
اين بار نيز رئيسجمهور براي جبران كسري بودجه سازمان صدا و سيما و شكوه رئيسش از معطل بودن ساخت برخي پروژهها طرحي نو در انداخته است. راهاندازي تلويزيون كابلي يا به عبارتي شبكههاي پولي و خصوصي، پيشنهاد جديد رئيسجمهور براي افزايش درآمد صدا و سيما و جبران ضرر و زيانها در تلويزيوني است كه پيشتر بخش عمدهاي از درآمدهاي خود را از محل تبليغات كالاهاي تجاري كسب ميكرد؛ طرحي كه تاكنون واكنش و نظرات مثبت كارشناسان را در پي داشته است تا آنجا كه بسياري راهاندازي تلويزيون كابلي را تنها راهحل مشكلات فعلي صدا و سيما ميدانند. در اين بين آيا مردم آمادگي پذيرش شرايط تغيير منبع درآمد صداوسيما و پايان دادن به تبليغات چيپس و پفكي و پرداخت هزينه براي تماشاي تلويزيون را دارند؟
كابليها در منطقه «ايي ويژن» در امارات متحده عربي، «دي اسمارت»، «تله دنيا»، «تركست كابلو تي وي»، «ديجي ترك» در تركيه و «آپتيموم تي وي» در روسيه از جمله تلويزيونهاي كابلي هستند كه سالهاست جاي خود را در تلويزيون همسايههاي جغرافيايي ايران باز كردهاند. حتي پيشبيني ميشود كه خدمات تلويزيون كابلي و Pay - Tv از سال ۲۰۱۱ ميلادي تا ۲۰۱۶ با پيدا شدن سروكله بازارهاي نوظهور كشورهاي جهان سومي و آسيايي چون هند و چين و نيز كشورهاي امريكاي جنوبي چون برزيل، آرژانتين و مكزيك سالانه ۷ درصد رشد داشته باشد. تعداد مشتركان Pay- Tv در جهان تا پايان سال ۲۰۱۲ ميلادي به ۷۱۹ ميليون نفر رسيد؛ آماري كه به رغم بحران اقتصادي با رشد ۶ درصدي همراه بوده است. يك كلام، جهان امروزه در حال حركت كردن به سمت تلويزيونهاي كابلي است؛ تكنولوژي كه به مخاطبش قدرت انتخاب ميدهد.
صدا و سيما در سياهچال بحران مالي تلويزيون كابلي، چيزي نيست جز يك سامانه تلويزيوني كه براي تماشايش بايد حق اشتراك پرداخت شود. شبكههاي تلويزيون كابلي سوار بر امواج ديجيتال به خانه مخاطبانشان ميآيند و از آنجا كه تلويزيون كابلي سامانهاي تلويزيوني مربوط به بخش خصوصي تعريف ميشود، رقابت و كيفيت را ميتوان ضميمه ماحصل آن كرد. نياز به ورود تكنولوژي تلويزيون كابلي به كشور را رئيسجمهور در حالي گوشزد كرد كه مدت دو سال است صدا و سيماي ايران حال و روز خوشي ندارد؛ سازماني كه همواره برايش درآمدهاي افسانهاي متصور بودهاند، ۱۶۰۰ ميليارد تومان هزينه سالانه دارد كه تبليغات در سال جاري تنها ۶۲۸ ميليارد تومان آن را جبران ميكند. از اين حيث شرايط مالي صدا و سيما را بايد بحراني قلمداد كرد، اما همين صدا و سيما امروز با نسخه محمود احمدينژاد راه چاره جديدي را پيش روي خود ميبيند.
