
از زمان تشكيل بسيج مستضعفين در پنجم آذر ۱۳۵۸ اين نهاد مردمي به خوبي نشان داده كه هيچ گاه خود را محدود به بعد خاصي نكرده و در آنجا كه نيازهاي نظام اسلامي ايجاب كند، حاضر است نقش جديدي برعهده بگيرد. مروري بر روند حركتي بسيج در طول ۳۳ سالي كه از عمرش ميگذرد، به خوبي مويد اين مطلب است.
عرصههاي نظامي!
هرچند تقويمها، جنگ تحميلي عليه كشورمان را در يك دوره زماني هشت ساله تعريف كردهاند اما شروع ناآراميها در برخي از مناطق مرزي كه شواهد نشان ميدهد آبشخور همگي از جانب دشمنان فرامرزي بوده است، باعث شد جوانان انقلابي اسلحه به دست گرفته و در زماني كه نهادهاي نظامي چون سپاه و ارتش از آمادگي مناسبي برخوردار نبودند، بار اصلي ايجاد امنيت در كشور به دست نيروهاي داوطلب مردمي يا همان بسيجيان بيفتد.
خطه كردستان (مناطق كردنشين استانهاي كرمانشاه، كردستان و آذربايجان غربي) عمده آوردگاهي بود كه تقريباً از دوهفته پس از پيروزي انقلاب اسلامي نشانههايي از ناامني را بروز دادند. غارت اسلحهخانه پادگان مهاباد توسط برخي از عناصر نفوذي ضدانقلاب هشتم اسفند سال ۱۳۵۷ صورت گرفت، اولين گزارش رسمي از اين دست ناآراميها بود كه چندين سال در خطه كردستان تداوم يافت، البته نيروهاي نظامي كشورمان سعي كردند به مقابله با اشرار و ضدانقلاب بپردازند اما كيست كه نقش افرادي چون حاج حسين خرازي، حاج احمد متوسليان، حاج محمد ابراهيم همت و... را در فرونشاندن اين ناآراميها ساده انگارد. هرچند افراد نام برده همگي جزو سپاه پاسداران بودند، ليكن عمده نيروهايي كه اين سرداران فرماندهي ميكردند از مردم عادي يا همان بسيجياني بودند كه خيليهايشان شايد در تمام عمرشان يكبار هم به مناطق سخت كوهستاني و صعبالعبور غربي كشور پا نگذاشته بودند.
اين نكته را نيز نبايد از ذهن دور بداريم كه خود سرداران و شهداي نامي اين خطه حضوري بسيجيوار در مناطق ناآرام داشتند و مثال بارز يكي از آنها امير شهيد ايرج رستمي است كه در همين خطه كردستان چون يك بسيجي مخلص با شهيد چمران همراه شد و پس از شهادت، از آنجا كه برگه رسمي مأموريت از سوي يگان نظامي مطبوعش در خصوص برخي از مأموريتهايش را نداشت، اين امر باعث شده بود در خصوص اعطاي درجه او اجحافهايي صورت گيرد!
به هر صورت بسيج در كوهستانهاي سرد و سخت كردستان اولين گروهها و يگانهاي واكنش سريع را تشكيل داد. گروه ضربت شهيد خرازي كه بعدها نقطه تشكيل تيپ و سپس لشكر ۱۴ امام حسين(ع) را بنا نهاد يكي از معروفترين نيروهاي كماندويي بسيج در خطه كردستان است. يا تشكيل تيپ (بعدها لشكر) ويژه شهدا از همان بچه بسيجيهايي رقم خورد كه گرد شهدايي چون بروجردي، قمي، ناصر كاظمي، گنجيزاده و... را گرفته بودند.
دفاع مقدس و نقشهاي متنوع بسيج
هشت سال جنگ تحميلي با دشمني كه از انبوه ادوات نظامي اهدايي يا خريداري شده از سوي استكبار تغذيه ميشد، نيرويي عظيم را ميطلبيد كه بايد با تمامي دنياي مادي دست و پنجه نرم كند. وقايع روزهاي آغازين جنگ نشان داد كه اين نيروي عظيم جز از اعزامهاي مردمي در قالب بسيج به وجود نخواهد آمد. گذشته از آنكه در ماجراي سوسنگرد و خرمشهر، بسيج نيروهاي مردمي توانست از شدت هجوم اوليه دشمن بكاهد و آنها را در همان خاك خوزستان زمينگير سازد، ماههاي اوليه جنگ شاهد حضور گروههاي در ظاهر مجزايي بود كه هسته اوليهشان را داوطلبان مردمي تشكيل ميدادند.
