کد خبر: 513924
تاریخ انتشار: ۰۸ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۰۰
نگاهي به قهرمانان سينماي هاليوود
محمدامين نوروزي
وجود قهرمانان و پهلوانان يكي از قديمي‌ترين موضوعاتي است كه در هر فرهنگ و تمدن قديمي مي‌توان سراغ آن را گرفت. با مراجعه به ادبيات داستاني و اسطوره‌اي كشورها مي‌توان كهن الگوهايي را شناسايي كرد كه برخاسته از فرهنگ، ارزش‌ها و عقايد مردم آن منطقه مي‌باشد. وجود قهرمانان اسطوره‌اي نشانه‌اي از ضعف و ناتواني‌هاي انسان‌ها مي‌باشد در مقابل كارهاي بايسته‌اي كه دوست دارند انجام دهند و خود نمي‌توانند به شكل كامل و جامع آن ارزش‌هاي بومي خود را پياده كنند، آن صفات و ويژگي‌هايي را به قهرماني مي‌دهند و با گذشت زمان و رسوخ در فرهنگ عامه، چنين افراد نامداري شكل مي‌گيرند و باعث الگو و اسوه شدن براي ديگر مردمان مي‌شوند. بدين شكل توانسته‌اند عقايدي را كه بايد بدان پايبند باشند را در قهرماني گرد آورند تا باورپذير براي همگان باشد. با شناخت اسطوره‌ها مي‌توان بسياري از ارزش‌هاي فرهنگي مردمان را شناسايي كرد. به طور مثال رستم اسطوره ايراني فرد دلير و زورمندي مي‌باشد هماره خصم ظالم و ياور مظلوم است. رستم فردي پاك‌نهاد، به دور از پليدي است و در آيين راستي و يكتايي است. شناخت چنين پهلوان حماسي ايراني شناخت ارزش‌ها و باورهاي مردم پارس مي‌باشد. 

تمامي كشورهاي صاحب سينما بدون شك به دنبال اين هستند، قهرمانان و اسطوره‌هاي خود را به ديگران عرضه كنند. هاليوود در عرصه پرداخت و ارائه قهرمانان خود از همه گوي سبقت را ربوده است. اين در حالي است كه هاليوود در كشوري حضور دارد كه تاريخ جديد آن بعد از نسل‌كشي سرخپوستان بومي آن منطقه به كمتر از ۵۰۰ سال مي‌رسد. امريكا كشوري بدون سابقه تاريخي و فرهنگ درخشاني مي‌باشد و قهرمانان و اسطوره در تاريخ اين كشور بيشتر شبيه به يك شوخي مي‌باشد تا واقعيت تاريخي. تاريخ ايالات متحده جز جنگ و خونريزي براي استقلال و بقاي خود، افتخارات قابل نقل ديگري ندارد، اما با اينكه پشتوانه فرهنگي و تاريخي چنداني ندارد، توانسته است با قهرمانان و منجي‌هاي هاليوودي خود، عقل و قلب ديگر مردمان را تحت سلطه خود درآورد. حال سؤال اينجاست با كدام منابع فكري و فرهنگي توانسته است چنين پروتاگونيست‌هايي را كه مأمور به بند كشيدن افكار و باور مردمان هستند خلق كند؟ بررسي شخصيت‌هاي منجي و قهرمانان فيلم‌هاي هاليوودي مي‌تواند ما را در پاسخگويي به سؤال فوق كمك كند. 

جيك سالي در آواتار پرفروش‌ترين فيلم سينماي جهان يكي از اين قهرمانان است. جيك فرد فلجي است و به دليل فوت برادر دوقلويش كه در پروژه‌اي شبيه‌سازي ژنتيكي ناوي‌ها انجام مي‌شده است، وارد سياره مي‌شود، لذا دست تقدير جيك را بدانجا كشانده است و جيك اصلاً شايستگي حضور در چنين پروژه‌اي را ندارد و ويژگي‌هاي خارق‌العاده‌اي را نيز ندارد، بلكه صرفاً يك نوع شانس ( بهتر است بگوييم برگزيده بودن) باعث مي‌شود بعدها به عنوان منجي ناوي‌هاي سياره پاندورا ظاهر شود.
جيك كه جذب مردمان سياره پاندورا شده است در نقش قهرماني ظاهر مي‌شود كه پرنده‌اي را رام و براي خود مي‌كند تنها فرد برگزيده آن قوم تروك ماكتو مي‌توانست چنين‌كاري را كند. جيك ناجي قومي مي‌شود كه از خانه‌شان به دليل آتش‌سوزي آواره مي‌شوند. درست شبيه سناريوهاي دروغين كه قوم يهود براي خود درست كرده‌اند به عنوان افراد مظلوم و آواره‌اي كه تحت ستم قرار گرفته‌اند و در كوره‌هاي آتش‌سوزي نازي‌ها آنها را كشته‌اند، لذا بايد يك كشور مستقل براي خودشان داشته باشند. 

