کد خبر: 516510
تاریخ انتشار: ۲۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
گپ‌وگفتي با «پريناز لطف‌الهي» و «غزاله مراديان»، بازيگر و عروسك‌گردان نمايش «ملي»
احمدرضا حجارزاده

اين شب‌ها اگر به تالار قشقايي مجموعه تئاترشهر سر بزنيد، شاهد نمايشي خواهيد بود با نام «ملي» به نويسندگي «هنگامه مفيد» و كارگرداني «افسانه زماني» كه خوشبختانه در فضاي راكد و نه چندان مساعد تئاتر ما، با اقبال عمومي مواجه شده است. البته مهم‌ترين دليل اين اقبال گسترده مخاطبان، فضاي كمدي و شادي‌آور نمايش است كه بي‌شك بهترين انتخاب براي تماشاي تئاتر در روزهاي نزديك‌شدن نوروز است. نمايش «ملي» علاوه بر بازيگران زنده، از شخصيت‌هاي عروسكي نيز بهره مي‌برد كه همين سبك تركيبي، تماشاگران آن را به دو دسته بزرگسال و كودك‌ و نوجوان تقسيم‌بندي كرده و پس از مدت‌ها، نمايشي موفق شده پاي مخاطبان كم‌ سن‌ و سال‌تر را نيز به اين مجموعه فرهنگي ‌هنري باز كند. يكي از شب‌هاي اجرا به پشت صحنه نمايش رفتيم و با يكي از بازيگران و همچنين «غزاله مراديان»، تنها عروسك‌گردان حرفه‌اي نمايش گفت‌وگو كرديم.

«پريناز لطف‌الهي» بازيگر نقش «پري»: 
از تراژدي به كمدي
از مواجهه‌تان با نقش «پري» و همكاري با خانم «زماني» بگوييد. از اين نقش و همكاري راضي هستيد؟

بله، خيلي. خب پري يك كلفت با لهجه قزويني است. اولين كار عروسكي جدي من و اولين كارم با خانم افسانه زماني بود. خيلي خوشحال شدم كه من را به اين كار دعوت كردند. چون با لهجه قزويني آشنايي نداشتم، ابتدا كمي درگير لهجه بودم. خب دوستان ديگر هم كمكم كردند و توانستم اين لهجه را ادا كنم. اوايل خيلي هم با آن مشكل داشتم. فكر مي‌كردم اين لهجه را نمي‌فهمم و نمي‌توانم با آن ارتباط برقرار كنم. كمي كه گذشت، كار راحت‌تر شد و به نقش خيلي علاقه‌مندتر شدم. الان هم اين نقش را خيلي دوست دارم و برايم يك تجربه نو است.

پيش از اين تجربه كار در نمايش‌هاي عروسكي را داشتيد؟

تجربه‌هاي عروسكي‌ام در كارهاي دانشجويي بوده. به‌صورت حرفه‌اي عروسك‌گرداني نكرده بودم. عروسك‌گرداني هم برايم تجربه جديدي بود، چون حتي به سمت آن هم نمي‌رفتم. حتي در دانشگاه هم تجربه‌هاي من نمايش‌هاي زنده و غيرعروسكي بود. من هيچ‌وقت نقش كلفت را هم بازي نكرده بودم كه خب خيلي برايم جالب و شيرين بود. بيشتر كارهايم هميشه تراژيك بوده. به صورت سنتي و موزيكال نه، تا حالا كاري را تجربه نكرده بودم.

با فضاي موزيكال نمايش چطور كنار آمديد؟ مشكلي با آن نداشتيد؟

موزيكال‌ بودن كار خيلي به بازيگران مربوط نيست و به گروه موسيقي مربوط است، ولي خانم زماني دست ما را خيلي باز گذاشتند تا كم‌كم نقش را پيدا كنيم. ما را به سمتي كه خودشان مي‌خواستند، هدايت كردند تا با هم به يك تفاهم و نتيجه و هدف مشترك رسيديم. 

از رضايت كارگردان درباره بازي‌تان در نقش «پري» اطلاعي داريد؟ توانسته‌ايد نظر مثبت ايشان را جلب كنيد؟

فكر مي‌كنم نظر كارگردان تقريباً مساعد است. تماشاگران هم لطف دارند و بازيگران را همراهي مي‌كنند، ولي خب احساس مي‌كنم هر شب مي‌توانم بهتر باشم و هنوز به‌طور كامل از خودم راضي نيستم، يعني حس مي‌كنم خيلي جا براي بازي دارم. حتي در لهجه‌ام. هر شب به يكسري ايده‌ها و جزئيات ريز در نقش مي‌رسم و اين خيلي برايم دوست‌داشتني است. از اين نظر كه هر شب همان پري را بازي كنم، ولي حسم يك حس متفاوت باشد. بنابراين سعي مي‌كنم بيشتر به نقش نزديك بشوم.

به خاطر فضاي سنتي كار، آيا اين امكان را داشتيد كه در بازي‌تان از بداهه‌پردازي هم استفاده كنيد؟

خيلي سعي مي‌كنم از بداهه استفاده نكنم، چون خودم كارگرداني خوانده‌ام و فكر مي‌كنم بازيگر بايد در خدمت خواسته كارگردان باشد، ولي در نهايت خودم هم سعي مي‌كنم اگر بتوانم اتودهايي بزنم و ايشان اگر موافق بودند آن كار را انجام بدهم.

غزاله مراديان(عروسك‌گردان):
روح عروسك «ملي»، صداي شخصيت «كف‌گير»

خانم مراديان، از سابقه و حضورتان در تركيب بازيگران نمايش «ملي» بگوييد. اين نمايش براي شما به عنوان يك عروسك‌گردان حرفه‌اي، چه ويژگي‌ها و تفاوت‌هايي با ديگر كارهاي‌تان داشت؟ 

من حدود هشت سال است به صورت جدي عروسك‌گرداني مي‌كنم و تحصيلات دانشگاهي‌ام در همين زمينه است. نمايش «ملي» يك تجربه كاري كاملاً حرفه‌اي و متفاوت است نسبت به تجربه‌هايي كه پشت سر گذاشته‌ام، چون حساسيت داشتم روي زمينه شغلي‌ام و هميشه درگير كار عروسك‌گرداني و بازي‌دهند‌‌گي عروسك و صداپيشگي بوده‌ام. در كارهاي تئاتر زنده، خيلي دخيل نبوده‌ام، ولي در نمايش «ملي»، اين تجربه را كنار بازيگران داشتم و برايم خيلي خوشايند بود. همچنين نوع عروسك‌هاي اين كار، عروسك‌هاي متفاوتي هستند. من سال‌هاي طولاني، بازي‌دهند‌‌گي عروسك‌هاي «ماريانت» يا نخي انجام مي‌دادم اما در واقع سيستمي كه «ملي» نمايش ما دارد، تا حدودي متفاوت است و از طرف ديگر، نوع حركاتش، چون «ملي» يك رقصنده است. اين خيلي برايم شيرين است. در اين كار من به جاي عروسك «كف‌گير» هم صحبت مي‌كنم و بازي‌اش مي‌دهم. خيلي وقت‌ها كه دارم آن را بازي مي‌دهم يا به جايش حرف مي‌زنم، آنقدر برايم لذت‌بخش است كه فكر مي‌كنم اين من هستم كه دارم او را بازي مي‎‌دهم يا اوست كه من را بازي مي‌دهد؟!

آيا در گونه نمايش‌هاي عروسكي، شخصيت‌هايي مثل «كف‌گير» را هم مي‌شود جزو عروسك‌ها قلمداد كرد؟اصلاً چرا كف‌گير را عروسكي انتخاب كرده‌اند؟

شخصيت «كف‌گير» ابتدا قرار نبود عروسك باشد. منتها در طول تمرين‌هايي كه من در آنها حضور نداشتم، اين ايده كارگرداني از سوي خانم زماني مطرح شده كه آن كاراكتر عروسكي باشد. البته «كف‌گير» مي‌تواند به نوعي از عروسك نزديك باشد كه ما به آن «عروسك باتومي» يا «بونراكو» مي‌گوييم و سيستم بازي‌دهند‌‌گي‌اش هم كاملاً سياه‌پوش است، ولي به طور كلي بايد نگاه كلاسيك به عروسك كنار گذاشته شود. هر شيئي حتي يك مداد، وقتي توسط شخص ديگري جان داده مي‌شود، مي‌تواند عروسك به حساب بيايد، حتي انگشت شما.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار