
گاهي وقتها هديه خريدن براي يك دوست يا فاميل بزرگترين چالش زندگيات ميشود. بيشك شما هم در اين ايام سال و داغ شدن بازار عيدي دادن و عيدي گرفتن، با چنين مشكلي مواجه شدهايد. حالا اگر كسي كه ميخواهيم براي او هديهاي بگيريم يك دختر بچه باشد، انگار كار آسانتر ميشود. طبيعي است كه جذابترين هديه براي يك دختر بچه چيزي نيست جز عروسك. اما اگر تصور كردهايد خريد يك عروسك مناسب براي يك دختر كوچولوي ناز و دوست داشتني كار آساني است، سخت در اشتباهيد. كافي است تا سري به اسباب فروشيهاي كشور بزنيد تا دستتان بيايد به رغم توليد عروسكهاي ملي دارا و سارا، بازار عروسك و به طور كلي اسباببازي كشور هنوز هم تحت حكومت «باربي» و ديگر اسباب بازيها و عروسكهاي خارجي قاچاق و وارداتي اداره ميشود.
سفير تغيير سبك زندگي عروسك باربي را ديگر همه مردم كشورمان خوب ميشناسند. عروسكي بلند قد و باريك اندام با چشمهايي آبي و موهايي بور درست شبيه چهرههايي كه خيلي وقتها در ميان زنان و دختران جوان بدحجاب كشورمان ميبينيم و اينجاست كه متوجه ميشويم باربي فقط يك عروسك نيست بلكه سفير غرب و امريكا براي انتقال و القاي سبك زندگي امريكايي است.
در اين ميان كودكان بهترين گزينه براي سرمايهگذارياند چرا كه با تغيير نگاه كودك از طريق ارتباط عاطفي و صميمانهاي كه با عروسكش برقرار ميكند ميتوان فرهنگ و انديشه باربي بودن و مانند باربي زندگي كردن را به وي القا كرد. اما چرا يك عروسك مأمور تغيير سبك زندگي مردم ديگر كشورها شده است؟ پاسخ به اين سؤال را در اهميت اسباببازي و به طور خاص عروسك در رشد شخصيتي كودكان ميتوان پيدا كرد.
عروسك؛ همدم دنياي كودكي و الگوي دنياي آدم بزرگي اگر كمي به عقب برگرديم و به دوران كودكي خود نگاهي بيندازيم بيترديد به نقش مؤثر اسباب بازي در هويتبخشي به كودكان پي ميبريم. در اين ميان عروسكها ميتوانند الگويي تمام عيار براي دختر بچهها باشند؛ عروسكهايي كه دختران كوچك دنياي ما آنها را در آغوش ميگيرند، برايشان لالايي ميخوانند و حتي در كنار خود ميخوابانند.
يكي از مهمترين اصول تعليم و تربيت كودكان بحث الگوسازي است. دختر بچهها به دليل ويژگيهاي عاطفي خود علاقه فراواني به عروسك دارند و با اين اسباب بازي همذاتپنداري ميكنند.
بنابراين ميتوان از اين خاصيت عروسك براي آموزش و تربيت كودك استفاده كرد. كودكان به عروسك خود اعتماد دارند و خود را همانند او ميبينند و حتي احساسات و عواطفشان را به عروسكشان نسبت ميدهند كه اين مسئله موجب تخليه رواني كودك شده و از سوي ديگر به او فرصت ميدهد تا در دنياي خود به يك آدم بزرگ تبديل شود و رفتارهاي آدم بزرگها را تجربه كند. عروسكها همچنين در رشد و تكامل كلامي كودك نقش مهمي دارند زيرا كودكان اغلب از احساسات و تجربههاي خود با عروسكشان حرف ميزنند. عروسك براي كودك يك همصحبت و دوست محسوب ميشود و كودك با آن ارتباط اجتماعي برقرار ميكند. علاوه بر اين كودك با مسئوليتي كه در قبال عروسكش ميپذيرد مسئوليتپذيري، اعتماد به نفس و رشد اجتماعي نيز پيدا ميكند. عروسك حتي در افزايش قدرت تصميمگيري و هدايت فكري كودك نقش دارد. تمام ويژگيهايي كه براي عروسكها بر شمرديم سبب ميشود تا عروسك به عنوان يك ابزار روانشناختي محسوب شود. حالا در نظر بگيريد اين عروسك كه قرار است همدم و همصحبت كودك ما باشد، او را اجتماعي و مسئوليتپذير بار بياورد حتي سبب افزايش اعتماد به نفس او شود، نه يك عروسك بومي و وطني كه با ارزشها و سبك زندگي ايراني – اسلامي ساخته شده بلكه يك عروسك باربي باشد. اين عروسك مو بور و چشم آبي كه در انواع و اقسام طرحها و مدلها تهيه شده و به همراه خود لباس، كفش، كيف، خانه و لوازم آرايش دارد، باردار ميشود و زايمان ميكند و حتي وارد سياست شده و انتحار ميكند (باربي انتحاري) چه مفاهيمي را به ذهن كودكان ما القا خواهد كرد؟ آيا جز اين است كه دختر بچههاي امروز كه قرار است مادران فرداي جامعه ما باشند در حالي بزرگ ميشوند كه باربي حاكم هويت ذهني آنهاست؟ در برابر اين مسئله اما بايد چه كرد؟
عروسك ملي هم توليد چشم باداميهاست!دارا و سارا را كه يادتان هست؟ خواهر و برادري عروسكي كه قرار بود عروسك ملي كشورمان باشند و با لباسهاي محلي و لحاظ كردن ارزشهاي ملي رشد شخصيت و هويت كودكان ايراني را در دست بگيرند اما شايد پيدا كردن اين عروسكها در مغازههاي اسباببازي فروشي سطح كشور از پيدا كردن كيميا هم سختتر باشد. تازه اگر بشود با زحمت اين خواهر و برادر ايراني را پيدا كرد، از نظر قيمت و فرم و طراحي چندان توانايي جذب كودكان و مادر و پدرها را ندارند. از سوي ديگر در سال گذشته براساس آمار رسمي گمرك حدود ۲۰ ميليون دلار اسباب بازي وارد كشور شد كه اين رقم تنها يك پنجم رقم ورود قاچاق آن است. در حالي كه حتي در سال توليد ملي عروسكهاي ملي كشورمان را چين توليد ميكند. اين روزها هم اما روزهاي پاياني سال «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» است.
با وجود اين هنوز هم خبري از توليد واقعاً ملي عروسكهاي ملي نيست و هنوز باربيها حكومتشان بر ذهن و افكار كودكان و حتي بزرگسالان ما پايان نيافته است. با اين تفاسير و با بيتوجهي به توليد ملي اسباببازي و به ويژه عروسك آيا ميتوان از دختران جواني كه از كودكي با باربي زندگي كردهاند و با باربي بزرگ شدهاند توقع داشت مادراني باشند كه ارزشهاي اصيل ملي – مذهبي و سبك زندگي ايراني – اسلامي را پياده كنند و به فرزندانشان انتقال دهند؟ پس تا دير نشده براي مديريت دنيا و افكار كودكان و نوجوانمان قدمي برداريم، حتي اگر سال توليد ملي بيتوجه به توليد ملي به پايان برسد.