
اسفندماه در پشت جبههها حال و هواي خاصي دارد. آخر سال كه ميشود بوي عيد ميپيچد در شهرها و تا انتهاي هر كوچه و محلهاي ميرود. مردم به تكاپو ميافتند تا خودشان را براي عيد و سال نو آماده كنند. اين را جنب و جوش شهر ميگويد.
اما اين ماه براي رزمندگاني كه در جبههها به فكر دفاع از كشور هستند نيز تفاوتهايي با ديگر ماههاي سال دارد. ولي اين تفاوت از جنس ديگرياست و با دغدغههاي مردم شهر تفاوت زيادي دارد. اسفندماه در جبههها كسي فكر سيب و سكه نميافتد. آنها در تقويم روزها را نميشمارند تا عيد فرا رسد. براي رزمندگان هر روز ِ حضور در جبهه براي خودش يك عيد است. عيدي كه به جاي هفت سين تنها يك «شين» بر سر سفرهاش ميگذارند و هر روز براي رسيدن به «شين» شهادت آماده ميشوند، دعا ميخوانند و آرزو ميكنند. اسفندماه كه ميرسد ماه عملياتهاي بزرگ شروع ميشود. فصل زمستان در جبهههاي جنوب رنگ بهاري به خود ميگيرد. نه از آن گرماي كشنده خبري است نه از سرماي استخوانسوز. شبها طولانيتر ميشود و همه چيز را براي رزمندگان ايراني كه مهارتشان پيشروي در شب و نفوذ به خاك دشمن است، مهيا ميكند. اسفندماه براي رزمندگان فرق دارد. آنان در اين ماه آمادگي بيشتري براي انجام عمليات دارند. عمليات بدر در تاريخ نوزدهم اسفندماه سال ۱۳۶۳ يكي از آن عملياتهاي بزرگ و موفقيتآميز در تاريخ هشت ساله دفاع مقدس است. به مناسبت سالروز انجام اين عمليات، سفري كوتاه ميكنيم به روزهاي بهاري جبههها كه عيد را بهتر از هر جاي ديگري ميشد در آن احساس كرد.
تكرار «بدر» در اسفند ۶۳ايران با انجام عمليات خيبر در زمستان (اسفند) سال۶۲ توانست به منطقه هور نفوذ كند تا اين منطقه به يكي از حساسترين نقطه جبهههاي نبرد دربيايد. دشمن هم در اين ميان بيكار ننشست و تمام توان خود را براي جلوگيري از نفوذ نيروهاي ايراني انجام داد. ارتش بعثي به دليل ناتواني در جنگهاي آبي و خاكي و غافلگيري كه در عمليات خيبر شده بود، اقدام به ايجاد ديوارهاي دفاعي در اين منطقه ميكند. تعداد زيادي سنگرهاي كمين و پاسگاه با فاصله زياد از خط مقدم درست ميكند تا به هر طريقي شده مانع نفوذ نيروهاي ايراني شود. آنها همچنين در مقابل تمام آبراهها، سيمهاي خاردار، نبشيهاي آهني زيرآبي و روآبي كار ميگذارند و مقدار زيادي بشكههاي آتشزا كه كنترل آن از خطوط مقدم انجام ميشد را در نيزارها و گذرگاهها قرار ميدهند تا در صورت لزوم، هورالهويزه را به جهنمي از آتش تبديل كنند.
صدام ميداند كه ايران هر سال در چند ماه آخر سال يك عمليات بزرگ انجام ميدهد. بعثيها هنوز قدرت ايران را در عمليات خيبر هضم نكردهاند و منتظرند تا عمليات ديگر ايران در اين ماه آغاز شود. صدام ملتمسانه از مجامع جهاني ميخواهد تا ايران را تحريم تسليحاتي و اقتصادي كند.
وي غير از فعاليتهايش براي تحريم ايران، در جبههها هم دست به اقداماتي ميزند. او براي تزريق روحيه به ارتش خود و تظاهر به داشتن ابتكار عمل در منطقه هور و جزيره مينو، اقدام به عمليات ميكند كه با عكسالعمل مناسب رزمندگان به عقب رانده ميشود. هرچند كه عراق اين اقدام و تحرك خود را در بوق و كرنا ميكند و ميخواهد جنگ تبليغاتي را عليه ايران شروع كند و اعلام ميدارد، پيروزي درخشاني را در جزيره جنوبي مجنون كسب كرده است. دشمن، همچنين منطقه سومار را مورد تهاجم قرار ميدهد كه از اين حمله هم نتيجهاي عايدش نميشود اما باز مصرانه از رسانههاي گروهي بينالمللي ميخواهد كه اين اقدامات را به پاي پيروزي ارتش عراق بگذارند و نتيجه آن را در بوق و كرنا كنند.