ستاد جنگهاي نامنظم شهيد چمران در اهواز كه جبهه مياني خوزستان شامل سوسنگرد، حميديه، دزفول و... را پوشش ميداد. نيروهاي فدائيان اسلام به فرماندهي شهيد سيدمجتبي هاشمي كه به فرموده مقام معظم رهبري در آبادان و خرمشهر (جبهه جنوبي خوزستان) حال و هوايي براي خود داشتند، گروه دستمال سرخها به فرماندهي شهيد اصغر وصالي و... اينها همگي همان نيروهاي جان بركف مردمي حاضر در ناآراميهاي كردستان و گنبد و مناطق ديگر بودند كه اينك با هجوم ارتش مجهز بعث، خود را به جبهههاي جنوبي رسانده و مزه جهاد بسيجيگونه را به ژنرالهاي متكبر بعثي چشاندند.
تثبيت جنگ و ساماندهي بسيج
پس از دوران تلخ هجوم اوليه ارتش بعث، زماني كه از اوايل سال ۶۰ موقعيت جبهههاي جنگ به ثباتي نسبي رسيده بود، نيروهاي ايران اولين حملههاي گسترده خود را در پاييز سال ۶۰ تحت عنوان عمليات ثامنالائمه(ع) با هدف شكست حصر آبادان آغاز كردند. اين پيروزي باعث شد روند جنگ از حالت غيرمنظم به شكل كلاسيك تغيير كند، لذا سپاه، تيپها و لشكرهاي خود را تشكيل داد و اين توسعه سريع را مديون امواج انساني بسيج بود كه دستهدسته و گروهگروه به جبههها اعزام ميشدند.
هرچند در بسياري از مواقع تصور حضور يك بسيجي در جبههها محدود به پشت خاكريزهايي ميشود كه از سوي تانكهاي دشمن در معرض تهديد قرار دارند، ولي روند رو به گسترش جنگ و اتفاقات آتي باعث شد فرماندهان حركتهاي ابتكاري چون حمله از مناطق هور و اروند رود (طي عملياتهاي خيبر، بدر و والفجر۱۰) را مدنظر قرار دهند. انجام اينگونه تكها باعث شد كه عمل بسيج تنها محدود به خشكي دشتها يا ارتفاعات كوهها نماند. چنانچه به دليل آبگرفتگي مناطق هور و همچنين عبور از رودخانه وحشي اروند، بسيجيان رخت غواصي به تن كردند و به اين سان گردانهاي غواص و همچنين واحدهاي آبي خاكي از همين نيروي ساده مردمي تشكيل شد.
سال ۶۶ و ورود امريكا به خليج هميشه فارس نيز از ديگر اتفاقات دوره هشت ساله جنگ بود كه بسيج را به آبهاي نيلگون جنوب كشورمان كشاند و اين بار آنها را در نقش يك نيروي زبده دريايي چون كابوسي براي ناوهاي چندين ميلياردي امريكا تبديل كرد.
ورود به عرصههاي فرهنگي و علمي
تجربه موفق بسيج در جنگ تحميلي و انعطاف فوقالعادهاي كه اين شجره طيبه در طول دفاع مقدس از خود به نمايش گذاشت، به خوبي نشان داد كه نبايد بسيج را محدود به بعد خاصي كرد. هر چند تبعات رواني پس از دفاع مقدس، همچنان باعث ميشد برخي اين نهاد مردمي را يك نيروي شبهنظامي صرف قلمداد كنند اما دلسوزان اين عرصه به خوبي ميدانستند كه اصل تشكيل بسيج براي مهياسازي آحاد مردم در ورود به عرصههاي حساس و مهم كشور و نيز پيشبرد منويات مقام ولايت در آباداني مادي و معنوي ايران اسلامي است.
لذا پس از پايان دفاع مقدس و پيش آمدن ناهنجاريهاي فرهنگي و اجتماعي، بسيج با چرخي نرم سعي كرد تلاشهاي فرهنگي خود را افزايش دهد. هرچند نبايد از نظر دور داشت كه بعد معنوي و توجه به ارزشهاي فرهنگي در بطن بسيج همواره وجود داشت و چنان پررنگ بود كه حتي محيط به ظاهر خشن جبههها را لطافتي مثالزدني ميبخشيد، تا آنجا كه مقام معظم رهبري از اين دوران پرشكوه با عنوان گنجينهاي تمام ناشدني ياد ميكنند.
جالب اينكه يكي از حركتهاي عظيم فرهنگي بسيج نيز ريشه در دوران دفاع مقدس داشت. هدايت حركتهاي موسوم به اردوهاي راهيان نور كه طي آن كاروانهاي مردمي به مناطق عملياتي دفاع مقدس اعزام ميشوند، حركتي است كه چندين سال پيش از آغاز رسمي آن، توسط يادگاران دفاع مقدس يعني بسيجيان اداره ميشد و بعدها نيز سازمان بسيج مستضعفين عمده اين سفرها را رهبري كرد. چنانچه اكنون آمارها از ارقام صدها هزار فراتر رفته و حركتي ميليوني را به ثبت ميرسانند.
