اين كتاب ماحصل يك پروژه تحقيقاتي مفصل است كه در قالب كتابي ۲۳۰ صفحهاي گرد آمده است. جالب آنكه پيش از اين و يكبار ديگر نيز چاپ اين كتاب مهم در اين مقطع حساس به تعويق افتاده بود!
بيترديد يك معناي مديريت در همه سطوح اعم از سياسي، اقتصادي و فرهنگي، اهم و فيالاهم كردن فعاليتها و صرف توان و بودجه در اموري است كه مملكت به نتايج آن نياز بيشتري دارد. در همين حال شما ميشنويد پولهاي كلاني در فوتبال بي در و پيكر مملكت هزينه ميشود. حيرتآورتر آنكه تمام باشگاههايي كه اين بودجههاي بادآورده را صرف هيچ ميكنند، يك پسوند دهانپركن فرهنگي نيز دارند. بيگمان با صرف هزينهاي كمتر از يك پانصدم و چه بسا يك هزارم برخي قراردادهاي اين باشگاهها با بازيكنان يا مربيان نورچشميشان، ميشد اين كتاب چاپ شود.
بدتر از آنچه آمد، اسراف و تبذيرها در خود حوزههاي فرهنگي است. آنها كه فيلمهاي امسال جشنواره فجر را ديدند، اين ادعا را به خوبي درك ميكنند. بسيارند فيلمهايي كه با بودجههاي كلان توسط افراد نالايق توليد شدهاند؛ آثاري كه اي كاش هيچ فايدهاي نداشته باشند! يعني كاش خنثي باشند، زيرا گاه بودجه مملكت كه بر باد رفته و فرصت به فرصتطلبها داده شده و از ديگران گرفته شده كه بماند، اثري در تقابل با آرمانهاي انقلاب و شعاير مردم توليد شده است. وقت، نيرو، مديريت، امكانات و پول بيتالمال را به كساني دادهايم كه علناً با آرمانهاي ما زاويه دارند تا به ما فحش بدهند! در همين حال چاپ كتابي با اين اهميت، براي بار دوم به خاطر نبود بودجه به تعويق ميافتد! اين رفتارها چه معنايي دارد؟ اين نمونه را بگيريد و... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
كنگره شعر فجر را با هزار و يك شعار و طمطراق راهمياندازيم براي سالنهاي خالي و پركردن گزارش كار و ادعا ميكنيم به جهت اهميت خليجفارس، آن را به جزاير آنجا بردهايم. صدها شاعر و ميهمان را با صرف هزينههاي آنچناني سوار هواپيما ميكنيم و به جزيره خارك، ابوموسي و قشم ميبريم و خودمان آنجا براي خودمان شعر ميخوانيم تا يعني با اين فكر و طرح درخشانمان نام خليجفارس را زنده نگه داريم و در همان حال، كسي به مديران ارشد و تصميمگيرندگان، مشورت نميدهد تا يكصدم آن بودجه را صرف چاپ اين كتاب و اسناد پژوهشي عظيم آن كنند؛ كتابي كه تا ابد نام خليجفارس و حقانيت اين عنوان را تثبيت ميكند. بعد پول بدهيم و آن را به چند زبان زنده دنيا ترجمه و منتشر كنيم. چطور براي آن باشگاهها و فوتباليستها، براي آن فيلمهاي آنچناني و كنگرههاي بيحاصل پول هست اما براي چاپ اين كتاب كه در وضع موجود از نان شب براي مملكت واجبتر است، نيست؟ چرا مشاوران كار خودشان را بلد نيستند؟ يا بلدند و منفعت را در جاي ديگر ميبينند! چرا كارهاي ضروري بر زمين مانده و ما سرگرم پروژههاي بيحاصليم؟ فيلم چند ميلياردي «لاله» را كليد ميزنيم، در حالي كه... بگذريم!