با تمام اين اقدامات، نيروهاي ايراني در منطقه هور خود را آماده ميكنند تا بار ديگر پيروزي در نبرد خيبر را تكرار كنند. اين منطقه مانند منطقه عملياتي خيبر، به دليل متناسب بودن با توانايي رزمي ايران انتخاب ميشود. رزمندگان بيصبرانه منتظر شروع عمليات هستند.
شروع عملياتبراي شروع عمليات بايد تا شب منتظر ماند. همه نيروها حالت آماده باش دارند تا اينكه در ساعت ۲۳ مورخ ۱۹/۱۲/۶۳ با رمز مقدس «يا فاطمهالزهرا(س)» در منطقه هور، شرق رودخانه دجله با اهداف انهدام نيروهاي دشمن، تصرف و تأمين هورالهويزه، كنترل جاده بصره- العماره و پاسخ به حملات دشمن به مناطق مسكوني ايران آغاز ميشود.
با پشتيباني ارتش، لشكرهاي خطشكن سپاه، تحت فرماندهي قرارگاه مركزي خاتمالانبياء(ص) بر قايقي سوار ميشوند و پس از عبور از كيلومترها راه و گذشتن از تلههاي انفجاري، موانع ايذايي و ديگر استحكامات از سه محور قواي نيروهاي بعثي را مورد حمله قرار ميدهند. بر اثر اين حمله سنگرهاي كمين و خطوط مقدم دشمن به شدت غافلگير ميشوند و لشكرهاي سپاه پاسداران آنها را محاصره و پس از انهدام به عمق مواضع دشمن نفوذ ميكنند. در محور شمالي عمليات، پاسگاه ترابه، در محور مياني جاده الحچرده معروف به خندق و در محور جنوبي، منطقه مقابل نهر ورطه مورد هجوم رزمندگان قرار ميگيرد كه پس از نبردي سخت و مشكل خطوط دفاعي نيروهاي عراقي در شرق دجله در هم ميشكند.
عمليات به روز دوم ميرسد. در دومين روز نبرد با پيشروي سپاه و بسيج به سوي اهداف از پيش تعيين شده، تعداد ديگري از نيروهاي بعثي كشته و زخمي ميشوند و حدود ۱۰۰ نفر به اسارت در ميآيند. با پياده شدن نيروهاي سپاه و بسيج در شرق دجله و قدرت نمايي در منطقه، تعداد ديگري از بعثيها كشته، زخمي و اسير ميشوند كه تعداد اسيران عراقي را از ابتداي عمليات به ۷۰۰ نفر ميرساند. با حركت خوب و حسابشده رزمندگان، شرق دجله، پاسگاه ترابه، مقر فرماندهي و جاده خندق با حمايت كامل نيروي هوايي و هوانيروز ارتش به تصرف در ميآيند. در تاريخ۲۴ اسفند۶۳، پل جويبر (روي رودخانه دجله) به دست نيروهاي سپاه منفجر و عبور و مرور دشمن بر جاده بصره- العماره مختل ميشود. گردان المهدي از لشكر۴۳ امام علي(ع) سپاه در زير بمباران هوايي و توپخانه دشمن، در مدت۲۴ ساعت از جزيره مجنون جنوبي پلي به طول ۱۰ كيلومتر نصب ميكند كه با اين پل، ارتباط نيروهاي درگير در خط با خطوط پشتيباني برقرار ميشود.
قدرت نمايي ايرانيان در اين عمليات، چشم همه را خيره ميكند به طوري كه خبرگزاري آسوشيتدپرس در خبري اعلام ميكند كه «غرش انفجار توپ در ناحيه قرنه و شهرك عزير به سرعت آتش مسلسل است.»
استفاده از سلاحهاي شيمياييرژيم عراق درمانده و نگران به فكر چاره است و مانند عمليات خيبر استفاده از سلاحهاي شيميايي را آخرين راهكار خود ميداند. هواپيماهاي ارتش عراق مواضع نيروهاي ايراني را با بمب فسفري، اعصاب، باران زرد و... مورد حمله قرار ميدهد كه به دليل آمادگي رزمندگان، درصد زيادي از تهاجم دشمن بياثر ميماند. حتي در اين وضعيت عوامل طبيعي هم به كمك ايرانيان ميآيد و وزش باد مقدار زيادي از سموم شيميايي را به طرف دشمن باز ميگرداند.
در شب ۲۵ اسفند درگيري سختي بين دو طرف ايجاد ميشود و نيروهاي عراقي از فرط خشم و عصبانيت ديوانهوار به هر سو شليك ميكنند و از شدت تيربارها، آسمان منطقه عملياتي بدر نورباران ميشود. جنگجويان ايراني مستقر در شرق دجله، دامنه عمليات را گسترش ميدهند و ضربات ديگري را به ارتش عراق وارد ميكنند. ادامه نبرد به روز بعد موكول ميشود. بچههاي ايراني در اين روز حملات خود را بيشتر ادامه ميدهند و خسارات زيادي را به بعثيان وارد ميكنند و تعداد تانكها و نفربرهاي منهدم شده آنان را به ۱۸۰ دستگاه ميرسانند. تا روز ۲۶ اسفند تعداد اسيران عراقي به ۱۱۰۰ نفر افزايش مييابد. با شرايطي كه بر دشمن حاكم شده، آنها به دنبال راه گريزي از اين وضعيت هستند. واحدهاي زرهي عراق تدارك پاتك سنگيني را ميبينند و در زير آتش توپخانه خود اقدام به پيشروي ميكنند كه پس از تحمل خسارت و دادن تلفاتي وادار به عقبنشيني ميشوند. تا عصر همان روز تعداد كشته و زخميهاي دشمن به ۷۵۰۰ نفر ميرسد و بدين ترتيب منطقه هورالعظيم آزاد ميشود.