صدا و سيما براي فراهم كردن بسترهاي تبديل فناوري آنالوگ به ديجيتال، هزينههاي ميلياردي را صرف كرده است. حالا تلويزيون ديجيتال داخلي ايران كه از طريق دستگاه رسيور بدون ديش قابل دريافت است، ۲۰ شبكه ديجيتال دارد. هر چند كمبود بودجه به صدا و سيما تنها شانس راهاندازي اين بسته ديجيتالي را فراهم كرده، اما اين شبكهها كه عمدتاً باز پخش برنامههاي آرشيوي صدا و سيما هستند، از نظر كيفيت آثار، جذب مخاطب، تحقيق ميداني و تحقيق و پژوهش چندان چنگي به دل نميزنند. در اين بين آيا ورود بخش خصوصي به تلويزيون ديجيتال داخلي ايران در تجربه مخاطبان از تماشاي برنامههاي تلويزيوني كشور تغيير ايجاد خواهد كرد؟
پادزهر روزمرگي تلويزيون در چنته تلويزيون كابلي رقابت ، عنصر محركي است كه برآيندش كيفيت است، اما اين عنصر در بخش دولتي كمتر محلي از اعراب داشته است. بيشك ورود شبكههاي كابلي به كشور عنصر گمشده رقابت را به بطن تلويزيون ايران تزريق خواهد كرد. چنانچه طرح راهاندازي شبكههاي كابلي در كشور محقق شود، صدا وسيما بسته موج ديجيتالي خود را به متقاضيان شبكههاي كابلي كه بخش خصوصي هستند، اجاره خواهد داد. روي هر بسته موج ديجيتالي بين ۸ تا ۱۰ شبكه ديجيتالي قابل پخش است و مالك تلويزيون كابلي ميتواند پكيجي از شبكههاي متنوع متعلق به خود را به مخاطبانش ارائه دهد. اينجاست كه رقابت ميان تلويزيونهاي كابلي مختلف و مديران آنها شكل ميگيرد. در آن صورت تلويزيونهاي كابلي با گرفتن حق اشتراك از مخاطباني كه مايل به تماشاي برنامههايشان هستند، ميتوانند در بازار رقابتي با ديگر تلويزيونهاي كابلي به پخش برنامههاي كيفي رو بياورند تا مبادا بازار جذب مخاطبان مشكلپسندشان را به رقبا واگذار كنند.
اما و اگرها بي شك براي آن دسته از مخاطباني كه كيفيت كنوني برنامههاي صدا و سيما و تبليغات بلند و خسارت بار تلويزيوني را به عنوان منبع فعلي كسب درآمد اين سازمان نميپسندند، ورود تلويزيون كابلي به منزله يك آغاز جديد و متفاوت است. مخاطبان ايراني ميتوانند به جاي تحليل رفتن اختيار و استقلال ذهني كودكانشان در برابر تبليغات چيپس و پفك و نيز تبليغات مروج مصرفگرايي چون تبليغات سيمكارت تلفن همراه و برخي تبليغات وسوسه انگيزي كه براي پخش و تجويزشان به مخاطب هزينههاي هنگفتي پرداخت شده است، با پرداخت هزينه حق اشتراك كيفيت و نوع برنامههاي مورد نظر خود را انتخاب كنند. ورود فناوري تلويزيون كابلي به كشور يك نياز مسلم است، در هر صورت تلويزيون كابلي يك امكان و تكنولوژي است كه در حال حاضر به بسياري از كشورهاي همجوار و دور وارد شده است و دير يا زود مسيرش به كشور ما نيز خواهد افتاد و اين ورود بايد با تزريق تنوع و نشاط به تلويزيون همراه باشد. در حال حاضر اثرات كسري بودجه بر ظواهر تلويزيون ملي پيداست. تلويزيون مدتهاست كه ديگر شور و نشاط سابق خود را ندارد، اما آيا اين نياز مسلم از راه سنجيده و حساب شدهاي وارد كشورمان خواهد شد يا با ورود هردمبيلي آن مخاطب را پس خواهد زد؟
بي شك مردم در مرحله اول اجراي اين طرح نگران هزينههاي حق اشتراك خواهند بود؛ چنانچه طرح پيشنهادي رئيسجمهور اجرا شود، احتمالاً هزينههاي تلويزيون كابلي همچون ديگر كشورها در كنار هزينههاي اشتراك ديگري چون اينترنت روي قبوض ظاهر خواهد شد.
مسلماً رسانهاي كه پولش را مردم بدهند به دانشگاه نزديكتر است تا رسانهاي كه درآمدزايياش با پول آگهي چيپس و پفك تأمين شود.
آيا اين هزينهها به عنوان حق اشتراك همگاني روي قبوض ظاهر ميشود و مخاطب بالاجبار مجبور به پرداخت هزينه تلويزيون كابلي خواهد بود ؟ آيا در صورت اجراي اين طرح، همه شبكهها كابلي شده و هيچ شبكه دولتي باقي نخواهد ماند؟ آيا تضميني وجود دارد كه مديران تلويزيونهاي كابلي براي تأمين منابع مالي خود به تبليغات ضرررسان تلويزيون ملي روي نياورند؟ همه اين اما و اگرها در آينده شكل پررنگتري به خود ميگيرد، هر چند احتمالاً اين آينده و زمينههاي اجراي اين طرح كمي دور خواهد بود.