يكي از وظايف اصلي خودشان بدانند. رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي بايد به جهاد دانشگاهي مأموريتي بدهد كه گذشته جهاد را بازخواني كند، اين كارنامه آسيبشناسي شود و فرصتها و تهديدهايي كه وجود دارد در آن بررسي و مطالعه شوند. نظر ما اين است كه اگر اين اتفاق بيفتد ميتوانيم يك نهاد انقلابي باشيم كه پل ارتباطي بين دانشگاه و صنعت را نمود ببخشيم. الان نيستيم. در كشورهاي پيشرفته همين است. اول نهاد و ارگاني را با سرمايهگذاري دولتي ايجاد ميكنند و بعد اعتبار قابل توجهي به آن ميدهند و ميگويند خودت را به دانشگاهها وصل كن. از طرفي از دانشگاهها ميخواهند توليدات علميشان را كه در قالب مقاله يا پاياننامه است يا افراد متخصصشان را به نهاد هدايت كنند. بعد اين نهاد توليد علمي را به محصول تبديل و وارد جامعه ميكند. حالا اين محصول ميتواند در پزشكي، مهندسي، علوم پايه يا علوم انساني باشد. بعد از مدتي هم اين نهاد ميرسد به جايي كه براي خودش درآمدزايي ميكند. يعني از 100 درصد اعتبار دولتي خودش را به 15 تا 20 درصد اعتبارات دولتي ميرساند يا حتي ديگر نيازي به اعتبارات دولتي ندارد. متأسفانه اين كار در جهاد دانشگاهي ايران از قسمت دوم شروع شده، يعني رفتهايم به دنبال اينكه كار را توليد كنيم كه درآمدزايي كنيم. در صورتي كه اول بايد با اعتبارات دولتي شروع كنيم، خودمان را تقويت كنيم و كارهاي تحقيقاتي را بگيريم، دانشگاهها و فرهيختگان دانشگاهي و دانشجويان را وارد سيستم كنيم، بعد اعتبار جذب و اعتبارات دولتي را كم كنيم. اين نياز دارد كه رئيسجمهور محترم جايگاه جهاد دانشگاهي را طبق تعريف اساسنامه مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ببيند. جايگاه جهاد دانشگاهي در نظام جمهوري اسلامي نبايد جايگاه دهه 60 و 70 آن باشد. براي اين نهاد بايد مأموريتهايي براي سال 90 تا 1404 تعريف شود. تا به حال با اين نگاه به جهاد نگاه نشده است. جهاد دانشگاهي الان يك مركز ملي نيست. كارهايي كه انجام ميدهد در حد كارهايي است كه يك مركز و بنگاه تحقيقاتي يا پژوهشكده انجام ميدهد. تنها تفاوتش در فرهنگ جهادي است كه در آن وجود دارد.
در يك سال گذشته با توجه به تأكيد مقام معظم رهبري و اينكه جهاد دانشگاهي هم در حوزههاي اجتماعي فعاليت داشته، اقدامي در خصوص تدوين سندي براي سبك زندگي انجام دادهايد؟
در دستور كارمان است. جهاد دانشگاهي و فرهنگ جهادي خودش يك سبك زندگي است، يعني براي رسيدن به كارهاي علمي نياز است كه يك جهش چند پلهاي داشته باشيم و اين نياز به فرهنگ جهادي دارد. ستاد الگوي ايراني – اسلامي پيشرفت هم بايد از فرهنگ جهادي و سبك زندگي جهادي استفاده كند. مسئولان جهاد دانشگاهي اعلام آمادگي ميكنند در اين ستاد هم حضور داشته باشند. تجربه 32 سالي كه در اين زمينه دارند كمك ميكند كارهايي كه ميشود در آنها يك شبه ره صد ساله را بپيماييم، با اين سبك زندگي انجام دهيم. نمونه موفق آن هم اقدامات مرحوم كاظميآشتياني و دوستانشان در حوزه سلولهاي بنيادين است. كارهايي كه كشورهاي مترقي در طول چندين سال انجام ميدادند، ما با پشتوانه ديني - مذهبي و حركت جهادي و انقلابي انجام داديم و به جايي رسيدهايم كه بعضي از كشورها براي فرصت مطالعاتي از پژوهشگاه رويان ما استفاده ميكنند. خود اين يك سبك زندگي است. چند كار هم در زمينه سبك زندگي و اقتصاد مقاومتي، فرهنگ جهادي و جهاد علمي و پژوهشگاه علوم انساني ما هم در حال فعاليت در اين زمينه است.