کد خبر: 512226
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۶:۱۱
تا سخن از كم‌فروشي مي‌شود، بسياري مقصودشان آن است كه فروشنده‌اي سنگ ترازوي يك كيلويي‌اش، ۹۰۰ گرم باشد يا در شير، آب بريزد و مثال‌هاي مشابه. حال آنكه اين صفت رذيله كه خداوند به شدت بندگانش را از آن نهي كرده است، در هر مقام و منصبي ممكن است روي دهد. يك هنرپيشه يا فوتباليست، وقتي حداكثر دستمزد را مي‌گيرد، اما پيشاپيش مي‌داند كارش به آن مبلغ نمي‌ارزد، يا به ميزان پولي كه گرفته تلاش نمي‌كند، كم‌فروشي كرده است، به همين ترتيب نماينده مجلسي كه به شعار‌هاي انتخاباتي‌اش پشت مي‌كند، وزيري كه به جاي رضايت خداوند و مردم فقط دغدغه جلب رضايت دولت و دولتمردان را دارد و رئيس‌جمهور و دولتي كه با لجبازي‌ها و گروكشي‌ها، منابع ملتش را به مخاطره مي‌اندازد و انبوه نمونه‌هاي مشابه، همه و همه كم‌فروشي كرده‌اند.
در اين ميان رسانه‌ها نيز مي‌توانند كم‌فروشي كنند. اين موردي است كه بر آنم چند خطي درباره‌اش بنويسم. بسياري از رسانه‌هاي امروز كه از افكار عمومي نمايندگي مي‌كنند، به ويژه برخي مطبوعات،‌ خبرگزاري‌ها و پايگاه‌هاي فضاي مجازي، به دلايل مختلف خبرنگاران خبره‌اي براي پيگيري مطالبات مردم ندارند. اين خبرنگاران نابلد و بي‌تجربه اغلب اسباب آزار هر دو سوي جريان خبري مي‌شوند، هم منبع خبر و هم مخاطب آن. بسيار پيش مي‌آيد خبرنگاري تلفن مي‌كند، هنوز سلام و عليك نكرده، چند سؤال بي‌هدف و خام مي‌پرسد و منتظر جواب مي‌شود. آدم درمي‌ماند با اينها چه كند. اصلاً نمي‌پرسند شما الان در موقعيت مصاحبه كردن هستي؟ درباره موضوع مصاحبه اطلاعات و نظري داري؟ سؤالاتشان پريشان و غلط است و اغلب پيش مي‌آيد كه در مورد من، خودم سؤالات را نيز نظر به هدفي كه دارند، برايشان تنظيم مي‌كنم بعد خودم جواب مي‌دهم.
در مواجهه با مسئولان و چهره‌هاي خاص، اين حساسيت به اوج مي‌رسد. خبرنگار بايد از بطن جامعه آگاه باشد و با پرسش‌هاي مردم آشنا و از مصاحبه‌شونده آنها را بپرسد تا مردم از راه او و رسانه‌اش،‌ پاسخ‌هاي خود را بگيرند اما شما نيز ديده‌ايد گاه چند خبرنگار يك مقام مهم را دوره مي‌كنند. مردم تشنه‌اند كه مثلاً درباره فلان معضل اقتصادي يا امنيتي و سياسي كه مسئله روز است، سؤالي از او بپرسند و آنها به جاي دغدغه مردم، مي‌روند سراغ اولين چيزي كه در لحظه به ذهنشان مي‌رسد كه گاه بسيار هم پرت و پلا از آب در مي‌آيد. در بهترين حالت آنها به جاي دغدغه‌ها و سؤالات مردم، مي‌روند سراغ دغدغه‌ها و سؤالات خودشان!
اين معضل در رسانه‌هاي مكتوب دوچندان است زيرا گاه خبرنگاري تلفن مي‌زند، هيچ تجربه و تصوري از آنچه مأمور پرسيدنش شده ندارد. به مسئول مافوقش هم نگفته نمي‌توانم. مصاحبه‌شونده را بيچاره مي‌كند. بعد كه خبر منتشر مي‌شود، مي‌بيني او به جاي پاسخ‌هاي تو، تصورات خودش را تنظيم كرده و آه از نهادت برمي‌خيزد زيرا جدا از آنكه آنچه منتشر شده اصولاً نظر تو نيست و گاه در تضاد با آن است، هزار و يك سوءتفاهم و گاه حتي گله و شكايت رسمي را نيز برمي‌انگيزد. متأسفانه اين جماعت اغلب چنان اعتماد به نفسي هم دارند كه جرئت نمي‌كني به آنها بگويي بالاي چشم‌تان ابروست!
باري اين هم نوعي كم‌فروشي مفرط است. يعني گماردن كسي به مقامي كه توان انجام وظايفش را ندارد. آن كه با وجود ناتواني هم اين مقام را مي‌پذيرد، بيش از آن كه مي‌گمارد، كم‌فروشي كرده است. با اين حال خودتان قضاوت كنيد. چقدر كم‌فروشي در مملكت زياد شده است!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار