
از زماني كه معاونت سينمايي وزارت ارشاد منحل شد، به نظر ميرسيد كه قرار است يك تحول عظيم در سينماي ما رخ دهد. ارتقاي جايگاه سينما و تأسيس سازماني مختص به انجام امور سينما، نقطه عطفي براي هنر هفتم بود. سينما به عنوان يكي از پرجاذبهترين، پرمخاطبترين و البته متمولترين هنرهايي كه در كشورمان مشتاقان زيادي دارد، از اواخر سال ۹۰ داراي سازمان و ساختار جديدي شد و اكنون بعد از گذشت ۱۲ ماه، وقت آن رسيده است كه نگاهي به عملكرد اين سازمان در ماههاي گذشته داشته باشيم. جواد شمقدري در گفتوگو با فارس، نگاهي به اين عملكرد سازمان تحت امرش داشته است.
سازماني كه هنوز در حال تولد است! جواد شمقدري در مورد پرونده عملكرد خود طي يك سال گذشته ميگويد: «در اين يك سال فعاليتهاي ما معطوف به استقرار سازمان سينمايي و انجام مناسبات قانوني و تهيه چارت، شرح وظايف، پستها و مناسبات و تعيين افرادي كه در پستهاي سازماني جديد قرار بگيرند، بود. به تعبير ديگر، از سال گذشته تا كنون تلاش كرديم تا سازمان سينمايي مستقر شود. اگر قرار باشد بگوييم سازمان چه كارنامهاي خواهد داشت بايد در سال آينده منتظر نتايج آن باشيم. اما در عين حال بخشي از اتفاقاتي كه بايد ميافتاد در سال جاري در حالي كه در حال استقرار سازمان و گذر از معاونت به سازمان بوديم، محقق شده كه نشانههايي از آن را در جشنواره فجر شاهد هستيد.»
فيلمسازاني كه براي نخستين بار قرار است اثري سينمايي توليد كنند و به اصطلاح آنها را «فيلماولي» ميناميم، بخش قابلتوجهي از فعالان صنعت سينما را تشكيل ميدهند؛ كساني كه طي سالهاي آينده قرار است سكان سينماي ايران را در دست بگيرند.
رئيس سازمان سينمايي درباره حمايت از كارگردانان فيلم اولي كه هر ساله بر تعداد آنها نيز افزوده ميشود، ميگويد: « در بخش حرفهاي سينما اگر دقت كرده باشيد، ما عرصه را باز كرديم. اساساً اگر فكر كنيم در يك مؤسسه يا كمپاني بايد حمايت صورت گيرد، اشتباه است. بايد اين عرصه گسترش پيدا كند. در آينده، فارابي در سال دو فيلم خواهد ساخت و به جاي آن، دهها مؤسسه و بخش خصوصي بايد فعاليت كنند. ما قصد داريم فرصتها را منتشر كنيم تا در اختيار همه قرار گيرد. فيلم اول هم به همين صورت است. هر نهادي ميتواند از فيلم اول حمايت كند، اما به يك نهاد مأموريت ويژه داديم.
اين به معناي آن نيست كه ديگران نميتوانند حمايت كنند، مانعي وجود ندارد. براي علاقهمندان به سينما كه در شهرستان هستند يا در سينماي جوان فعال بودند يا نبودند اما دستشان به امكانات تهران نميرسد و ارتباطات لازم را ندارند، سينماي جوان را مأمور كرديم فرصت ساخت فيلم اول را براي اين افراد با سازوكارهايي كه خودش طراحي ميكند، مهيا كند. در بخش ديگر به فيلمسازان اولي كه در فضاي حرفهاي سينما كار ميكنند، حضور دارند و شناخته شده هستند در فارابي مأموريت ويژه داده شد تا آنهايي را كه در كلاس حرفهاي سينما هستند و پيشينه سينما دارند، پس از تأييد حمايت كند.»
حواشي سال ۹۱ و چالش سازمان سينمايي
يكي از مهمترين اتفاقات سينما در طول سال ۹۱، حواشي اكران برخي از فيلمها بود. وقايع اكران نوروزي تا همين چند وقت پيش كه فيلم « من مادر هستم» به نمايش درآمد، باعث شد تا سينما دچار تلاطم شده و با ايجاد جوي منفي در جامعه، كار حتي به رويارويي خياباني كشيده شود.
شمقدري به عنوان مسئول مستقيم سينماي كشور در مورد اين اتفاقات بيان داشت: «بارها گفته شده است برخورد با فيلمساز به صورت امري نيست و نميتوان به روش پادگاني با فيلمساز برخورد و امر و نهي كرد.
