
جشنواره فجر بزرگترين اتفاق هنري و فرهنگي كشور است كه در شيرينترين روزهاي ملت، يعني پيروزي انقلاب اسلامي برگزار ميگردد هرچند ابتدا از سال ۶۰ مقرر بود اين جشنواره سينمايي در خرداد ماه تحت عنوان جشنواره «ميلاد» در روز ۱۵خرداد برگزار شود، ولي بعد از آن از سال ۶۱ بهترين زمان را براي اين برنامه هنري بزرگ، ايام دهه فجر دانستند تا بتواند همزمان فجر انقلاب اسلامي را در پيام خودش داشته باشد و رسالت انتقال مفاهيم و مضامين انقلاب اسلامي را براي نسلهاي آينده به عهده بگيرد. برهمين مبنا هرساله سعي شد اين فستيوال سينمايي با نگاهي فراملي و بينالمللي برپا شود، به صورتي كه امروز وقتي بهترين و مؤثرترين جشنواره كشور را ميخواهيم اسم ببريم بلافاصله نام جشنواره فجر به ذهن متبادر ميشود؛ چراكه اين جشنواره در ايام مهم انقلاب برگزار ميشود ولي وقتي به تاريخچه شكلگيري اين اتفاق بزرگ هنري در سينماي كشورمان نگاه ميكنيم ميبينيم هرچه از زمان آغاز به كار آن گذشته و به جلو آمديم كمتر شباهتي با نام و زمان و ايام برگزارياش وجود داشته است. با كمال تأسف گاه حتي فيلمي نداريم كه بگوييم محصول جمهوري اسلامي است، چه رسد به آنكه قرار باشد اين فيلم، تفكر جمهوري اسلامي را به دنيا صادر كند.
جالب اين است همه ساله جشنواره دولتي فجر با هزينه بيتالمال و بودجه همين ملت و حكومت سر پاست، ولي اغلب فيلمهاي آن برخلاف جريان ملي و ديني حاكم توليد ميشوند به اين شكل كه هيچ وقت جشنواره، تبلور و جلوهگاهي از انقلاب و نيازها، ارزشها، دلمشغوليها و مبارزات تاريخي ملت نبوده و بيشتر براي اقليت خاصي توليدات داشته است؛ فيلمهايي كه عمدتاً موجي از نااميدي، ترس، نگراني و بدبيني را در جامعه تزريق ميكنند، مسئلهاي كه كاملاً با دهه فجر و شيريني غلبه بر استبداد و استكبار مغايرت دارد؛ حتي متأسفانه در جشنواره سالجاري مديران سينمايي بدون توجه به بعضي از اتفاقات و مسائل، حاميان فتنه ۸۸ كه در سور و سات دشمن ميدميدند را تقدير و تجليل كردند، افرادي كه ملت فراموش نكردهاند چه زن و چه مردشان در آن ايام پرتلاطم فتنهانگيزي چگونه آب به آسياب دشمن ميريختند و باعث تهييج انحرافي جوانان بودند حالا در ژست هنرمندان بهراحتي بالاي سن ميروند و به عنوان بهترينهاي سينمايي كشور تقدير ميشوند! آن هم در جشنوارهاي كه بايد بستري براي تحكيم و تقويت انگارههاي انقلاب و نظام ارزشهاي اسلامي باشد، چنين افرادي را به جاي بايكوت رسانهاي، مطرح و تقدير ميكنند.
البته اگرخوب نگاه كنيم چندان هم تقصير آنها نيست، زيرا فيلمهايي كه در جشنواره امسال به نمايش در آمده با بودجه بيتالمال؛ يعني از جيب تكتك ما و مستضعفي كه در روستاهاي سيستان و بلوچستان حتي آب لولهكشي براي خوردن ندارد، ساخته شده؛ چندان دهانسوز نبودهاند. اينجاست كه دراين فيلمهاي سطح چندمي چنين شخصيتهايي برچسب هنرمند برتر را ميگيرند. سينماي ايران به قول منتقدانش و نقل آماري كه خود اهالي سينما آن را برسر دولتمردان و مردم ميزنند (البته ماحصل دسترنج نه چندان متبحر خودشان است) حتي براي مخاطب داخلي نيز حرفي براي گفتن ندارد چه برسد به آنكه بخواهد دنيا را مخاطب خود بداند؛ مسئلهاي كه شايد بيشتر ازهمه بغرنج است نگاه محدود و محصور جشنواره فجر در عرصه توليدات سينمايي است و نبود نگاه بينالمللي و فراملي است به شكلي كه نشانههاي از بيداري اسلامي و تحولات عظيم منطقهاي را در جشنواره فجر شاهد نبوديم. هر ساله بعد از پايان جشنواره، بازار نقادي منتقدان و صاحبنظران پيرامون روند جشنواره ناسيوناليستي داغ است اما وقتي زمان موعود براي عمل فرا ميرسد به جز نگاه كميگرا براي گرفتن سيمرغ و يكسري مسائل جناحي به آثار سينمايي، شاهد تحول خاصي نيستيم؛ گويا سينماي مليمان واقعاً دستهايش از انگارههاي انقلاب و اهداف آن خالي خالي است و چيزي در چنته ندارد تا رو كند.