در بعد علمي نيز با توجه به نياز كشور و تأكيد مقام معظم رهبري بر تقويت توان علمي كه با عنوان «توليد و علم و جنبش نرمافزاري»، مطرح شد، بسيج قدمهاي مثبتي برداشت و تشكيل اقشار تخصصي چون بسيج جامعه علمي، بسيج جامعه مهندسين، بسيج جامعه حقوقدانان، بسيج جامعه پزشكي و... اقداماتي در اين راستاست. تا به آنجا كه سازمان بسيج مستضعفين طي سال جاري(۹۱) نمايشگاه دائمي ابتكارات و اختراعات خود را بنا كرد.
بسيج و آمادگي پايدار
راهبري بزرگترين حركت فرهنگي كشور (اردوهاي راهيان نور ) در كنار ساير فعاليتهاي فرهنگي بسيج و نيز فاصله گرفتن از سالهاي جنگ اين شائبه را به وجود آورد كه ديگر بسيج از توانايي عملياتي سالهاي قبل برخوردار نيست. البته بايد تأكيد كرد كه دادن القاب انحرافي به بسيج چون بعد صرف نظامي يا بالعكس تحليل رفتن قواي عملياتي آن، هرگز در نزد خود بسيجيان و دلسوزان نظام اسلامي محلي از اعراب نداشتند؛ چراكه اين شائبهها از سوي كساني مطرح شده و ميشود كه شناخت درستي از ماهيت بسيج ندارند و جريان ايستاناپذير آن را درك نكردهاند.
دو حادثه سياسي عمده به وقوع پيوسته در عرصه داخلي كشور، يعني وقايع پيش آمده پس از ۱۸ تير سال ۷۸ و نيز فتنه پس از انتخابات سال ۸۸ ميادين عملي بودند كه باعث شدند بسيج پاي در ميادين شهرهها گذاشته و گوش به فرمان رهبر و مراد خويش، با نشان دادن توان عملياتي خود، فتنه دشمنان را ناكام بگذارد. همچنين از ابتداي سال ۹۱ نيز با تشكيل گردانها و نيروهاي واكنش سريع، بسيجيان بعد آموزشهاي نظاميشان را تقويت كرده و متناسب با تهديدهاي دشمنان فرامنطقهاي توان رزمي خود را افزايش ميدهند.
بسيج و جهاد اقتصادي
حربههاي اقتصادي دشمنان كه همواره در طول حيات طيبه نظام اسلامي به عنوان يكي از عمدهترين سلاحهاي دشمن در به شكست كشاندن انقلاب اسلامي بود، طي چند سال اخير وارد فازهاي جديدي شده كه ريشهيابي آن ما را به خيانتها يا كجفهمي برخي از سياسيون در حذف نهاد اقتصادي و انقلابي چون جهاد سازندگي ميرساند. ادغام جهاد سازندگي در وزارت كشاورزي، اقدام ناخوشايندي بود كه در سال ۷۹ رخ داد و منجر شد خودكفايي كشور ما در توليد برخي از اقلام كشاورزي از بين برود.
هرچند در همين سال و با درايت مقام معظم رهبري، بسيج سازندگي پا به عرصه وجود گذاشت و به اين لحاظ بسيج از حدود بيش از يك دهه قبل، حركت در مسير استقلال اقتصادي كشور را آغاز كردهاست اما شروع دور جديد و خاصي از تحريمهاي اقتصادي منجر شد كه سازمان بسيج مستضعفين با رويكرد و نگاه جديتري در عرصههاي اقتصادي كشور قدم بگذارد. چنانچه در بررسي سخنان ماههاي اخير رئيس سازمان بسيج مستضعفين توجه به مسائل اقتصادي رتبه اول را دارا شده و از عزم جدي بسيج در ورود به عرصههاي اقتصادي خبر ميدهد.
از اين رو بسيج سازندگي كه به نوعي بازوي اقتصادي سازمان بسيج به شمار ميرود، در ماههاي ابتدايي سال ۹۱ پرده از طرحهاي ۱۲ گانه بسيج براي تقويت اقتصاد مردمي محور برداشت. اين طرحها كه برآن است با حمايت از توليد در خانوادههاي روستايي و شهرهاي كوچك، توليد مواد غذايي چون مرغها و تخممرغهاي محلي، ورمي كمپوست (براي توليد كودهاي شيميايي) پرورش ماهي، پرورش ميوهها و سبزيجات گلخانهاي و... را گسترش دهد، چون عيدي بسيج به ملت ايران عنوان ميشوند كه قرار است از ابتداي سال ۹۲ عملياتي و اجرايي شوند.
در يك نگاه كلي اين طرحهاي اقتصادي برآنند كه يك بار ديگر عموم مردم ايران را براي ورود به ميدان نبرد ديگري بسيج كنند كه از آن با عنوان جنگ نيمه سخت (جنگ اقتصادي) نام برده ميشود؛ جنگي كه در آن تنها با شيوههاي جهادگونه و با ديدي بسيجيوار ميتوان بر حربه پيچيده دشمن غلبه كرد.