نئو در فيلم ماتريكس منجي برگزيده ديگري است، انسان‌ها را از بند نظام ماشيني حاكم نجات مي‌دهد. نئو كه در واقع همان مسيح جديد است، انسان‌ها را در آخرالزمان از بند ظلم مي‌رهاند، به همراه دو همراه هميشگي خود مورفيوس و ترينيتي مي‌باشد. تثليث دوباره‌اي كه در شكل جديد با توجه به باور مسيحيان ظهور پيدا كرده است. نئو به دنبال نجات آرمان شهر زايان مي‌باشد. زايان از مشتقات صهيون مي‌باشد، در باور انديشه‌هاي آخرالزماني يهوديان صهيونيسم مي‌باشد. به اعتقاد يهوديان در آخرالزمان در جنگ بزرگي كه در كوه هارمجدون يا آرماگدون اتفاق مي‌افتد، به شهر موعودي به نام زايان دست پيدا مي‌كنند.
نئو منجي است نه از نسل مؤمنان و پرهيزكاران كه با قدرت الهي به جنگ تيرگي‌ها برود، بلكه برعكس نئو به عنوان منجي از همان ابتدا كه بايد به دنبال نشان خرگوش برود، نشاني راكه بر بازوي دختري فاحشه مي‌بيند. نئو پيامبر تكنسين نسل جديد از ميهماني‌هاي عياشانه‌اي به نزد مورفيوس برده مي‌شود. 

تأكيدي كه برادران واچوفسكي يهودي براي اينكه در ابتدا منجي خود را در چنين محيط‌هاي آلوده‌اي نشان دهد و بعد او را به عنوان قهرمان معرفي كند جاي بسيار تأمل دارد.
در سه‌گانه تبديل‌شوندگان به كارگرداني مايكل بي‌يهودي نيز قهرمان اصلي داستان، سام كه از تبار سامري مي‌باشد، جواني نه با ويژگي‌هاي آسماني بلكه يك جوان معمولي و خوش‌گذراني است. همواره دختري اروتيك با رفتارهاي قرين با فساد كنار او حضور دارد. در ديگر فيلم مايكل بي، آرماگدون نيز گروهي فاسد گرد هم مي‌آيند تا براي نجات زمين اقدام كنند. در فيلم The Order منجي برگزيده ديگري حضور دارد به بازيگري ژان كلود ون دام كه در ايران به فرانكي شهرت دارد. او كه در اصل يك دزد و تبهكار مي‌باشد به عنوان قهرماني ظاهر مي‌شودكه جهان را از وقوع جنگ جهاني سوم نجات مي‌دهد. داستان اين فيلم در سرزمين فلسطين كه رژيم اشغالگر قدس آن را غصب كرده است، اتفاق مي‌افتد و اشاره‌هاي زيادي به منجي بودن يهوديان در فيلم مي‌شود. در فيلم رمز داوينچي نيز به وضوح شاهد داستاني هستيم كه از كابالا آيين عرفاني پنهاني يهوديان صحبت مي‌شود؛ فيلمي پر از نشانه‌ها و اشاره‌هاي يهودي است و در پايان صوفي دختري برگزيده معرفي مي‌شود؛ دختري كه در طول فيلم حتي اعتقاد به خدا را نيز انكار مي‌كند. در فيلم بابل پس از ميلاد نيز دختري برگزيده حضور دارد قرار است توسط فرزندان معجزات براي نجات بشريت اتفاق بيفتد. قهرمان و مأمور نجات او فردي خلافكار مي‌شود. 

در فيلم ۲۰۱۲ نيز كه داستان حضرت نوح البته به روايت مدرن آن بدون حضور خدا و پيامبر، بلكه با قدرت انسان به رهبري امريكا براي نجات زمين اقداماتي صورت مي‌گيرد. در اين فيلم راننده تاكسي به نام جكسون منجي فيلم است كه نسل گزيده شده بشر را نجات مي‌دهند. جكسون به همراه پسر خود نوح، در سفينه را با شجاعت و قهرماني مي‌بندد. قهرمانان اين فيلم نيز ويژگي‌هاي خاصي را به همراه ندارند و آنها هم افراد بسيار معمولي و عادي هستند اما در طول فيلم پس از پشت سر گذاشتن حوادث فراوان به عنوان افرادي برگزيده كه بايد به عنوان منجي حتماً حضور داشته باشند، در پايان باعث نجات همگان مي‌شوند. 

در انيميشن پاندا كونگ‌فوكار نيز شاهد منجي ديگري هستيم. پو پاندايي است كه اصلاً كونگ‌فو بلد نيست و تنها مي‌خواهد بداند كه چه كسي به عنوان جنگجوي اژدها انتخاب مي‌شود، اما در انتها پو است كه به عنوان جنگجوي اژدها انتخاب مي‌شود و در مقابل نيز گروه پنج آتشين با همه شايستگي‌اي كه دارند با اينكه در ابتدا به مخالفت برمي‌خيزند، اما در انتها برگزيده بودن پو را تصديق مي‌كند. در قسمت دوم انيميشن پاندا، پو به دنبال اين است كه پدر و مادر اصلي او چه كسي است.
طبق خوابي كه فرعون مي‌بيند و تعبيري كه توسط معبرانش انجام مي‌شود، پسري به دنيا مي‌آيد كه حكومت فرعون را از بين مي‌برد، لذا دستور مي‌دهد تا هرچه فرزند پسر به دنيا مي‌آيد او را بكشند. مادر حضرت موسي(ع) از ترس كشته شدن فرزندش را درون جعبه‌اي مي‌گذارد. همين خط داستاني نيز به شكل كاملاً واضحي در انيميشن پاندا ۲ اتفاق مي‌افتد. لازم به يادآوري است حضرت موسي (ع) پيامبر برگزيده خدا براي قوم يهود مي‌باشد. 