كاري كه ما انجام داديم، بستري را فراهم كرديم و اجازه داديم فيلمهايي ساخته شود كه بازخوردهايي ايجاد شود و فيلمساز فضا را ببيند و احساس كند كه اثرش ناقص است و عيبهايش نمايان شود. ما بستري را فراهم كرديم تا در تعامل بحث و نظر، نقد و بررسي، واكنشهاي تند، غيرتمند، دلسوزانه و. . . انجام شود و فيلمساز به اين نتيجه برسد كه وقتي ميخواهد در فيلمهايش كه آسيبهاي اجتماعي را دستمايه قرار دهد، ياد بگيرد به نوعي در درون فيلم در پس ذهن مخاطب راهكار را نشان دهد و نگاه اصلاحگرايانه در درون فيلم داشته باشد.
به تعبير ديگر پالايش روحي براي مخاطب انجام بدهد نه اينكه تنها در فضاي ذهني مخاطب تنش ايجاد كند و آن را رها كند. اتفاقات و فرايندهايي را كه احساس ميكرديم مفيد و مؤثر است در برنامه قرار داديم. البته در عرصه رسانه، منتقدان، گفتوگوهاي مختلفي در برنامههاي تلويزيوني داشتهاند تا مخاطبين از سينما و فيلمهايي كه ميبينند طرد شوند. در كنارش ما گپ و گفتوگوهايمان را با فيلمسازها داشتيم. مجموع اينها شرايط را به سمتي برد كه در فيلمهاي امسال تا حد زيادي نگاه مناسب و اصلاح گرايانه محقق شد. البته ما هيچ گاه فكر نميكرديم فراهم آوردن شرايط براي تجربه فيلمساز در واكنش با مخاطب، افراد و گروههايي باعث تشنج شود. اين بخش به نظر من ايراد دارد. فضايي كه منجر به تشنج ميشود باعث تأثيرات سوئي در جامعه ميشود. اين بخش بد است. ما ميتوانيم نقد كنيم حتي نقدهاي تند و آتشين در رسانه و تلويزيون داشته باشيم، اشكال ندارد اما اينكه منجر به رفتاري بشود كه مانع يك اتفاق باشد يا با حضور فيزيكي، فيلمي از پرده پايين كشيده شود يا مانع يك تصميمگيري يا ساخت فيلم شويم به نظرم فرآيند خوبي نبود كه فكر ميكنم همه به اين نتيجه رسيدند كه اين روش را ادامه دهند.»
۶۰۰ ميليون مخاطب شبكه خانگي
ركود فعلي سينماي ايران را حاصل چند اتفاق موازي ميدانند، كه دست در دست يكديگر دادهاند و باعث افت فروش فيلمها و ضرر و زيان سينما شدهاند به طوري كه در نهايت اين وضعيت باعث كاهش توليد فيلم و بيكاري بسياري از عوامل دست اندركار سينماي ايران خواهد شد؛ مسئلهاي كه هم اكنون در سينماهاي خصوصي با آن روبهرو هستيم.
شمقدري در مورد وضعيت اكران و استقبال مردم از سينما گفت:«به نظرم بيشترين ضربه در حوزه اكران از سوي سينماگران وارد ميشود به جاي اينكه پشتيبان يكديگر باشيم و يكديگر را تشويق كنيم درباره سينما به گونهاي صحبت ميكنيم كه اگر كسي هم علاقه به ديدن فيلم در سينما دارد، علاقهاش كمرنگ شود. از سوي ديگر اقبال مردم به سينماي ايران بالاست فقط كافي است مديريت كنيم و در سالنهاي نمايش هم ديده شود. اينكه ميگويم اقبال مخاطب بالاست يكي از دلايل آن جشنواره فجر است كه مردم به فيلمها اقبال نشان ميدهند، همچنين در حوزه نمايش خانگي تيراژ فيلمهاي ايراني رقم بسيار خوب و بالايي داشته و رشد خوبي را شاهد بوديم. اين نشان از اين دارد كه مردم فيلم را خريده و ديدهاند. در يك بررسي به اين نتيجه رسيديم فيلمهاي سينماي ايران در بخش شبكه خانگي در سال، ۶۰۰ ميليون نفر مخاطب داشته و خريداري شده است. اين ظرفيت خيلي بالا است و كافي است ما اين ظرفيت را به سمت ديدن فيلم در سينماها هدايت كنيم.»
با آنكه ماههاي پاياني فعاليت دولت و روي كار آمدن دولت بعدي باعث خواهد شد تا تغييرات گستردهاي مخصوصاً در بخش مديريت سينما داشته باشيم اما به طور تقريبي ميتوان آثار مديريتهاي گذشته را تا مدتها بعد در اوضاع سينماي ايران شاهد بود.
بيشك مديريت شمقدري چه در معاونت سينمايي ارشاد و چه در مقام رياست سازمان آثاري دارد كه برخي از آنها نمود آني داشته و برخي ديگر در آينده تأثير خود را ميگذارند؛ تأثيراتي كه شايد به نام شخص ديگري ثبت شوند.