دعواهاي تاريخي ادبي شعر فارسي جلوهگاه ادب و فرهنگ زبان فارسي است. شعر آنقدر دايرهاش وسيع است كه از مردم كوچه و بازار تا امرا و پادشاهان مشتريان آن بودهاند. امروزه نيز شعر همدم بسياري از ما است. حرفهايي كه توان گفتن آن به صورت مستقيم وجود ندارد در قالب شعر به مخاطب عرصه ميشود و تأثيرش چند برابر ميگردد. به همين دليل ميتوان شعر را يكي از مردميترين جلوههاي هنر و ادبيات دانست. در طول تاريخ محافل ادبي و مجالس شعرخواني فراواني تشكيل شده كه در آن شعرا آخرين سرودههاي خود را به مشتاقان عرضه ميكردهاند.
نمونههاي مؤخر اين نوع مجالس هنوز هم برپا ميشوند اما شايد منسجمترين مجلس شعر و شاعري، جشنواره شعر فجر باشد. محافل ادبي با آنكه محل رشد و تبلور شعر به شمار ميروند اما از سوي ديگر رقابت ميان شعرا در برخي از موارد گاه به جنگهاي لفظي و درگيري ميان آنها منجر شده است. اينكه كدام شاعر در درجه بالاتري نسبت به سايرين است از نكات مناقشه آميز شعرا در ادوار مختلف تاريخ بوده است و منحصر به شعر كلاسيك يا شعر نو هم نميشود.
جشنواره شعر فجر، يكي از چند جشنواره فجر است كه در مقايسه با فيلم فجر از سابقه به مراتب كمتري برخوردار است، اما همين مدت كوتاه نيز موقعيتي شد تا جشنواره خود را در ميان دوستداران شعر و ادب جا بيندازد. امروزه جشنواره شعر فجر را ميتوان مهمترين رخداد شعر درطول سال دانست. امسال در هفتمين دوره برگزاري شعر فجر، نظر سنجي براي انتخاب شاعر مردمي دهه اخير برگزارشد. با اعلام نام منتخبين اين جشنواره، بسياري از كساني كه نامشان در ليست حضور داشت يا نداشت، به انجام اين كار اعتراض كردند.
انتخاب شاعر مردمي شيوه انتخاب شاعر مردمي دهه اخير با استفاده از نظر سنجي اتفاق افتاده است. مسئولان برگزاري جشنواره از ميان ۱۰ هزار و ۲۶۳ برگ نظر سنجي توانستند نام ۱۹۶ شاعر را استخراج و از ميان آنها ليستي از برترين شاعران مردمي را انتخاب و معرفي كنند.
نظر سنجي يكي از راههاي كسب اطلاعات است. روشي هم كه مسئولان جشنواره شعر انتخاب كردهاند، كار عجيب و غريب و نا آشنا نبوده است. انتخاب ۱۹۶ شاعر هم نشان دهنده دايره وسيع انتخاب مردم و البته تضارب آرا در ميان انتخاب شاعران برگزيده است. اينكه مشاركت كنندگان در نظر سنجي توانستهاند ۱۹۶ نام مختلف را به عنوان شاعر برگزيده يك دهه برگزينند و از يك سو ميتواند نشان دهنده وجود چندين شاعر مردمي است كه شعرشان در ميان مردم شناخته شده است و از سوي ديگر نشان ميدهد كه برگزاركنندگان نظرسنجي توجه خاصي به استانداردها و روشهاي مرسوم در نظر سنجيها نداشتهاند. به طور معمول و براي رسيدن به نتيجهاي كه به واقعيت نزديكي بيشتري داشته باشد. ابتدا هيئت انتخاب تشكيل ميشود و آنها چند گزينه را كه اكثريت روي آنها توافق دارند انتخاب و سايرين در نظر سنجي از ميان گزينههاي موجود نام بهترين شاعر را انتخاب ميكنند. شايد يكي از دلايلي كه برخي از شعرا به اين نظر سنجي وارد ميكنند عدم دقتهاي اوليه باشد. اما خارج از انصاف است كه بخواهيم كليت اين نظر سنجي را زير سؤال ببريم.
خرم آن نغمه كه مردم بسپارند به ياد ميتوان براي انتخاب بهترين شاعر دهه اخير به روشهاي مختلفي چون استناد به استفاده شعر در محاورات مردمي، ميزان تجديد چاپ شعر و حتي تعداد جوايز و شناخته بودن شاعر در ميان مردم اتكا كرد كه انجام هر كدام از آنها موافقان و مخالفان ديگري خواهد داشت. اما نكتهاي كه نبايد از آن غافل بود اين است كه برخي از گروهها با جهت گيريهاي خاص فكري به جاي اينكه نقد خود را به روش برگزاري نظر سنجي معطوف كنند، توپ انتقاد را در زمين ديگري انداخته اند؛ به طوري كه نحلههاي فكري و ادبي شاعران برگزيده را زير سؤال ميبرند. با نگاه كوتاهي به ليست شاعران برگزيده ميتوان نامهاي آشناي بسياري را ديد. كساني كه حداقل چندين شعر آنها به صورت مردمي دهان به دهان ميچرخد و طرفداران خاص خود را دارد. اين ليست تنها نتيجه يك نظر سنجي است.
به نظر نميرسد كه شاعران بزرگي چون فردوسي، حافظ، سعدي، مولانا، عراقي و حتي شاعرهاي چون پروين اعتصامي براي اينكه در نظر سنجيها مقام بالاتري داشته باشند، اقدام به سرايش اشعارشان كرده باشند. مهم آن است كه يك شاعر در اذهان مردم به عنوان شاعر مردمي شناخته شود. اين گونه نظر سنجيها ميتواند تنها ابزاري كمكي و باعث ايجاد رقابت در ميان شاعران باشد تا بدانند جايگاه احتماليشان در ميان شعر دوستان تا چه حد است و طبعاً با جنجال هايي كه عدهاي در چند روز اخير به راه انداختهاند نه محبوبيت شاعري در بين مردم افزايش خواهد يافت و نه از اعتبار شاعر ديگري كاسته خواهد شد.
مردم فارغ از اين دسته بنديها و جنجالها كار خودشان را ميكنند و با اين بازيهاي رسانهاي هم كاري ندارند. اما نكته جالب ماجرا آنجاست كه در يك تناقض آشكاردر روزهاي اخير كساني بيشترين مانور را روي اين نظرسنجي دادهاند كه در اظهاراتشان كمترين اعتبار را براي آن قائلند. بهتر نيست به جاي اين جنجالها به فكر ارتباط بيشتر با مردم باشيم؟