با دقت در فيلم‌هاي نامبرده مي‌توان به وضوح دريافت، باوري كه در چنين فيلم‌هايي در ذهن مخاطب شكل مي‌گيرد، شاخصه‌اي بالاتر از شايستگي و توانمندي براي يك قهرمان لازم است. قهرمانان فيلم‌هاي فوق نه تنها افراد پاك، توانمند، داراي قدرت‌هاي خاص براي قهرمان بودن نيستند بلكه بالعكس، قهرمانان ميانمايه، معمولي و گناه‌كاري كه تنها خصلت برگزيده بودن بيش از هر توانايي و شايستگي انساني در آنها حضور دارد، البته منجي‌هاي برگزيده هاليوودي تنها محدود به اين فيلم‌ها نمي‌شوند. فيلم‌هاي ديگري از قبيل مرد عنكبوتي، بتمن، سوپر من، ارباب حلقه ها، ترميناتور، پيشتازان فضا، نارنيا، موميايي، فرزند انسان و. . . مي‌توان از اين منظر برگزيده بودن قهرمانان آنها را نيز مورد بررسي قرار داد. در اين نوشتار تنها بعد برگزيده بودن كه ويژگي اصلي پروتاگونيست‌هاي هاليوودي است، مورد بررسي قرار گرفت، وگرنه هر كدام از اين فيلم‌ها نشانه‌هاي بسيار زياد ديگري براي صفت مبلغ انديشه‌هاي يهود بودن را به همراه دارند. يهوديان همواره خود را قوم برگزيده خدا مي‌انگارند و به اين صفت برگزيده بودن خود از جانب خداوند بيش از هرچيز ديگري مي‌بالند و بدان تأكيد دارند، لذا غيريهود از هر قوميتي كه باشد بايد در خدمت نژاد برتر و برگزيده خدا باشد. يهوديان به دليل نژادپرستي افراطي كه دارند، اگر كسي داراي صفات بسيار والايي باشد اما يهودي نباشد، برايش ارزش قائل نمي‌شوند. در واقع تنها ارزش يهودي بودن است، آن هم تنها از طريق وراثت و نژاد انتقال مي‌يابد. حال اگر قهرماني بيشترين امتيازات و ويژگي‌هاي مثبت را داشته باشد اما نشاني از يهودي برگزيده‌اي را دارا نباشد، قطعاً نخواهد توانست در نقش منجي و قهرمان دوران آخرالزمان قرار گيرد. با بررسي فيلم‌هاي قهرمان‌گرايانه هاليوود به جرئت مي‌توان گفت برگزيده بودن با نشانه‌هاي يهودي به يك اصل سينماي هاليوود تبديل شده است.
منجي‌هاي هاليوودي با چه منابع فرهنگي و ارزشي شكل گرفته‌اند؟ حال جواب دادن به سؤال فوق راحت‌تر شد. بزرگ‌ترين كتاب كه يهوديان متعصبانه بدان پايبند مي‌باشند، تورات تحريف شده است. بررسي داستان‌هاي تحريف‌شده تورات مي‌تواند ما را بسيار به پيرنگ‌هاي فيلمنامه‌اي هاليوود نزديك كند. 

نكته اينجاست وقتي يهوديان كه سيطره كاملي بر سينماي هاليوود دارند در كتاب مقدسشان كه اصلي‌ترين منبع براي شكل‌گيري ارزش‌ها و باورهاي اعتقاديشان مي‌باشد، نسبت به انبيا و مردان مصلح الهي رفتارها و ويژگي‌هاي پستي را نسبت مي‌دهند، همين باورها در داستان‌هاي هاليوودي منبع اصلي و قابل اتكا براي شخصيت‌پردازي قهرمانان و منجي‌ها مي‌شود، لذا اگر منجي‌هاي سكولار و كاملاً با خصايص پست دنيايي را شاهد هستيم، نبايد تعجب كرد، چراكه در قاموس تورات تحريف‌شده آنان مهم برگزيده بودن از نژاد يهود مي‌باشد و بقيه مسائل ذيل اين موضوع اهميت پيدا مي‌كند، البته نبايد ميراث‌داري فيلم‌هاي هاليوودي از تورات را مختص به منجيان و قهرمانان دانست، بلكه با تأملي بيشتر مي‌توان دريافت، فضاي لذت‌گرايانه و شهوت پرستانه‌اي كه بر اكثر فيلم‌هاي هاليوود وجود دارد، ريشه در كدام پارادايم فكري و فرهنگي دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار