بعد از ساخت سريالهاي تاريخي مذهبي گوناگوني مثل «عمر الفاروق»، «حسن، حسين (عليهم السلام) و معاويه(لعنت الله عليه)» و... توسط كشورهاي عربي به خصوص قطر، امارات و عربستان كه ضمن تحريف واقعيتها، سعي زيادي در توجيه و رحماني نشان دادن وجهه، تفكر ارتجاعي و نحلههاي انحرافي مثل «وهابيت» كردهاند.
تمركز و توجه قابل تأمل كشورهاي حوزه خليج فارس به اين حربه و باز كردن يك جبهه جديد در عرصه جنگ نرم و فرهنگي در مواجهه با فرهنگ غني ايران و اسلام ناب محمدي(صلي الله عليه و آله و سلم) كه كشورمان منادي آن است، تاكنون ميبايست مسئولان فرهنگي و سينماگران كشورمان را از غرور، رخوت و خلسه حاصل از قيلولههاي گاه و بيگاه به خود ميآورد. چند سال است كه اعراب مرتجع منطقه براي توجيه ديكتاتوري حكام آلت دستشان، روي به ساخت سريالهايي با درونمايه تاريخي- مذهبي آوردهاند. از طرفي ضمن تمركز بر اصول گفته شده تخريب، تخطئه و مضمحل نشان دادن اصول و ارزشهاي انقلاب اسلامي ايران هم جزء مؤلفههاي لاينفك و قطعي اكثر پروژههايشان شده است.
البته اين تذكار و اشاره تنها در حد ادعا نيست، چراكه در جريان توليد و نمايش سريال «عمر الفاروق» وقوع برخي از اين مسائل به صورت هويدا و بديهي قابل رؤيت و استناد بود، از جمله اينكه يكي از اهداف اصلي ساخت اين سريال آن هم با پروداكشني عجيب و بسيار بالا، خنثيسازي فضاهاي ايجاد شده به سبب پخش سريال «مختارنامه» در جهان اسلام اعلام شده بود. پس از موفقيت چند سريال تاريخي- مذهبي كه توسط كشورمان توليد و ساخته شد، اعراب هم به فكر تحريف واقعيات و توجيه برخي ظلمهاي آشكار روا داشته شده در حق شيعيان افتادند.
چند وقتي است كه كشور قطر سفارش ساخت سريال«خيبر» را داده است كه قرار است در آن از بازيگران مصري، اردني، عراقي، لبناني و... استفاده شود. اين تمركز، تدقيق و ملاحظه از سوي اعراب با توجه به قدرت پروپاگانداي هنر (به خصوص فيلم و سريال) و اثرگذاري بالا بر ذهن و باور مخاطب تا كنون باعث تذكار زيادي از سوي رسانهها به مسئولان شده است اما متأسفانه مديران و سينماگران كشورمان همچنان سرگرم دعواهاي بچهگانه و اظهار حرفهاي «خاله زنكي» هستند.
اين اشتغال جديد مسئولان كه موجبات فرحت و شادماني دشمنان كشورمان را هم در پي داشته، موجب شده است كه برخي كشورها مثل قطر روي گزينههاي تاريخي- مذهبي دست بگذارند كه نقش اميرالمؤمنين علي عليه السلام به عنوان ركن ركين در كسب موفقيت آن موقعيت، غير قابل انكار است. اين سوژه قبل از اينكه براي اعراب مرتجع و منحرف دستمايه سريالسازي باشد، سندي در اثبات حقانيت و جايگاه حضرت علي عليه السلام در پيشبرد اهداف دنياي اسلام است. با اين وصف اگر قرار بر توجه و توليد فيلم يا سريالي درباره زمينههاي وقوع جنگ خيبر است، حق بود كه توسط سينماگران كشورمان توليد ميشد. پيدا كردن سوراخ دعا توسط اعراب قبل از اينكه هوشمندي دشمنان ما را برساند، نشاني از غفلت و خوابزدگي مسئولان فرهنگي كشورمان است.