
نمايش «يادداشتي براي سهراب» به كارگرداني اصغر خليلي از ابتداي اسفند به صحنه تالار استاد سمندريان تماشاخانه ايرانشهر رفته است. در اين دورهاي كه پرداختن به سوژههاي انقلاب اسلامي در اولويتهاي آخر برخيها قرار ميگيرد، نمايش «يادداشتي براي سهراب» به حوادث انقلاب اسلامي و شهداي اين دوره ميپردازد. داستان «يادداشتي براي سهراب» ماجرايش به اتفاقي كه ۳۴ سال پيش رخ داده بازميگردد. سهراب در حوادث انقلاب سال ۵۷ در خيابان كشته شده است، قاتل او پس از ۳۴ سال از پاريس به ايران بازگشته، اما هجوم افكار سهراب، باعث ميشود كه منصور تا لحظه پايان هم از عذاب گناهي كه انجام داده در امان نماند. فرزاد حسني، كامران تفتي، زري اماد و نگين ابدالي جزو بازيگران اين نمايش هستند و كار با همكاري گروه تئاتر «تجربه» در سال جاري توليد شده است. به همين بهانه گفتوگويي با اصغر خليلي، نويسنده و كارگردان «يادداشتي براي سهراب» داشتهايم كه «نظميه زنان»، «تراژدي جنگ»، «خرمشهر ۱۱» «قهوه قجري» و «دايره گچي قفقازي» را پيش از اين در كارنامه خود ثبت كرده است.
آقاي خليلي! چه شد كه موضوع انقلاب اسلامي را سوژه نمايش خود قرار داديد؟نمايش به اتفاقي ميپردازد كه در دوره انقلاب اسلامي اتفاق افتاده است؛ قصه واقعي تروري كه در سال ۵۷ اتفاق ميافتد. من اين ماجرا را در پاورقي آرشيو سال ۵۷ روزنامه كيهان خواندم. در ابتدا تصورم اين بود كه در اين حادثه تنها يك قتل است كه در جريان آن قاتل متواري شده اما زماني كه دقيقتر شدم فهميدم كه اين اتفاق يك قتل ايدئولوژيك است. اين سوژه به نظرم خيلي جالب آمد و آدمهاي مربوط به اين واقعه را پيدا كردم. داستان شهادت اين دانشجوي انقلابي را شاخ و برگ دادم و اين واقعه تبديل شد به يك فيلمنامه.
گفتيد افراد اين واقعه را پيدا كرديد؟ چه كساني را پيدا كرديد؟خانواده شهيد را پيدا كردم و در رفت و آمدهايي كه با خانوادهاش داشتم به جزئيات زندگي او پي بردم. يادداشت شهيد كه شاعر هم بود را مطالعه كردم و به بررسي شان پرداختم. البته محل اختفاي كسي كه او را به شهادت رسانده هنوز مشخص نيست و من در قصه از بازگشت او به ايران سخن گفتم.
براي نگارش اين نمايشنامه در كنار بررسي زندگي اين شهيد، منابع ديگري از دوره انقلاب مطالعه كردهايد؟بله. من متون مربوط به احوالات سياسي آن دوران از كشور را بررسي كردم. در اين ماجرا دو مسئله برايم خيلي جالب بود. يكي ماجراي تروري كه اتفاق ميافتد و مهمتر از آن كه در جريان اين ترور، دانشجويي در نزاعي يك دانشجوي انقلابي را ترور ميكند. حتي دانشگاهي كه اين اتفاق در آن افتاده بود را هم بررسي كردم. البته اين اتفاق در دانشگاه خرم آباد افتاده بود اما من اين داستان را به دانشگاه اصفهان آوردهام.
چرا، چون خودتان اصفهاني هستيد؟چون در دوره انقلاب پس از دانشگاه تهران، دانشگاه اصفهان از انقلابيترين دانشگاههاي كشور بود. از سوي ديگر موقعيت نمايشنامه هم خيلي هم به جغرافياي اصفهان و ميدان نقش جهان نزديك بود.
اسم واقعي شهيد هم كه در نمايش سهراب است، در واقعيت هم سهراب بود؟
بله. سهراب مصطفايي. تمام مشخصاتي كه از او در نمايش گفته ميشود مطابق با واقعيت است.
چرا در نمايش منصور پس از سي و چند سال به ايران باز ميگردد؟در يك قسمت از نمايش منصور هم اين سؤال را از نويسنده ميكند كه چرا مرا به اينجا آوردي؟ براي اينكه مرا عذاب بدهي؟ البته من ميخواهم در فضاهاي نمايش ابهامي وجود داشته باشد. برخي مخاطبان از من ميپرسند كه نمايش در خانه منصور اتفاق ميافتد يا خانه سهراب؟ من نمايش را به گونهاي تنظيم كردهام كه تماشاگر از ديدگاههاي مختلف قصه را ببيند. من از منظورهاي مختلف به داستان نگاه كردم. مثلاً اگر قاتل باز گردد چه اتفاقي ميافتد يا اگر شهيد در قيد حيات بود چه كارهايي ميكرد.
چه شد كه كامران تفتي را براي بازي در نقش منصور انتخاب كرديد؟ ايشان پيش از اين هم سابقه كار تئاتر را داشتند؟در نمايش پيشين ما در نظميه زنان حضور داشتند و در جشنواه فجر امسال هم در چند كار بودند.
انتخاب فرزاد حسني كمي تعجب برانگيز نبود؟فرزاد حسني هم سابقه حضور در تئاتر داشت و هم به نقشي كه من در نظرم داشتم نزديك بود چون من بازي خاصي براي اين نقش در نظر داشتم.
ايشان در ديالوگهايشان بداهه هم ميگفتند. اينطور به نظر ميآمد كه از بداههگوييهاي اجرا در صحنه هم بهره ميبرند؟نه اصلاً. اتفاقاً ميتوانم به جرئت بگويم يكي از خصوصيات بازي آقاي حسني اين است كه عين ديالوگهاي نمايشنامه را اجرا ميكند. اينكه شما تصور ميكنيد كه بداهه ميگويد به رواني بازي او باز ميگردد.
يكي از مؤلفههاي كار طراحي صحنه ساده كار بود، مخاطب تنها با يك صحنه و چند كارتن بسته بندي شده روبهرو ميشود. استفاده از اين كارتنها نماد چه بود؟ همان اسنادي كه از ترور شهيد باقي مانده است؟نمايش براساس كد پيش ميرود و عدد كارتنها سال و سن سهراب و مسائل بلوغ ايدئولوژيكي شخصيتها را نشان ميدهد. يكي از مسائل مورد اشاره هم اسناد ترور است. البته چون قاتل فرار كرده است هيچ وقت هم دفترچه اعترافات او پيدا نميشود.
پس آن دفترچه كه در پايان به صحنه ميآيد چيست؟آخرين ديالوگ هم مبني بر اين است كه هنوز مشخص نشده دفترچه واقعي است يا نه.
به نظر خودتان چرا پرداختن به موضوعات انقلاب اسلامي در صحنه تئاتر كمرنگ شده و آن طور كه بايد و شايد نيست؟ از بس كه تلويزيون با نگاههاي سطحي و نازل به اين سوژه پرداخته است، جذابيت و بكر بودنش را براي مردم تا اندازهاي از دست داده است. مردم با اين نوع سوژه از سوي تلويزيون اشباع منفي شدهاند و جايي براي حظ بصري آنچناني باقي نمانده است. البته آثار به ياد ماندني در حوزه انقلاب اسلامي به هيچ عنوان قابل انكار نيست اما تعداد نگاههاي سطحي در اين آثار بيشتر است. نكته ديگر اين است كه پرداختن به اين موضوع مستلزم تحقيق بسيار است. خود من نزديك به يك سال براي نگارش اين نمايشنامه تحقيق كردم. سومين دليل پرداخت كم به سوژههاي انقلابي هم نگاه شديد مميزي روي چنين سوژههايي است كه باعث ميشود بسياري از خير پرداختن به آنها بگذرند.