با تسلط بر شرق دجله و تثبيت موقعيت، تعدادي از يگانها از جمله لشكر عاشوراي سپاه پاسداران كه شهيد مهدي باكري را در رأس خود دارد به سمت غرب دجله يورش ميبرد، كه به علت آتش سنگين توپخانه و حملات هوايي و شيميايي دشمن به شرق دجله بازميگردند. در هنگام عقبنشيني از شرق دجله به طرف جزيره مجنون از تنها پل مواصلاتي معروف به خيبر عبور ميكنند. اين تنها پل ارتباطي منطقه بود و اگر منهدم ميشد قسمت زيادي از نيروهاي ايراني به اسارت در ميآمدند و راه گريزي نداشتند. در اين عمليات سردار صفوي (فرمانده سابق كل سپاه) و سپهبد شهيد صياد شيرازي (فرمانده وقت نيروي زميني) حضور داشتند. وقتي همه رزمندگان در حال عقبنشيني بودند شهيد صياد شيرازي به هيچ عنواني حاضر به عقبنشيني نبود. افراد همراه او دست و كمر او را گرفتند تا داخل قايق برود. در همين حين او رو ميكند به رزمندگان و ميگويد: شما را به خدا ولم كنيد. من خودم به تنهايي ميخواهم بجنگم زيرا اسلام در خطر است، كشور در خطر است. بعد از دقايقي خودش را به آب ميزند. همچنين در اثناي عمليات فاصله نيروهاي ايراني با دشمن به حدي كم بود كه بچهها براي خواندن نماز مجبور بودند زمين را گود كنند تا هدف تير مستقيم دشمن قرار نگيرند.
بازتاب بينالمللي عمليات بدربعثيها براي بيرون راندن ايران تعداد زيادي تانك و نفربر را از شرق دجله وارد منطقه ميكنند. عراق تصميم دارد با افزايش فشار اقدام به بازپسگيري مناطق از دست رفته كند. سرانجام عمليات بدر پس از يك هفته نبرد سنگين با تثبيت موضع ايران در شرق دجله خاتمه مييابد. در مجموع عمليات بدر بهدليل استفاده شديد دشمن از گازهاي شيميايي نميتواند به اهداف خود در غرب دجله برسد.
صدام طي نامهاي، از شوراي امنيت درخواست ميكند كه يك آتشبس فوري ترتيب دهد و قبول ميكند با حضور نيروهاي سازمان ملل در مرز ايران و عراق به تمام مقررات بينالمللي احترام بگذارد. به دنبال عمليات بدر، رژيم عراق تهديد ميكند كه هواپيماهاي مسافربري ايران را مورد حمله قرار خواهد داد كه در جواب او آيتالله خامنهاي (رئيسجمهور وقت) در بارگاه امام رضا(ع) اعلام ميكند: «در صورتي كه رژيم عراق تهديد خود را نسبت به هواپيماهاي مسافربري عملي كند ما فرودگاههاي بغداد را با خاك يكسان خواهيم كرد.»
عمليات بدر ابعاد گسترده استفاده رژيم بعث از سلاحهاي شيميايي را به تدريج متوجه افكار عمومي ميكند. سخنگوي وقت وزارت خارجه امريكا اعلام ميكند در بررسي مقدماتي متقاعد شدهايم كه عراق از سلاحهاي شيميايي استفاده كرده است! دبيركل سازمان ملل خاوير پرز دكوئيار نيز پس از ديدار با نمايندگان ايران و عراق، استفاده از سلاحهاي شيميايي را محكوم ميكند. در آخر شوراي امنيت طي بيانيهاي و با اجتناب از صدور قطعنامه، در ۲۵ آوريل ۱۹۸۵ كاربرد سلاحهاي شيميايي توسط عراق را محكوم ميسازد. كشورهاي اروپايي نيز استفاده از اين سلاحها را محكوم ميكنند. سه روز بعد در ۲۸آوريل۱۹۸۵ عراق طي يادداشتي به سازمان ملل در مورد صدور بيانيه اعتراض ميكند و طارق عزيز وزير خارجه وقت عراق در مصاحبهاي مطبوعاتي اعلام ميدارد: «عراق براي دفاع از خاك خود هر گونه سلاحي را كه در اختيار دارد به كار خواهد گرفت.»