اين يك موهبت است كه حجم نقدينگي سرگردان ديگر انگيزهاي براي ورود به بازار سكه و طلا و ندارد اما اينكه اكنون چه تصميمي است و از كجا سوراخي را پيدا خواهد كرد تا حركت ويرانگرش را آغاز كند، اين روزها موضع نگرانكنندهاي است كه از سوي كارشناسان مطرح ميشود.
آنچه واضح و قابل لمس است بازارهاي دلرباي ارز و سكه ديگر مقبوليت خود را از دست داده و البته نشانههايي نيز وجود دارد كه حفرهاي اميدواركننده ايجاد شده اما اين حفره انرژي نقدينگي را به سوي حفره بازار بورس هدايت كرده است. اگر اين حجم نقدينگي درست به كانال بورس هدايت و توزيع شود، بيشك ميتوان مدعي شد يكي از مهمترين قفلهاي اقتصادي باز خواهد شد و حجم عظيم آزاد شده در كانالهاي بورس آباداني اقتصادي را در حوزههاي مختلف ارمغان خواهد آورد. اما فارغ از ساير مؤلفههاي خارجي همچون تحريمها در هنگام هدايت نقدينگي به بورس بايد از دو زاويه متفاوت مراقبت كرد تا كانالهاي بورس دچار آسيب نشود.
به عبارت ديگر از يك سو بايد با مديريت و رصد حجم نقدينگي ورود به بورس مراقب حبابهاي ايجاد شده و سوءاستفادههاي احتمالي اشخاص حقيقي و حقوقي فعال در بورس شد. چه اگر چنين اتفاقي رخ دهد سهامداران خُرد و سهامداران آماتور با تجربه تلخي بازار را ترك خواهند كرد و از اساس بورس را (به خصوص در صورت ادامه روند فعلي در عرصه بينالمللي) به حاشيه و محاق خواهد برد.
و از ديگر سو سازمان بورس و اوراق بهادار بايد در كنار سازمان خصوصيسازي هر چه سريعتر با آمادهسازي شركتهاي قابل واگذاري به مثابه ايجاد دشتهاي حاصلخيز صنعتي، خدماتي و كشاورزي و... به جاي ترس از ويرانگري نقدينگي به استقبال آن برود.
البته در اين ميان شايد روزهاي آخر دولت انگيزه لازم براي پيگيري اين مطالبه از سوي بورس و استجابت سازمان خصوصيسازي را از دستاندركارانش گرفته باشد. بايد مسئولاني كه بر مسند اين دو سازمان ميمانند و كساني كه از راه ميرسند، اين دو موضع را به سرعت پيگيري كنند زيرا تعلل در چنين بازاري و بيمبادلاتي، بازارهاي بورس را شكننده كرده و تبعات جبرانناپذيري در پي خواهد داشت. همچنين در صورت كاهش اقبال در اثر اين كوتاهي انگشت اتهام هميشگي به سوي سازمان خصوصيسازي بيشتر از پيش نشانه خواهد رفت زيرا در وضعيت فعلي بورس كه بازدهي بالا داشته و شاخص در كانال 55 هزار واحد را نيز تجربه كرده است، بهترين فرصت واگذاري شركتهاي جديد است. وگرنه بعدها اين روزها را فرصت تاريخي از دست رفته خواهيم شمرد و سازمان خصوصيسازي را دوباره به اين متهم خواهيم كرد كه: اين سازمان سهامهاي خود را در بدترين زمانها عرضه ميكند و عامدانه از واگذاري به موقع شركتها در چنين شرايطي كه بازار مستعد پذيرش سهامهاي جديد است، جلوگيري كرده و لذا ارزانفروشي را در دستور كار دارد و از آن سو بورس نيز متهم ميشود كه با سوءاستفاده از شرايط بين دو دولت نتوانسته جلوي بازيگران سودجو بورس را بگيرد و لذا به اسم تورم و بالارفتن ارز همچنان در پي سودجويي در اين بازار مالي هستند. نگذاريم اين شائبه ايجاد بشود كه سازمان خصوصيسازي در خواب بين تغيير دو دولت است و نقدينگي در بورس فرصت ظهور پيدا كند !