
در سالي كه روزهاي پاياني آن را پشت سر ميگذاريم، جشنوارههاي ادبي بسياري چراغ خود را خاموش كردند و به اصطلاح عطاي بودنشان را به لقايشان بخشيدند. اين ماجرا در موارد متعددي ناشي از ضعف و نبود بودجههاي كلان و بادآوردهاي بود كه هر ساله به جيب چنين جريانهايي واريز شده و بدون برنامه خرج ميشد. جشنواره شهيد غنيپور و آنچه امسال بر جوايز آن رفت، ميتواند عبرت قابلتوجهي براي صاحبان اين جشنوارهها باشد.
روز گذشته و در مراسم اختتاميه جشنواره ادبي شهيد غنيپور، حرفهايي زده شد كه كمتر صحبتهايي از اين جنس را ميشد در محافل ادبي فرمايشي از اين دست شنيد.
محمد ناصري دبير اين جشنواره در سخنان خود با اشاره به راز ماندگاري جريانهاي ادبي مانند جريان ادبي شهيد غنيپور، آن را به وابسته نبودن به بودجه و جريانهاي مادي مربوط دانست و گفت: امسال جشنوارههاي زيادي تعطيل شدند چون مبناي كاريشان بودجه بود، اما جريان ادبي شهيد غنيپور بودجه محور نيست. ما از همان روز نخست در مسجد جواد الائمه ليواني داشتيم كه هر كسي در آن مبلغي قرار ميداد كه مايه كار صندوق جشنواره شود و امروز هم همان بركت و پول براي صندوق جشنواره باقيمانده است و ما نگاهي به بودجه نداريم.
جشنوارهاي با نماد مسجد ناصري همچنين گفت: اگر تا به امروز كسي به جشنواره ما كه منتسب به مسجد و شهيد است كمكي كرده است، اجرش پيش خدا محفوظ است اما ما براي جذب كمك به سراغ نهادي نرفتهايم و نخواهيم رفت و اعتقادي هم به اين كار نداريم. جايزه ما بر اساس موجوديمان اهدا ميشود و جالب اينكه همه برندگان ما اين را ميدانند و برايشان نماد مسجد مهمتر از مبلغ جايزه است و اين يعني جايزه ما نماد مسجدي بودن ماست.
اين سخنان ميتواند به جان بسياري از صاحبان و مدعيان ايجاد جريانهاي ادبي مستقل و غيرمستقل گران آيد و موجب اعتراضهايي شود اما اين حرف زماني خود را مستحكمتر بر مخاطب خود تحميل ميكند و در باور او مينشيند كه نگاهي به نتايج و آثار برگزيده اين جريان ادبي بيندازيم آثاري چون گردان قاطرچيها، دشتهاي سوزان، پايي كه جا ماند و رُنج هر كدام در نوع و گونه ادبي كه به آن تعلق دارند، منشأ يك خلاقيت و حركت و جريان تازه هستند؛ جرياني كه نشان ميدهد ادبيات متعهد يا حتي بهتر است بگويي ادبيات سالم؛ در كشور ما تريبوني را يافته است كه ميتواند سالانه خود را در آن به رقابت با تمامي مدعيان بگذارد و به دور از هياهوهاي سياسي و اقتصادي راهيافته به فرهنگ، ادبياتي را به مخاطبانش ارائه دهد كه پيش از هر چيز نفس آنها و سلامتش را مورد توجه قرار دهد
.
جشنوارهاي با جهانبيني وسيع يكي ديگر از ويژگيهاي جشنواره شهيد غنيپور كه آن را متمايز از ساير بخشهاي اين جشنواره كرده است، انتساب آن به جريان فرهنگي برخاسته از مسجد است؛ جرياني كه به قول مؤسس اين جشنواره، نويسنده منتسب به خود را به اين موضوع وا ميدارد كه نسبت به جهان پيرامونش منفعل نباشد.
فردي شب گذشته در مقام مؤسس اين جشنواره درباره اين ويژگي اين گونه اظهارنظر كرد: گاهي در رسانهها مطرح ميشود كه خوب است اين جشنواره به همه سلايق پاسخ دهد و همه كتابها با همه ديدگاهها را ببيند اما من اعلام ميكنم كه جشنواره ما جشنواره يك شهيد است كه جان فداي آن كرده است. ما نميتوانيم خارج از اين موضوع به چيزي اهميت بدهيم. ما اثري را انتخاب ميكنيم كه مطابق با جهانبيني ماست كه بسيار هم وسيع است و انساني. ما چه بخواهيم و چه نخواهيم وابسته به جريان ادبيات پايداري هستيم. وي ادامه داد: وقتي چهار سوي كشورمان را آتش فرا گرفته بود و همه درصدد نابوديمان برآمده بودند، يك نويسنده بايد چطور بنويسد و به چه فكر كند؟
آيا بايد از گل و بلبل بگويد يا متني را بنويسد كه انگيزهاي براي مقاومت ايجاد ميكند؟ آيا بايد چيزي نوشت كه زانوها را بلرزاند يا بايد از شهيد غنيپورها نوشت. محمد ناصري هم در بخشهايي از سخنراني خود در اختتاميه جشنواره شهيد غنيپور در اين زمينه اينگونه سخن گفت: خدا را شاكرم كه در ۳۰ سال گذشته اين جايزه نه تشكيلات سازماني به خود گرفته است و نه كسي در آن رئيس و مرئوس است، نه كسي دستمزدي ميدهد و نه كسي كارمند فرد ديگري است. شوراي نويسندگان مسجد جوادالائمه تنها با كار دل است كه پيش ميرود.
شايد هر كسي سليقهاي داشته باشد اما كتاب برگزيده ما كتاب برگزيده مسجد است و طبيعتاً اين برايمان روشن ميكند كه ماجرا چيست.
جايزه ادبي شهيد غنيپور بر پايه همين دو ويژگي است كه در ميان تمامي جوايز ادبي هم روزگار با خود توانسته نقشي متمايز داشته باشد و در اختتاميه خود شاهد برپايي مراسمي باشد كه از يكسو در آن پدران خانواده شهدا به اهداي هديه به برگزيدگان ميپردازند و از سوي ديگر حتي برخي از نمايندگان جريانهاي ادبي به اصطلاح روشنفكر هم نميتوانند دل از حضور در اين مراسم بكنند و به هر شكل و حتي گاه مخفيانه خود را به جشن ادبي سالانه اين شهيد ميرسانند. اين راز ماندگاري است و البته ايستادن بر آن تاواني دارد كه كم و بيش ميتوان در آنچه به اين جريان انتساب داده ميشود، جست.